دوشنبه 2 مهر 1397 - Monday, September 24, 2018
داستان سیاه حامیان تروریسم؛ روزی کومله و امروز الاحوازیهحدیث امام حسین(ع) درباره نافرمانی خداچگونه بی‌خوابی را در کودکان از بین ببریم؟آیا نماز و زکات شرط قبول اسلام است؟علت نبود تمرکز در افراد چیست؟چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟پمپئو: جلسه شورای امنیت درباره منع اشاعه است/ ایران دستورکار اصلی نیستبرتری شاگردان برانکو مقابل سپید رودانتقام مهلکی از تروریست‌ها در آینده نزدیک خواهیم گرفتخطرات ازدواج‌ اینترنتیپایان تلخ برای شاگردان کولاکوویچکمبود نیروی انسانی یکی از چالش‌های وزارت آموزش و پرورش استاحمدی نژاد بیاید و جای پول‌ها را نشان دهد/ بازداشت 4 کارمند وزارت صمت و اعلام حکم 35 پرونده فساد اقتصادی تا آخر هفته/ قوه قضاییه به دنبال شناسایی بازنشسته‌هاستاحتمال استعفای آخوندی پیش از استیضاح‌داعش ویدئوی منتسب به عاملان حمله تروریستی اهواز را منتشر کردافزایش حجم مبادلات تجاری ایران و پاکستانیکم مهر، تولد مردی از جنس مردمرئیس جمهور وارد نیویورک شدمعرفی عذاب روحی جهنمیانگروهک الاحوازیه تکذیب کرد
تاریخ :1390/10/21 10:58 AM تاریخ :1390/10/21 10:58 AM
سوالات شیطنت آلود رسانه منسوب به لاریجانی و چند نکته
رسانه منسوب به آقای لاریجانی دقت بیشتری در انتشار مطالب کند تا خدای نکرده مطالب موهن و غرض آلود سیاسی به پای ایشان نوشته نشود.

به گزارش بصیرآنلاین، مسعود یارضوی نوشت: حسین علایی، روز گذشته مطلبی را در سایت خبرآن‌لاین منسوب به آقای لاریجانی پیرامون رخداد ۱۹ دی نوشت و طی آن چند سؤال مطرح کرد و در انتهای نوشته خود نیز نوشت: "فاعتبروا یا اولی الابصار"...!

نامبرده ضمن برشمردن اتفاقاتی که در ۱۹ دی در سال ۱۳۵۶ رخ داد، خود را به عنوان یک عنصر حاضر در ۱۹ دی معرفی می‌کند و با طرح چند سؤال که هر ذهنی می‌تواند به این قضاوت برسد که ناظر به حمایت وی از فتنه‌گران در سال ۸۸ است مدعی می‌شود که پاسخ به این سؤالات می‌تواند تجربه‌ای مهم و عبرت‌آموز باشد.

البته نکته آنجاست که علایی در یک شبیه‌خوانی نوشتاری سعی می‌کند سؤالاتی را در قبال ۱۹ دی مطرح کند که هر مخاطبی می‌تواند متوجه غرض نویسنده از الگو گذاشتن این سوالات در مقابل حوادث رخ داده در فتنه سال ۸۸ باشد.

در واقع اگر بخواهیم با عینک آقای علایی به این سؤالات نگاه کنیم نقض اطلاعات او و ناگفته‌هایی که یادداشت علایی نبودنشان را فریاد می‌زند به وضوح مشخص می‌شود.

نکته اول آن است که علایی در یادداشت خود مشخص نمی‌کند که چرا به صورت مستتر از رفتن شاه خائن از این مملکت ناراحت است و با موشکافی حوادثی که منجر به سرنگونی حکومت طاغوت در ایران شد آنهم در رسانه‌ای به اسم خبرآن‌لاین مثلاً قصد روشنگری و تبیین حقایق را برای چه کسانی دارد؟ برای اپوزسیون و ماترک پس‌مانده از حکومت شاه یا برای کسان دیگری که قصد دارند با مهندسی معکوس حرف‌های این نظامی سابق خواب برگشتن دوباره به ایران را می‌بینند؟

نکته دوم نیز درباره حرفهای علایی این است که او می‌بایست به مخاطبان خود این جمله را نیز می‌گفت که در مقایسات استراتژیک و تطابق دادن‌های تاریخی قبل از هرچیز باید سوژه‌هایی را انتخاب کرد که لااقل جنبه‌هایی از آنها قابل بررسی و تدبّر باشد.

