یکی از شاگردان شهید بهشتی با بیان اینکه دانشگاه و روش تدریس دانشگاههایمان، بهشتیپرور نیست، گفت: وضعیت تدریس در دانشگاه مبتنی بر مباحثه نیست که در این زمینه نیازمند یک تغییر جهت برای تجلی اندیشههای افرادی چون بهشتی هستیم.
به گزارش بصیرآنلاین، صادقعلی رنجبر عضو هیئت علمی دانشگاههای مازندران که یکی از شاگردان آیتالله شهید بهشتی است، به مناسبت واقعه هفت تیر، درباره شخصیت شهید بهشتی مطالب ارزنده ای را بیان داشته اند که متن این مصاحبه را در ذیل میخوانیم.
این شاگرد شهید بهشتی در پاسخ به سئوالی درباره ویژگیهای شخصیتی شهید بهشتی گفت: بحث درباره شهید بهشتی در واقع بحثی تلفیقی شامل ابعاد معنوی، محتوایی و ماهوی و عملکردی است، چرا که شخصیت وی به همراه شهید مطهری که رکن اساسی اندیشههای بنیادین و جهانبینی است عمدتاً در حوزه تبیین راهکار و طراحی ساختار در مرحله شکلگیری جمهوری اسلامی است قابل پردازش است.
شهید بهشتی اندیشههای انقلاب را اجرایی کرد
رنجبر با اشاره به اینکه شهید مطهری پایهگذار اندیشههای انقلاب اسلامی است، تصریح کرد: شهید بهشتی کسی بود که این اندیشهها را قالب عملیاتی داد و به شکل اجرایی درآورد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در واقع بهشتی قانون اساسی را از درون معیارها و ارزشهایی که متاثر از اندیشههای مطهری بود، به شکل اجرایی استخراج کرد.
وی با بیان اینکه شهید مطهری و شهید بهشتی هر دو شاگرد امام خمینی (ره) بودند، افزود: پردازش درباره شخصیت شهید بهشتی در واقع پردازش ماهیت انقلاب اسلامی است که این شهید بزرگوار با نگرش و جهانبینی اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را تبیین کرده و در اصل از تزها و اندیشه ها، قانون ساخت.
شهید بهشتی بزرگترین دستاورد انقلاب این استاد علوم سیاسی دانشگاههای مازندران شهید بهشتی را صاحب بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران دانست و گفت: حقیقتاً تصویب اصل ولایت فقیه در بافت مجلس خبرگان قانون اساسی(دوره اول) در زمانی که این مجلس به هیچ وجه آمادگی این مسئله را نداشت، از دستاوردهای بارز این شهید ارزشمند هفتم تیر است.
وی با تاکید بر اینکه در مجلس خبرگان اول، شهید بهشتی با دو گروه لیبرال و روشنفکری روبرو بودند که آنها ضرورتی را برای تصویب ولی فقیه ندیده و حتی برخی روحانیون هم همراهی نمی کردند، خاطرنشان کرد: شهید بهشتی در آن موقع برای تصویب این مسئله فقط زمان حاضر را نمیدیدند بلکه آیندهنگری داشته و در واقع روزهای مانند امروز را میدیدند و به این نتیجه رسیدند که باید اراده برتر برای حل مشکلات نظام وجود داشته باشد.
اصرار بر تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی توسط "یک ملت"
رنجبر اصرار بر تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و بحرانزدایی با تکیه بر قوانین ثانویه برای عبور از بحران را از زحمات و تلاشهای بیوقفه شهید بهشتی برشمرد و اظهار داشت: شهید بهشتی برای دست یافتن به این مسئله، مناظرهها و مباحثههای زیادی را در دانشگاه و رسانه داشتند و سعی میکردند که تفکر ناب و اسلام ناب محمدی(ص) را همانگونه که هست در جامعه ترویج دهند.
