
انگار همین دیروز بود که در شامگاهی بهاری در سال ۵۸ پله های متعدد چوبی شورای انجمن های اسلامی دانشجویان و دانش آموزان، واقع در خیابان انقلاب، روبروی استانداری مازندران را یکی یکی پشت سر گذاشت و در سردری اتاق کارم، به بنده مراجعه کرد و پیشنهاد فعالیت در صدا و سیما را به من داد و در برابر تردید و انکارم، بر آن اصرار ورزید و با همان زبان نرم و نافذ خویش مرا برای تست صدا به سازمان صدا و سیما فرا خواند!
من مرحوم حسین کلامی را هم بخاطر نسبت با شهید اسماعیل خلیلی(اسماعیل چریک) که از دوستانم بود و هم بخاطر فعالیت های تئاتری من و او که ایشان در گروه تئاتر فخ با آقای جونیان هم فعالیت بوده اند، می شناختم و یک احترام ویژه برای هم قائل بودیم و به مرور زمان و در غربت بچه های مذهبی در نهادهای هنری آن روزها به همدیگر علاقه مند هم شده بودیم و به مرور زمان دوستی ما آغاز شد و این سالهای اخیر اگر چه همدیگر را خیلی کم می دیدیم، اما هر وقت می دیدیم، حسابی از خجالت هم در می آمدیم و ایشان خیلی دلتنگ تر اشک می ریخت که هم می توان گفت که اشک شوق می ریخت و هم اشک حسرت و دلتنگی!
حسین آقا خیلی عاطفی بود و خیلی فداکاری می کرد و در دفاع از بچه های مذهبی در رسانه ملی، خیلی از خودش مایه می گذاشت و من هرگز نمی توانم سالهای غربت بچه حزب اللهی صدا و سیما را در آن سالها یعنی اوایل دهه ۶۰ فراموش کنم که با استحکام مواضع حمایتی ایشان و عزیز دلم مرحوم علیرضا بابازاده که مسئول تولید رادیو و در اصل مسئول ما و ایشان بود، حال و هوای خاصی به فعالیت های رسانه ای ما داده بودند و انگیزه ما را مضاعف کرده بودند.
من علاوه بر ایشان در آن سالها با برادر مرحوم ایشان یعنی حسن کلامی که آن روزها گزارشگز رادیو بود نیز رفیق شده بودم و بعد متوجه شدم که این ها برادر دو شهید بزرگوارند و پدر ایشان نیز بسیجی است و کلاً یک خانواده ارزشی اند وشهید نجف کلامی از فعالان دانشگاهی قبل ار انقلاب و زمان انقلاب نیز بوده اند!
ویژگی بارز حسین آقا، حضور ذهن قوی، بیان فصیح، صدای دل انگیز و ماندنی، قدرت طرح و جمع بندی مطلب و سخنوری، قدرت برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب رادیویی و حضوری، خوش رویی و خوش مشربی، چهره همیشه متبسم، دلدادگی و دهها خصلت مثبت دیگر بود که احتمالاً برخی خاطرات نه چندان دلچسب را هم پوشش می داد و کسی از او چیزی به دل نمی گرفت.
نمی خواهم طبق روال معمول پس از مرگ به کسی معصومیت عطا کرده و از سنت مرده پرستی تبعیت کنم، طبعاً هر فردی می تواند حامل همزمان خاطرات خوب و بد باشد، اما حسین آقا کلامی، که خاک صحنه خورده تئاتر مازندران بوده اند، غالب خاطراتش مثبت و دلنشین اند و ایشان در ذهن و نگاه حقیر، همیشه قابل تقدیر است و یک رابطه نستالژی با بنده دارد.
در پایان ضمن تسلیت این ارتحال غم انگیز به خانواده و بازماندگان مرحوم کلامی، از جامعه هنری و فرهنگی مازندران و مشخصاً اداره کل ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای مازندران انتظار می رود که با احتساب خدمات ارزنده ای که ایشان به هنر متعهد در مازندران داشته اند؛ تجلیل با شکوهی در حد نام و نقش ارزنده ایشان داشته تا امکان ابراز ارادت هنرمندان و علاقه مندان به هنر به ایشان فراهم گردد.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه