جمعه 19 تير 1405 - Friday, July 10, 2026
تاریخ :1390/03/23 3:36 PM تاریخ :1390/03/23 3:36 PM
آقای مختاباد، نسل ما نسل پخته است، نه نسل سوخته!!
اعتراض به جمع آوری مجسمه ها از میدان امام (ره) ساری، تنها و تنها بهانه ای بود تا مختاباد در یک فرایند استحاله گونه، با صدور بیانیه سیاه نمایانه اش، عقده گشایی سیاسی کرده و نگاه آلوده اش به تاریخ انقلاب را به نمایش بگذارد!

اعتراض به جمع آوری مجسمه ها از میدان امام (ره) ساری، تنها و تنها بهانه ای بود تا مختاباد در یک فرایند استحاله گونه، با صدور بیانیه سیاه نمایانه اش، عقده گشایی سیاسی کرده و نگاه آلوده اش به تاریخ انقلاب را به نمایش بگذارد!

عقده گشائی سیاسی مختاباد، شبیه به یک بیانیه از قبل آماده شده ای بود که انگار از سوی طیف های غیرخودی و یا جریان فتنه به نگارش در آمده بود، چرا که حداقل در یک قضاوت همگانی می توان ادعا کرد این نوشتار که بعنوان مقدمه از آن یاد شده، هیج سنخیتی با اصل اعلام نارضایتی متداول علیه جمع آوری اسب ها نداشته است، ولی در یک جمله باید بگویم که مختاباد، بغض استحاله ای را ترکاند که ماحصل اقامت ها و سفرهای پیاپی بخارج از کشور و نهایتاً اجرای ترانه برای مراسم اخیر ازدواج فرزند ملکه انگلیس بوده است!

علیهذا علیرغم اینکه هنوز هم به سابقه هنری هنرمند شهر زادگاهی ام مباهات می ورزم، و بهیچوجه دوست نداشتم روزی با فخر هنری کشور و گل سرسبد هنر مازندران به مناظره و یا مقابله و یا حتی مباحثه بنشینم، اما جهت تنویر افکار عمومی لازم دانستم به اهم مسائل مطروحه از جانب ایشان که شبیه یک کیفرخواست علیه نظام است، بپردازم :

1-آقای مختاباد با استناد به تعبیری از شادروان رسول ملاقلی پور، نسل خود را نسل سوخته دانسته و در ادامه تاکید می کند که نسل ما نوجوانی و جوانی را درک نکرده و دلایل آن را به کثرت نفرت و شعار و خشم "مرگ بر شاه، مرگ بر امریکا و مرگ بر شوروی و ..." اعلام می کند!

سئوال اول اینجاست که چرا منظور و مفهوم نوجوانی و جوانی از نگاه وی تا این اندازه کوته نظرانه و محدود به شادی و سرور است که اگر با این شعارهای آرمانی همراه شد، مانع از درک آن سالها توسط او و امثال او می شود و چرا برای حقیر که ظاهراً از یک دوره سنی هستیم و اتفاقاً در متن حوادث هم بوده ایم، این احساس تلخ وجود ندارد؟

سئوال دوم هم مربوط به چرایی نفرت تلویحی ایشان از ابراز نفرت ملت ما و انقلاب اسلامی ما علیه طاغوت داخلی و طاغوت های جهانی در طول سالهای نوجوانی و جوانی ایشان است؟!

سئوال سوم در همین محور به متهم کردن نظام جمهوری اسلامی و مروم شهیدپرور از جانب ایشان در بکارگیری عبارت "مرگ برهمه دنیا و درود بر خودم" مربوط می شود که معلوم نیست که وی چرا شعار مرگ بر شیطان بزرگ و ایادی اش را به جمله "مرگ برهمه" و "درود بر خود" تعبیر می کند؟! آیا امریکا و اسرائیل، همه دنیایند و اگر اینگونه است، جای غیر متعهد ها و جای ملتها کجاست؟!

2-مختاباد با درج شعری از سایه(هوشنگ ابتهاج) نسبت به این دوره از زندگی در کشورمان به سیاه نمائی مبادرت کرده و اینطور جا می اندازد که مردم در تهیه نان شب خود درمانده اند و طبعاً در این عصیان زندگی، کسی برای عشق و حکایت فرصتی نمی یابد!

آیا واقعاً اینگونه است و بخش گسترده ای از مردم ما از جمله خود ایشان که این همه سفرهای د اخل و خارج از کشور اعم از زیارتی و سیاحتی را قرق کرده و از ساختمانها و خودروها و امکانات لوکس بهره می برند، در وضعیت درماندگی برای تهیه نان شب اند؟!!!