وی استمرار و اجرایی شدن اندیشههای شهید مطهری را از تلاشهای ویژه شهید بهشتی برشمرد و گفت: شهید بهشتی علمدار اجرایی و مانع بزرگ مصادره انقلاب توسط لیبرالها، احزاب و گروههای افراطی اوایل انقلاب بودند، گروههایی که در اوایل انقلاب در فضای رسانهای مطلوبی که نظام سلطه جهانی برایشان فراهم می کرد، برای عدم تحقق این مسئله تلاش میکردند.
امام معتقد بودند که مظلومیت شهید بهشتی، مظلومیتی مضاعف بود!
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه مقابله با بنیصدر و اندیشههای انحرافی آن زمان و ایستادگی در برابر اندیشههای انحرافی چپ کمونیستی و منافقین التقاطی و راست غربگرا، موجب شده بود تا این شهید هم از طرف خودیها و هم از طرف غیرخودیها تخطئه شود، افزود: به همین خاطر امام شهید بهشتی را دارای مظلومیت مضاعف می دانستند.
رنجبر با بیان اینکه تخطئه و مخالفت گروههای غیرخودی تعجب ندارد، اظهار داشت: آنچه تاسفبار است این است که شهید بهشتی از سوی عده کثیری از خودیها نیز تخطئه میشد و برخی افراد خودی نادانسته به دلیل فقدان بصیرت، پذیرش اندیشهها و مواضع این شهید بزرگوار را نداشتند.
موضوعات قابل پردازش از سوی شهید بهشتی همیشه نو بود
شاگرد شهید بهشتی در ادامه درباره معرفی شهید بهشتی به عنوان کلیددار انقلاب اسلامی افزود: مهمترین نقش شهید بهشتی در انقلاب این بود که در هر موضوعی که وارد میشدند موضوع نو و جدید و اولین تجربه بود.
وی با اشاره به اینکه شهید بهشتی مسئولیت تدوین و بررسی و تصویب قانون اساسی اسلامی را که با استانداردهای جهانی قابل انطباق باشد، عملاً از دست مجلس موسسات درآورد و در خبرگان اول، قانون اساسی اسلامی را که قابلیت اجرایی و عملیاتی داشته باشد در دستور کار قرار داد، یادآور شد: ایشان برای ولایی کردن نظام سنگ تمام گذاشتند و نظام ولایی امروز مرهون اقتدار شهید بهشتی در خبرگان اول بود و علاوه بر آن ایشان برای اسلامی کردن قوه قضائیه هم تاوان سنگینی داد و با ارائه خلاقانه لایحه قصاص گام محکمی برای اجرایی کردن قوانین الهی در نظام قضائی برداشت تا جایی که لیبرالها با میدانداری نهضت آزادی و جبهه ملی و با محوریت بازرگان بنای ناسازگاری گذاشته و حتی در 25 خرداد سال 60 به دعوت بازرگان، تظاهرات خیابانی به راه انداختند تا مردم را علیه نظام بشورانند و به همین خاطر با خشم انقلابی امام راحل مواجه و برای همیشه از نظام طرد شدند
! آشتیناپذیری با انحرافپیشگان از ویژگی بارز شهید بهشتی
رنجبر افزود: امام راحل در واکنش به این اقدام لیبرالها و مشخصاً اعضای غربگرای نهضت آزادی مکتوب فرمودند که: «از اعضای نهضت آزادی در هیچ سمتی استفاده نشود» و خلاصه اینکه شهید بهشتی با هیچ جریان انحرافی کنار نمی آمد و تنها گزینه ایشان اسلام ناب محمدی(ص) بود، چرا که وی به راهش و ماندگاری آثارش ایمان داشت و از این رو با صلابت و طمانینه می گفت:« ما راستقامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند!».
این شاگرد شهید بهشتی آشتیناپذیری با انحراف پیشگان را از دیگر ویژگی بارز شهید بهشتی دانست و تصریح کرد: به دلیل صبوری و شکیبا بودن در برابر تیرهاندیشان و پاسبانی فکری و استراژیکی از نظام، ایشان از سویی کلیددار نظام و از طرفی دیگر نیز تجلی تمامنمای اراده امام برای اجرای اهداف انقلاب اسلامی است.
