دوشنبه 15 دي 1404 - Monday, January 5, 2026
تاریخ :1394/08/30 7:34 AM
آذری ها، ناجی مازنی ها و پایان تمسخر اقوام در رسانه ملی!
آنقدر اسب مدیران رسانه ملی در آن زمان یکه تازی می کرد که اعتراض نماینده ی محترم ولی فقیه، ائمه محترم جمعه، اساتید محترم دانشگاه، برخی از مسئولین اجرایی و نخبگان جامعه راه به جایی نبرده و با حمایت قاطع ریاست وقت رسانه ی ملی، نه تنها عقب نشینی انجام نپذیرفت، بلکه اینگونه ....
اعتراض قاطبه ی اهالی آذربایجان و استانها و شهرهای آذری نشین به یکی از برنامه های ناپسند و موهن فتیلیه های دوست داشتنی در ماه جاری که منجر به عذرخواهی رئیس محترم رسانه ملی و معاونین و مدیران ذیربط و نیز تعطیلی موقت این برنامه و تنبیه شدید عوامل مدیریتی آن تا مرز اخراج و عزل برخی از آنها و نهایتاً صدور بخشنامه ای مبتنی بر ممنوعیت رسمی استفاده از لهجه های قومیتی در کلیه شبکه های رسانه ملی گردید، علیرغم همه تلخی های اولیه، پایان شیرینی داشت و به واسطه ی این اعتراض همگانی، نه تنها لهجه آذری از سیطره ی طنزپردازان لودگی گرا خارج شد، بلکه به لطف بخشنامه پایانی مورد اشاره، ما شاهد رهایی تمامی لهجه های اقوام ایرانی از جمله زبان شیرین مازندرانی از اسارت چندین ساله ی برنامه سازان ملی در غالب شبکه های سراسری بوده ایم!

سریال پایتخت که در سالهای اخیر در چرخه تکرار قرار گرفته و تا شماره 4 آن نیز تولید شده و در آستانه ساخت شماره ی پنج ان نیز قرار گرفته بودیم، به همراه تعداد قابل ملاحظه ای از سریال ها و برنامه های بزرگ و کوچک از جمله برنامه پربیننده ی عمو پورنگ، برنامه دوست داشتنی و موفق جمعه ایرانی و طنز باغ مظفر و دهها مورد دیگر که در دهه ی اخیر شاهد اوج گیری آنها بوده ایم، یکسره به سمت زبان شیرین مازندرانی هدف گیری کرده و حتی مازنی ها را به خوردن خوراک سگ و خوردن گوشت خر و سایر خل بازی ها و هالوبودن ها متهم کرده و خلاصه معجونی از لطیفه های به لجن کشیده شده را در سناریوها گنجانده و به بهانه خنداندن مردم، حاضر شدند که مازنی ها را به لجن بکشانند!

آنقدر اسب مدیران رسانه ملی در آن زمان یکه تازی می کرد که اعتراض نماینده ی محترم ولی فقیه، ائمه محترم جمعه، اساتید محترم دانشگاه، برخی از مسئولین اجرایی و نخبگان جامعه راه به جایی نبرده و با حمایت قاطع ریاست وقت رسانه ی ملی، نه تنها عقب نشینی انجام نپذیرفت، بلکه اینگونه سریالها مستند به آمار بیننده ها، در سری های بعد نیز تولید شده و برای توجیه این اقدام، مصاحبه های سانسور شده و عوامانه نیز در ابتدا و انتهای این سریال ها پخش می شد تا اینگونه القاء گردد که مخالفت با این رسانه ها، یک مخالفت خطی و دارای منظورهای جناحی است و همه ی اینها در حالی بود که مخالفان آنها ولایی ترین چهره های جامعه بودند!