3-ایشان تاکید می کند که در ایام نوجوانی و جوانی او به واقع هیچ موقعیتی برای شادی و سرور مهیا نبود و ....!!! و شهادت دوستان و همشاگردی ها را نیز دلیل آن اعلام می دارد!

نمی دانم ایشان چرا تصمیم گرفته تا این اندازه بی انصافانه رفتار کرده و کاملاً بیگانه پسند بنویسد؟! آیا می خواست تاثیر مثبت اجرای اخیر اشعار امام راحل در تهران را از بین برده تا زمینه های پذیرش مجدد و دائمی خود را در آن سوی آبها مجدداً برقرار و تقویت کند؟! یا اینکه این بیانیه، مختاباد تغییر یافته ایست که تا کنون نشان داده نمی شد!

آیا واقعاً ما در زمان جنگ شاهد شادی و سرور او و امثال او نبوده ایم و کشور ما 8 سال دفاع مقدس را تنها در عزا و پارچه های سیاه پشت سر گذاشت و ما اصلاً جشن پیروزی های اجتماعی و خانوادگی نمی گرفتیم؟!

4-ایشان ایران عزیز را که موسوم به "خاک لاله خیز" است، به "خاک بلاخیز" تعبیر می کند! و سالهای جنگ را ایام تیره و تار می خواند!!!

آیا کشوری که به تعبیر امام راحل، نور خدا در آن جلوه گر شده، کشوری بلاخیز است؟!

آیا کشوری که استکبار جهانی را به ستوه در آورده و ادبیات سیاسی دنیا را تغییر داده، بلاخیز است؟!

آیا کشوری که بنا به وصیت امام راحل، مردمی بهتز از همه امتان پیامبران الهی داشته، بلاخیز است؟!

آیا جنگی که برای همیشه جرات استکبار جهانی و صهیونیزمها را برای تجاوز به ایران ستانده، تیره و تار کننده است؟!

آیا جنگی که ما از آن بعنوان دفاع مقدس یاد می کنیم، ایام ما را تیره و تار می کند؟!

5-مختاباد غیرمنصفانه معتقد است که علیرغم پایان یافتن جنگ، نگاه جنگی استمرار یافته است و دلیلش را هم روحیه مقاومت مردم در قبال  زیاده خواهی های استکبار می داند که ظاهراً به مزاج صلح اندیشی و دوستی و سازش ایشان خوش نیامده و نظام را متهم به اتهام بستن به مردم می کند!!! و نظام را متهم به مکروه دانستن شادی، خنده، موسیقی و تفریح می کند!

اگر اینگونه است، مختاباد و خیلی های دیگر، چگونه در زمان جنگ جلوه کرده اند و پس از جنگ نیز صدا و سیما و سالن ها و سینماها و ... در قرق آنها بود و هست و جالب است که اگر قصور فرهنگی اتفاق افتاده حداقل ایشان هم در سیاهه مقصرین است که همواره در جبهه فرهنگی نظام حضور و یا حتی مسئولیت داشته است!! و باید با سربلندی اعلام کنیم که این وصله ناجور و نگاه تاریک به نظام ما نمی چسبد، چرا که حداقل مردم ما شاهدند که صدا و سیما و فرهنگسراها و سایر اماکن فرهنگی در ایام شادی، تمامی ظرفیت های شادی آفرینی خود را متجلی می کنند!

6-مختاباد نسل نو را اهل شادی و سرزندگی دانسته و نسل گذشته را نسبت به این پدیده هراسان می نگرد! و با همین نگرش غلط، نسل گذشته را دارای رویاها و آرزوهای نامتجانس با عصر حاضر تلقی کرده که مثلاً متاسفانه میداندار همه امور مملکت بزرگ ایران نیز شده است!

واقعاً برایم عجیب است که ایشان کجا شاهد مخالفت نسل گذشته با شادیها و تفریحات مناسب نسل نو بوده و از آن هراس داشته است؟! اگر منظور ایشان پارتی های اختلاطی و نیمه عریان و گاهی هم عریان و کلاً بی بند و باری و فساد است که این دیگر ربطی به نسل گذشته ندارد و معلوم می شود که ایشان با حلال و حرامهای دینی مشکل پیدا کرده است!