وی برخورداری از سعه صدر کامل در تحمل اندیشههای مخالف، اقتدار فکری برای تحقق تفکر اسلام ناب و پرچمداری خط امام راحل را از دیگر ویژگی های شهید بهشتی عنوان کرد و درباره وجود داشتن افرادی همچون شهید بهشتی در انقلاب اسلامی نیز گفت: اینکه فکر کنیم با رفتن شهید بهشتی، بهشتی دومی یافت نمی شود و یا حوزه های ما فاقد قابلیت تولد بهشتی های دیگرند، اندیشه ای خطاست و تداعی یک نوع مردهپرستی است.
شهید بهشتی استمرار دارد رنجبر گفت: باید بدانیم که شهید بهشتی به عنوان یک تفکر و پدیده اجتماعی در جامعه ما استمرار دارد و با رفتن وی، جریان فکری شهید بهشتی متوقف نشده است، شهید بهشتی مولود حوزه علمیه قم و اندیشههای امام راحل است و هم اکنون نیز قابلیت های فکری و مدیریتی این شهید را میتوان در جلوههای مقام معظم رهبری و شاگردان برجسته امام راحل در عرصههای سیاسی و دینی و حلقه یاران قدیم اش متجلی دید و از این لحاظ من نه معتقدم که ایران پر از شهید بهشتی است و نه بر این عقیده ام که جامعه ما سترون و خالی از ایشان شده است و بعبارتی می خواهم بگویم که بهشتی پروری اگر چه کار آسانی نیست و بسیار دشوار است، اما محال هم نیست!
نخستین شاگرد شهید بهشتی در استان مازندران درباره حضورش در کلاسهای درس شهید بهشتی به عنوان یک دانشجو اظهار داشت: در اواخر سال 58 و ابتدای سال 59 به مدت شش ماه در یک دوره آموزشی در محضر ایشان نشستیم و ایشان در طی این چند ماه مبحث "شناخت اسلام" را برای ما تدریس میکردند.
وی با اشاره به اینکه کلاس ما در این مدت در روزهای یکشنبه و چهارشنبه بود، افزود: در این کلاسها در زمینه جهانبینی، تفکر نو و برداشت های جدید از فقه سنتی جواهری از محضر ایشان بهره ها بردیم، چرا که شهید بهشتی مصداق بارز برخورداری از قابلیت اجتهاد زمان و مکان و معتقد بود که مشکلات جامعه با فرهیختگان همه جانبه مرتفع میشود و ما باید ضمن پویایی به قدر کافی تعبد هم داشته باشیم تا دشمن قادر به نفوذ در ما نباشد.
رنجبر با بیان اینکه شهید بهشتی در تدریس شناخت به دو بعد تئوری و عملی میپرداخت، یادآور شد: شهید بهشتی در این کلاسها همزمان با مباحث تئوریک، با تربیت نسل جدید، برای انقلاب کادرسازی نیز میکرد.
شهید بهشتی پیوسته در کلاسهای درس حضور مییافت
این شاگرد شهید بهشتی با یادآوری این نکته که شهید بهشتی علیرغم مسئولیتهای سنگینش، بر اساس تعهدی که داشت بصورت منظم و پیوسته در کلاسهای درس حضور مییافت، گفت: این شهید بزرگوار بعد از تدریس تا سقف 45 دقیقه در کلاس میماند و در این مدت مراجعات درسی و نیز شخصی را بیپاسخ نمیگذاشتند و در واقع با این پاسخگوئی و انس، سیره عملی اندیشههای اسلام ناب محمدی(ص) در ما جلوهگر میشد، طوریکه پس از 33 سال نسبت به یاد و احترام و علاقه به وی، هرگز ثانیه ای و یا ذره ای در خودم احساس عدول و افت نمیکنم.