علایی سؤالاتی را در حسرت چرایی رفتن شاه فاسد‌العقل پهلوی مطرح می‌کند که در دوران فعلی و سال ۲۰۱۲ میلادی در هیچ جایی از جهان مصداق ندارد. در واقع محمدرضا شاه پهلوی به گواه اطرافیانش و مدارک به جا مانده از او، به قدری احمق بوده است که ربط دادن مفاهیمی مثل "تدبیر"، "پذیرفتن مخالفان" و یا مضحک‌تر از همه "گفت‌وگو و مراوده" به ذهن او تنها می‌تواند از یک ذهن بیمار و رسوب کرده بر بیاید. (اگر این تراوشات را عامدانه تلقی نکنیم!)

به راستی آیا آقای حسین علایی نفهمیده است که وقت مخاطبان خود را با طرح مفاهیم فوق‌الذکر در مورد کسی هدر داده است که خریّت عقلانی و سیاسی او امروز در خاطرات اطرافیانش نیز نوشته می‌شود ومورد تأکید قرار می‌گیرد. و البته گویا باید برای شاه خائن نیز خرده عقلی قائل شد که توانسته است با خریّت‌های خود چنین سؤالاتی را نیز در ذهن برخی کارآگاهان و افرادی نظیر حسین علایی ایجاد کند.

یادداشت علایی به گواه خودش برای عبرت گرفتن "سایرین"! نوشته شده است. اگر ما نیز جزو این سایرین باشیم که قرار است با عبرت گرفتن از سؤالات مطرح شده توسط نظامی سابق، حسین علایی، آن‌هم در سایت خبر‌آن‌لاین عبرت بگیریم، باید گفت که سؤالات علایی ما را به سمت رخدادهای فتنه سال ۸۸ سوق می‌دهد.

او در بند ششم سؤالات عبرت‌آموز! خود که گویا ای‌کاش‌هایی برای نرفتن شاه خائن به نظر می‌رسند، می‌گوید: "۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی ها پناه ببرم؟"

اولاً اطلاعات آقای علایی ظاهراً به دلیل حضور مؤثرش در رخداد ۱۹ دی ناقص است زیرا شاه خائن اساساً دشمن خارجی نداشت که بخواهد مردم انقلابی را به تحریک از بیرون! متهم کند.

ثانیاً اگر حسین علایی خرده کنایه‌ای به اوباش به خیابان آمده در سال ۸۸ دارد و اینکه این اوباش متهم شدند که توسط خارجی‌ها تحریک شده‌اند باید گفت که اولا این مسئله نه یک اتهام که فرآیندی بود که توسط میرحسین موسوی و قبل از آن نیز در یک نامه بدون سلام که توسط یک رئیس جمهور سابق به کلیت نظام نگاشته شد سند گذاری شد. و ثانیاً آقای علایی گویا نه از رسانه‌های خارجی آن روزگاران خبری دارد که چطور به هر دستاویز ممکنی برای تحریک اغتشاشگران متوسل می‌شدند و نه از اظهارات کسانی مثل اوباما، کلینتون، ریچارد هاس و غیره و غیره که حتی هنوز هم نمی‌خواهند دست از تحریک اغتشاشگران بردارند.

و ثالثاً علی‌الظاهر حسین علایی هیچگاه در مدرسه دانش‌آموز باهوشی نبوده است که حتی هنوز و هنگامیکه موهای سر و صورتش سپیده شده هیچ درک درستی از واژه "تحریک" ندارد. و گرنه حتماً او هم موافق بود که تحریک معنایی دارد که در تمام عملکرد آمریکا و استکبار جهانی در قبال حمایت از اغتشاشگران سال ۸۸ متبلور بود و البته هست.