ممنوع المصاحبه شدن و ممنوع التصویر شدن های غیررسمی مخالفان و نیز بکارگیری پایین دست برخی از هنرمندان بومی در سری های بعدی به همراه بازدید مقامات اجرایی و برخی از نمایندگان از پشت صحنه فیلمبرداری این سریالها، انفعال عمومی را بوجود آورده و البته منجر به پیدایش طیفی جدیدی از طرفداران بومی شده بود که مثلاً باید ظرفیت داشت و یا این سریالها مازندران را ملی کرده و یا اینکه چرا مانع خنده مردم بشویم و بدتر اینکه عده ای هم با استناد به دیدن جند مورد واقعی از بعض از نقش ها، می گفتند که اینها واقعیت جامعه ی مازندران است و ما بجای اعتراض به سریال پایتخت که مثلاً انگشت اشاره اش را روی زخم های فرهنگی مازندران می فشرد، باید به اصلاح خودمان بپردازیم!!!

حالا ما مانده بودیم و مصطلح شدن برخی از اصطلاحات تمسخر آمیز مثل شکمو بودن و حواس پرتی و بی فرهنگی و اعصاب خوردی و غیراجتماعی بودن و غیره با لهجه های مازندرانی از زبان شخصیت های ساخته و پرداخته ی این سریالها مثل بابا پنجعلی و نقی معمولی و ارسطو و رحمت شاسی و دیگران که در کل کشور، مازندران را نه تنها مشهور نکرد، بلکه انگشت نما کرده بود!

البته در همان دوره ی مدیریتی اعتراض قوم شریف لر بختیاری به یکی از سریال های تاریخی، هم منجر به تعطیلی زودهنگام آن سریال به منظور تصحیح متن آن و نیز حضور ناگهانی و سرزده ی رئیس وقت رسانه ملی در مسجد سلیمان و پوشیدن لباس رسمی لرها شده و کلاً شاهد عقب نشینی محسوس و ملموس رسانه ی ملی بوده ایم!

حقیر در آن زمان در مقالات متعدد به اینگونه سریالها و برنامه سازی ها اعتراض کرده و به ابعاد منفی تبعات آن پرداخته بودم و حتی با کمک یکی از نمایندگان محترم با قائم مقام وقت رسانه ی ملی صحبت کرده و نهایتاً یکی از عوامل تأثیرگذار برای ارسال نامه کتبی توسط نماینده ی محترم ولی فقیه در استان برای رئیس رسانه ی ملی و نیز طرح آن در نمازجمعه مرکز استان بودم و دیگر احساس کردم که زورم بیشتر از این به جایی نمی رسد و با دیدن اقبال عده ای قابل ملاحظه از بینندگان ملی و استانی، عملاً مستأصل شده بودم!

و تأسف بار اینکه همین افراد نه تنها زبان تمجید نسبت به اعتراضات اینگونه نمی گشایند، بلکه خیلی طلبکارانه می گویند که آذری ها شورش را در آوردند، پس اگر آنها جای ما بودند و برای آنها سریال چندباره ی پایتخت را می ساختند، چه می کردند؟!!! یعنی قبول دارند که در سریال پایتخت به قومیت مازندرانی توهین می شد، اما احتمالاً عدم اعتراض خود را دلیل بر ظرفیت و جنبه خود می دانند!!!

و حالا که رویکرد تیم جدید مدیریتی رسانه ی ملی را در مواجهه با این پدیده ی تکراری دیده ام و فراتر از آن ابلاغ ممنوعیت استفاده از لهجه های اقوام ایرانی در برنامه سازی ها و سریال سازی ها، بسیار خرسند شده و بر خود فرض دانستم تا همزمان از چند اقدام مثبت تیم جدید مدیریتی رسانه ی ملی که انصافاً منطقی تر به قضایا می نگرند، تجلیل به عمل آورم!