وی درباره اینکه آیا در دانشگاه و حوزه در حال حاضر همان اندیشهها حاکم است یا خیر اظهار داشت: دانشگاه و حوزه برای رسیدن به آنچه که شهید بهشتی مد نظر داشتند نیازمند تقویت محتوایند و همانطوریکه مقام معظم رهبری درباره وضعیت رشته علوم انسانی ابراز نگرانی کردند، باید گفت که علوم انسانی با آنچه که مورد انتظار جامعه اسلامی است فاصله دارد، فلذا باید با تجدید منابع و تقویت اساتید قوی تر، گام های اساسی تری برداشت و پیشنهاد بارز حقیر استفاده متقابل و موثر از اساتید حوزه و دانشگاه در این دو مرکز علمی است.
دانشگاه و روش تدریس دانشگاههای ما بهشتیپرور نیست رنجبر با بیان اینکه دانشگاه و روش تدریس دانشگاههای ما بهشتیپرور نیست، متذکر شد: چون وضعیت تدریس در دانشگاه مبتنی بر مباحثه، مناظره و تحلیل محتوی نیست و مدرک گرایی بر محتواگرایی و یادگیری و سازندگی و تولید علم ارجح است، عملاً نمی تواند کار بزرگی را صورت دهد، بنابر این داشگاه و حتی حوزه، نیازمند یک تغییر جهت برای تجلی حضور اندیشههای آرمانی افرادی همچون شهید بهشتی است.
این استاد دانشگاه که افتخارش را شاگردی کردن در محضر استاد بزرگی همچون شهید بهشتی عنوان میکند درباره خاطرهای از این استاد میگوید: بزرگترین خاطره من این است که شاگرد کسی بوده ام که ظرفیت روانی لازم را برای تحمل اندیشههای مخالف داشت و به هیچ وجه برآشفته نمیشد و یا به سمت طراح سئوالهای مخالف تعرضی نداشت و همیشه با تبسم وارد گود پاسخگویی به سئوالها میشد و به شکل بنیادی پاسخگوی سئوالها بود و پیوسته ابهامزدایی میکرد.
شهید بهشتی در زمان حضور در کلاس یک دقیقه هم تاخیر نداشت
وی با بیان اینکه این استاد ارزشمند بخاطر برخورداری از اندیشههای ناب و عمق مطالعاتی که به تسلط وی منجر شده بود، با آرامش و استدلال به پاسخگویی به سئوالهای مطروحه می شد، خاطرنشان کرد: شهید بهشتی در آن زمان با این که رئیس قوه قضاییه و دیوان عالی کشور بودند، اما به عنوان یک استاد، منظم سر کلاس حاضر میشدند و حتی یک دقیقه هم تاخیر نداشتند.
رنجبر با تاکید بر این نکته که در کلاس درس در چهره شهید بهشتی جلوه مسئولیت در نظام دیده نمیشد، اظهار داشت: ایشان در کلاس درس، تنها و تنها یک مدرس بودند و ادبیات تحکمی و اقتدار مسئولیتی را با خود به کلاس نمی آوردند و بسیار هم متواضعانه برخورد میکردند و این نشاندهنده این بود که شهید بهشتی قدرت تفکیک این دو شخصیت علمی و سیاسی را در خود داشتند.
وی در پایان با اشاره به اینکه باید اندیشههای شهید بهشتی به مقتضیات زمان ارائه شود، گفت: توجه به احکام ثانویه و پردازش نو به مسائل از مواردی است که باید به آن توجه شود چون بعضی مواقع اتکا به تفاسیر قدیمی ممکن است منجر به انحراف شود و در این زمینه ها ما باید یاد بگیریم که اندیشه های امام راحل، شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگر یاران امام را از نگاه مقام عظمای ولایت تفسیر کنیم تا از حوزه بصیرت ولایی خارج نشویم.
===============
گفتوگو از مهرانگیز عباسی