علایی در یکی دیگر از سؤالاتی که از خود و در چرایی رفتن شاه خائن می‌پرسد اینطور و از زبان روح شاه خائن حرف می‌زند که: "اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم، مسئله خاتمه نمی یافت؟"

این نظامی سابق گویا متوجه نیست که اعتراض، اغتشاش و انقلاب سه مفهوم جداگانه‌‌اند.

آنچه که در دوران حکومت پهلوی توسط مردم و به رهبری امام راحل رخ داد یک انقلاب بود نه یک اعتراض. ضمن آنکه حسین علایی اگر یک تحلیل ساده را در مورد شناخت ماهیت اغتشاشات خیابانی نیز بخواند متوجه می‌شود که یک اعتراض، (اگر واقعا اعتراض باشد نه بهانه‌ای برای به خیابان آوردن شعبان بی‌مخ‌ها) هیچگاه نمی‌تواند یک حکومت را براندازی کند. و این فقط یک انقلاب واقعی است که می‌تواند یک حکومت هرچند قوی را مضمحل کند.

ضمنن من‌باب تذکر به حسین علایی باید گفت که ایکاش در این سؤالات و سایر سؤالاتی که وی از جانب خود و شاه پرسیده است، جایی هم برای منحرف شدن خواص و چرایی فاسد الفکرشدن آنها دیده می‌شد.

ما از علایی انتظار داشتیم که علاوه بر پاسخگویی به این سؤال، به عنوان یک عنصر حاضر در ۱۹ دی لااقل اذعان می‌کرد که اساساً در یک نظام عقلایی، بروز خواصی که فاسد‌العقل می‌شوند و سرانجام همانند داستان "گاو نه من شیر" نمکدان‌ها را می‌زنند و می‌شکنند حتما همانند بروز یک بیماری در یک بدن سالم امری طبیعیست و اتفاقا موجب سالم سازی یک نظام سیاسی نیز می‌شود.

حسین علایی در پایان سؤالاتی که بهتر بود ۳۴ سال قبل آنها را مطرح می‌کرد تا شاه خائن از کشور نرود!، جمله‌ دیگری را هم مطرح می‌کند. او از دیکتاتوری و پایان مشابه همه دیکتاتورها نیز سخن می‌کند. و در تَهِ گفته خود نیز جمله "فاعتبرو یا اولی‌الابصار" را می‌آورد.

حسین علایی که در فتنه سال ۸۸ حامی رکن اصلی فتنه بود و هنوز هم هست و همین یادداشت وی تنها ساعاتی پس از انتشار نیز در رسانه‌های عامل در جنگ نرم دشمن علیه ما مورد استقبال شدید قرار گرفت، شاید اگر در انتهای یادداشت خود از از شمرها، کعب‌الاحبارها، ابی‌سفیان‌ها و طلحه و زبیرهای خائن نیز سخن می‌گفت، گفتارش بهتر در جان مخاطبان خودش می‌نشست.

او با نگفتن از نفوذ نرم چرب و شیرین و زخارف دنیا در دل‌های برخی انقلابیون در صدر اسلام و صدر انقلاب، به مخاطبان خودش حتی در بی‌بی‌سی، رسانه‌های اپوزسیون و حتی وبلاگ‌های ضد انقلاب هم ظلم کرد.

علایی که اینچنین در رسای شاه می‌سراید، می‌بایست برای متعادل شدن نوشته‌اش از "شمر" نیز می‌سرود.

که چگونه روزی در لشکر امیرالمؤمنین زخم می‌خورد و جانباز می‌شود و روز دیگر اما مشخص می‌شود که نه تنها توفیقات این فرزند زن بزچران نیز از سر تصادف بوده است بلکه اوست که همواره در ذهن و دل خود، قتل فرزند علی(ع) را در ذهن می‌پرورانده است.

علایی می‌بایست از جان‌فشانی‌های شمر بن ذی‌الجوشن و جان‌فشانی‌های او برای دیکاتورهای حامی‌اش در شام و کوفه نیز سخن می‌گفت و بعد از نوشته‌اش عبرت می‌گرفت.