1- عذرخواهی سریع و بدون معطلی سلسله مراتب مدیریتی اعم از رئیس، معاون و مدیر مربوطه شبکه

2- تعطیلی زودهنگام برنامه موهن

3- عزل مقصرین و اخراج مسئولین مربوطه

4-تحت پوشش قرار دادن اعتراض های خیابانی آذری های شریف

5- پخش مصاحبه مسئولین معنوی استانهای آذری نشین

6- روشنگری پیرامون القائات منفی پان ترکیستهای بیگانه گرا

7- ساخت برنامه ی عذرخواهی فتیلیه ای های دوست داشتنی

8- عزم جزم رسانه ی ملی برای ادامه کار فتیلیه ها با نظارت و اصلاحات بیشتر

9- ممنوعیت بکارگیری لهجه های محلی اقوام ایرانی در کلیه ی برنامه ها، سریالها و انیمیشن ها

10- اصرار بر ادامه تهیه و پخش طنز سالم و تأثیرگذار بجای لودگی های آزارنده

خوشبختانه تیم مدیریتی حاضر با عقب نشینی منطقی در قضیه سریال طنز "در حاشیه" که به هر حال مورد اعتراض اقشار فرهیخته ای مثل پزشکان، پرستاران، داروخانه داران و حتی وکلای دادگستری قرار گرفته بود و نیز در قضیه مربوط به آقای علی ضیاء و تنی چند از مجریان و بازیگران ثابت کرده است که در این مدیریت پافشاری بر دگماتیسم وجود ندارد و آنچه که فعلاً ملاحظه می شود، قاطعیت و سلامت حرفه ای به همراه ملاطفت و عطوفت اسلامی است که بطور جدی در دستور کار مدیران کنونی قرار گرفته و امیدوارم همچنان استمرار یابد و متأثر از فشارهای صاحب نفوذان و یا نیازهای بودجه ای دچار انحطاط و انفعال نگردد و البته با شناختی که حقیر از تیم مذکور دارد، بعید است که این روند مورد خدشه قرار گیرد.

ضمناً در این رابطه بر خود فرض می دانم تا از چهره های مطرحی همچون پرویز پرستویی، مهران مدیری و تنی چند از آزادمنشانی که تحت تأثیر جوّ غالب قرار نگرفته و در عین منطقی دانستن برخی اصلاحات، از پیشینه ی فتیله ای ها سخن گفته و آثار مثبت فعالیت های هنری تأثیرگذار این هنرمندان دوست داشتنی و محبوب بچه ها و خانواده ها را یادآوری کرده و با ذکر آن همه خوبی ها، بر لزوم عفو و گذشت مدیریتی و قومی تأکید نموده و خواهان بازگشت مجدد آنها به عرصه های هنری بوده اند، تشکر ویژه به عمل آورم، همانگونه که ما هم ضمن گله مندی از تهیه کننده و کارگردان و بازیگران سریال های مازنی پرداز، آنها را دوست داشته و خواهان تعطیلی این فرهنگ ناساز در فعالیت های حرفه ای گروههای برنامه ساز در رسانه ملی می باشیم.

در پایان ضمن تشکر مجدد از آذری های شریف بخاطر نقش تأثیرگذار آنها در آزادسازی مدیریتی سایر زبان ها و لهجه های بومی و قومی از جمله زبان های لری، گیلکی، عربی و مازندرانی و خبر خوب خداحافظی سریال پایتخت از رسانه ملی، تأکید می کنم که ما باید متوجه نفوذ بدخواهان نظام مقدس و کسانی که با عنوان ناسیونالیست های قومی در صدد ایجاد اختلاف و انشقاق در صفوف یکپارچه ملت مسلمان و ولایی ایران اسلامی اند، باشیم و نگذاریم که ابتکار عمل را بدست گرفته و ضمن ایجاد آشوب، بنیانگذاران فتنه های جدید قومی باشند و از طرفی همواره باید طبق فرهنگ اسلامی، پذیرای عذرخواهی کسانی باشیم که به اشتباه خود واقف شده و با عذرخواهی در صدد جبران مافات اند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه
نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.