در انتها لازم است همکاران محترم در رسانه منسوب به آقای لاریجانی دقت بیشتری در انتشار مطالب کنند تا خدای نکرده مطالب موهن و غرض آلود سیاسی به پای ایشان نوشته نشود.رسانه منسوب به آقای لاریجانی دقت بیشتری در انتشار مطالب کند تا خدای نکرده مطالب موهن و غرض آلود سیاسی به پای ایشان نوشته نشود.

به گزارش بصیرآنلاین، مسعود یارضوی نوشت: حسین علایی، روز گذشته مطلبی را در سایت خبرآن‌لاین منسوب به آقای لاریجانی پیرامون رخداد ۱۹ دی نوشت و طی آن چند سؤال مطرح کرد و در انتهای نوشته خود نیز نوشت: "فاعتبروا یا اولی الابصار"...!

نامبرده ضمن برشمردن اتفاقاتی که در ۱۹ دی در سال ۱۳۵۶ رخ داد، خود را به عنوان یک عنصر حاضر در ۱۹ دی معرفی می‌کند و با طرح چند سؤال که هر ذهنی می‌تواند به این قضاوت برسد که ناظر به حمایت وی از فتنه‌گران در سال ۸۸ است مدعی می‌شود که پاسخ به این سؤالات می‌تواند تجربه‌ای مهم و عبرت‌آموز باشد.

البته نکته آنجاست که علایی در یک شبیه‌خوانی نوشتاری سعی می‌کند سؤالاتی را در قبال ۱۹ دی مطرح کند که هر مخاطبی می‌تواند متوجه غرض نویسنده از الگو گذاشتن این سوالات در مقابل حوادث رخ داده در فتنه سال ۸۸ باشد.

در واقع اگر بخواهیم با عینک آقای علایی به این سؤالات نگاه کنیم نقض اطلاعات او و ناگفته‌هایی که یادداشت علایی نبودنشان را فریاد می‌زند به وضوح مشخص می‌شود.

نکته اول آن است که علایی در یادداشت خود مشخص نمی‌کند که چرا به صورت مستتر از رفتن شاه خائن از این مملکت ناراحت است و با موشکافی حوادثی که منجر به سرنگونی حکومت طاغوت در ایران شد آنهم در رسانه‌ای به اسم خبرآن‌لاین مثلاً قصد روشنگری و تبیین حقایق را برای چه کسانی دارد؟ برای اپوزسیون و ماترک پس‌مانده از حکومت شاه یا برای کسان دیگری که قصد دارند با مهندسی معکوس حرف‌های این نظامی سابق خواب برگشتن دوباره به ایران را می‌بینند؟

نکته دوم نیز درباره حرفهای علایی این است که او می‌بایست به مخاطبان خود این جمله را نیز می‌گفت که در مقایسات استراتژیک و تطابق دادن‌های تاریخی قبل از هرچیز باید سوژه‌هایی را انتخاب کرد که لااقل جنبه‌هایی از آنها قابل بررسی و تدبّر باشد.

علایی سؤالاتی را در حسرت چرایی رفتن شاه فاسد‌العقل پهلوی مطرح می‌کند که در دوران فعلی و سال ۲۰۱۲ میلادی در هیچ جایی از جهان مصداق ندارد. در واقع محمدرضا شاه پهلوی به گواه اطرافیانش و مدارک به جا مانده از او، به قدری احمق بوده است که ربط دادن مفاهیمی مثل "تدبیر"، "پذیرفتن مخالفان" و یا مضحک‌تر از همه "گفت‌وگو و مراوده" به ذهن او تنها می‌تواند از یک ذهن بیمار و رسوب کرده بر بیاید. (اگر این تراوشات را عامدانه تلقی نکنیم!)

به راستی آیا آقای حسین علایی نفهمیده است که وقت مخاطبان خود را با طرح مفاهیم فوق‌الذکر در مورد کسی هدر داده است که خریّت عقلانی و سیاسی او امروز در خاطرات اطرافیانش نیز نوشته می‌شود ومورد تأکید قرار می‌گیرد. و البته گویا باید برای شاه خائن نیز خرده عقلی قائل شد که توانسته است با خریّت‌های خود چنین سؤالاتی را نیز در ذهن برخی کارآگاهان و افرادی نظیر حسین علایی ایجاد کند.

یادداشت علایی به گواه خودش برای عبرت گرفتن "سایرین"! نوشته شده است. اگر ما نیز جزو این سایرین باشیم که قرار است با عبرت گرفتن از سؤالات مطرح شده توسط نظامی سابق، حسین علایی، آن‌هم در سایت خبر‌آن‌لاین عبرت بگیریم، باید گفت که سؤالات علایی ما را به سمت رخدادهای فتنه سال ۸۸ سوق می‌دهد.

او در بند ششم سؤالات عبرت‌آموز! خود که گویا ای‌کاش‌هایی برای نرفتن شاه خائن به نظر می‌رسند، می‌گوید: "۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی ها پناه ببرم؟"

اولاً اطلاعات آقای علایی ظاهراً به دلیل حضور مؤثرش در رخداد ۱۹ دی ناقص است زیرا شاه خائن اساساً دشمن خارجی نداشت که بخواهد مردم انقلابی را به تحریک از بیرون! متهم کند.

ثانیاً اگر حسین علایی خرده کنایه‌ای به اوباش به خیابان آمده در سال ۸۸ دارد و اینکه این اوباش متهم شدند که توسط خارجی‌ها تحریک شده‌اند باید گفت که اولا این مسئله نه یک اتهام که فرآیندی بود که توسط میرحسین موسوی و قبل از آن نیز در یک نامه بدون سلام که توسط یک رئیس جمهور سابق به کلیت نظام نگاشته شد سند گذاری شد. و ثانیاً آقای علایی گویا نه از رسانه‌های خارجی آن روزگاران خبری دارد که چطور به هر دستاویز ممکنی برای تحریک اغتشاشگران متوسل می‌شدند و نه از اظهارات کسانی مثل اوباما، کلینتون، ریچارد هاس و غیره و غیره که حتی هنوز هم نمی‌خواهند دست از تحریک اغتشاشگران بردارند.

و ثالثاً علی‌الظاهر حسین علایی هیچگاه در مدرسه دانش‌آموز باهوشی نبوده است که حتی هنوز و هنگامیکه موهای سر و صورتش سپیده شده هیچ درک درستی از واژه "تحریک" ندارد. و گرنه حتماً او هم موافق بود که تحریک معنایی دارد که در تمام عملکرد آمریکا و استکبار جهانی در قبال حمایت از اغتشاشگران سال ۸۸ متبلور بود و البته هست.

علایی در یکی دیگر از سؤالاتی که از خود و در چرایی رفتن شاه خائن می‌پرسد اینطور و از زبان روح شاه خائن حرف می‌زند که: "اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم، مسئله خاتمه نمی یافت؟"

این نظامی سابق گویا متوجه نیست که اعتراض، اغتشاش و انقلاب سه مفهوم جداگانه‌‌اند.

آنچه که در دوران حکومت پهلوی توسط مردم و به رهبری امام راحل رخ داد یک انقلاب بود نه یک اعتراض. ضمن آنکه حسین علایی اگر یک تحلیل ساده را در مورد شناخت ماهیت اغتشاشات خیابانی نیز بخواند متوجه می‌شود که یک اعتراض، (اگر واقعا اعتراض باشد نه بهانه‌ای برای به خیابان آوردن شعبان بی‌مخ‌ها) هیچگاه نمی‌تواند یک حکومت را براندازی کند. و این فقط یک انقلاب واقعی است که می‌تواند یک حکومت هرچند قوی را مضمحل کند.

ضمنن من‌باب تذکر به حسین علایی باید گفت که ایکاش در این سؤالات و سایر سؤالاتی که وی از جانب خود و شاه پرسیده است، جایی هم برای منحرف شدن خواص و چرایی فاسد الفکرشدن آنها دیده می‌شد.

ما از علایی انتظار داشتیم که علاوه بر پاسخگویی به این سؤال، به عنوان یک عنصر حاضر در ۱۹ دی لااقل اذعان می‌کرد که اساساً در یک نظام عقلایی، بروز خواصی که فاسد‌العقل می‌شوند و سرانجام همانند داستان "گاو نه من شیر" نمکدان‌ها را می‌زنند و می‌شکنند حتما همانند بروز یک بیماری در یک بدن سالم امری طبیعیست و اتفاقا موجب سالم سازی یک نظام سیاسی نیز می‌شود.

حسین علایی در پایان سؤالاتی که بهتر بود ۳۴ سال قبل آنها را مطرح می‌کرد تا شاه خائن از کشور نرود!، جمله‌ دیگری را هم مطرح می‌کند. او از دیکتاتوری و پایان مشابه همه دیکتاتورها نیز سخن می‌کند. و در تَهِ گفته خود نیز جمله "فاعتبرو یا اولی‌الابصار" را می‌آورد.

حسین علایی که در فتنه سال ۸۸ حامی رکن اصلی فتنه بود و هنوز هم هست و همین یادداشت وی تنها ساعاتی پس از انتشار نیز در رسانه‌های عامل در جنگ نرم دشمن علیه ما مورد استقبال شدید قرار گرفت، شاید اگر در انتهای یادداشت خود از از شمرها، کعب‌الاحبارها، ابی‌سفیان‌ها و طلحه و زبیرهای خائن نیز سخن می‌گفت، گفتارش بهتر در جان مخاطبان خودش می‌نشست.

او با نگفتن از نفوذ نرم چرب و شیرین و زخارف دنیا در دل‌های برخی انقلابیون در صدر اسلام و صدر انقلاب، به مخاطبان خودش حتی در بی‌بی‌سی، رسانه‌های اپوزسیون و حتی وبلاگ‌های ضد انقلاب هم ظلم کرد.

علایی که اینچنین در رسای شاه می‌سراید، می‌بایست برای متعادل شدن نوشته‌اش از "شمر" نیز می‌سرود.

که چگونه روزی در لشکر امیرالمؤمنین زخم می‌خورد و جانباز می‌شود و روز دیگر اما مشخص می‌شود که نه تنها توفیقات این فرزند زن بزچران نیز از سر تصادف بوده است بلکه اوست که همواره در ذهن و دل خود، قتل فرزند علی(ع) را در ذهن می‌پرورانده است.

علایی می‌بایست از جان‌فشانی‌های شمر بن ذی‌الجوشن و جان‌فشانی‌های او برای دیکاتورهای حامی‌اش در شام و کوفه نیز سخن می‌گفت و بعد از نوشته‌اش عبرت می‌گرفت.

در انتها لازم است همکاران محترم در رسانه منسوب به آقای لاریجانی دقت بیشتری در انتشار مطالب کنند تا خدای نکرده مطالب موهن و غرض آلود سیاسی به پای ایشان نوشته نشود.
نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
  • آقاي "بصير" دقت كن! اين مقاله "حسين علايي" در روزنامه اطلاعات است و چندين سايت هم به عنوان خبر آنرا كامل و يا با توضيح چاپ كرده‌اند!!! وقتي كه با گروهي و يا كسي اختلاف داريد هر چيزي را بهانه براي حمله و سوء استفاده براي "بر حق" بودن خود قرار ندهيد
  • شاه مردم رو به وابستگی به کمونیسم متهم می کرد. برید تاریخ رو دوباره بخونید مخصوصا تاریخ صفویه رو.
  • سلام بصير جان آقاي اعلايي اشتباه کرده است ، سنت ائمه اطهار عليه سلام سعه صدر و خويشتنداري در مقابل حتي دشمنان بود و به حرف دوست ودشمن گوش فرا ميدادند و آنها را راهنمايي ميکردند حالا انتظار ميرود ايشان را مانند يک مرتد سرکوب نکنيد اگر ما با دوستان که خطايي مرتکب ميشوند اينچنين کنيم چگونه با افرادي که دوست نيستند رفتار خواهيم کرد و جاذبه مسلماني ما کجا رفته اينگونه دشمن که هيچ حتي مخالفان را هم جذب نميکنيم و آنان را به دشمن تبديل ميکنيم و خواهند گفت ببينيد مردم با اعلايي سردار سپاه چه کردند و و و آرامش و متانت براي جذب مردم ، مخالفان و حتي دوست کردن دشمنان بهتر است . آره عزيز دلم...
  • + نظردهید
    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
    Copyright © 2018 BasirOnline website.
    All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.