7-مختاباد نسل انقلاب و در اصل نسل همراه امام را  به تظاهر در همه چیز متهم می کند، در مدیریت، در شعائر مذهبی، در فرمان راندن و فرمان بردن و تصمیمات آنها را انقلابی، لحظه ای و گذرا دانسته و آنها را با جهانی! در ستیز می بیند و در ادامه این نسل را که ایران ویران زمان طاغوت را به این اندازه از تعالی جهانی حداقل در عرصه سازندگی و علم و فناوری رسانده، در اداره یک شهر و حتی یک روستا به عینه، واله و درمانده می نگرد و آنها را مسبب مشکلات مردم معرفی کرده که بی سبب ادعای ساختن جهانی را دارند!

مختاباد یا نمی داند و از روی نادانی حرفی را می زند و یا اینکه می داند و به تجاهل زده است!! چگونه ممکن است که او ندانسته این مطالب را به نگرش درآورده باشد، من بشدت معتقدم که این بیانیه مثل فیلمهای جشنواره ای برخی کارگردانها با قابلیت مصرف بیرونی و خارجی نگاشته شده است!چرا که او حداقل از نزدیک شاهد خدمات نسل انقلاب به این مردم و جامعه بوده و ایشان کسی نیست که در مقایسه های آماری، وضعیت کشور را نسبت به گذشته نداند و حداقل می داند که نظر رهبری عزیز از روند رو به رشد خدمات و عدالت اجتماعی در کشور ما چقدر رضایت بخش است!

آیا این بی انصافی معاندانه نیست که چرخ خدمات و مدیریت و اقتصاد کشور را با این همه اتفاقات مثبت و این همه پروژه های اساسی و این همه فناوری های نو از جمله تکنولوژی هسته و نانو و غیره، چرخی چوبین و بی جان تلقی کنیم که علیرغم همه ادعاهای نسل انقلاب، قادر به طی کردن یک منزل هم نیست!؟!

بهرحال اگر چه در باره متن نقد جمع آوری اسب ها نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارم تنها به این توصیه اکتفاء می کنم که آقای مختاباد بهتر است در همان وادی هنر، هنرنمائی کند، چرا که ورود به عالم سیاست، سازوکار دیگری را می طلبد که ایشان علیرغم برخورداری از قلمی توانا، متاسفانه فاقد نگاه توانا و و تجزیه و تحلیل قوی و غنی بوده و با سیاه نمایی ها و بزرگ نمائی ها و نیز با تعمیم نمونه ها و اپیدمی سازی استثناء ها که گویا از سایت های ضدانقلاب پرینت گرفته، از انصاف عدول کرده و علاقه مندان خود را به بیراهه کشانده و یا بخش متعهد و دلسوخته از این علاقه مندان را که حقیر جزء آنانم، به مرز جدایی می کشاند و این حداقل برای من امر ممدوحی نمی تواند باشد!

در پایان به آقای مختاباد و امثالهم تاکید باید کرد که نسل ما نسل پخته است، نه نسل سوخته!! نسل ما دلسوخته است، نه دلمرده!! نسلی که روند سیاه تاریخ را عوض کرده و زمینه های حضور حضرت ولی عصر(عج) را تقویت کرده، نسل ما نسلی است که وعده اش را پیامبر گرامی اسلام(ص) در باره امت سلمان داده و امام آنها را از تمامی امتان انبیاء الهی و ائمه اطهار بهتر معرفی کرده است، لطفاً کفران نعمت نکنید!

آقای مختاباد! بقول سهراب سپهری: بد نگوئیم به مهتاب، اگر تب داریم!!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

اعتراض به جمع آوری مجسمه ها از میدان امام (ره) ساری، تنها و تنها بهانه ای بود تا مختاباد در یک فرایند استحاله گونه، با صدور بیانیه سیاه نمایانه اش، عقده گشایی سیاسی کرده و نگاه آلوده اش به تاریخ انقلاب را به نمایش بگذارد!

عقده گشائی سیاسی مختاباد، شبیه به یک بیانیه از قبل آماده شده ای بود که انگار از سوی طیف های غیرخودی و یا جریان فتنه به نگارش در آمده بود، چرا که حداقل در یک قضاوت همگانی می توان ادعا کرد این نوشتار که بعنوان مقدمه از آن یاد شده، هیج سنخیتی با اصل اعلام نارضایتی متداول علیه جمع آوری اسب ها نداشته است، ولی در یک جمله باید بگویم که مختاباد، بغض استحاله ای را ترکاند که ماحصل اقامت ها و سفرهای پیاپی بخارج از کشور و نهایتاً اجرای ترانه برای مراسم اخیر ازدواج فرزند ملکه انگلیس بوده است!

علیهذا علیرغم اینکه هنوز هم به سابقه هنری هنرمند شهر زادگاهی ام مباهات می ورزم، و بهیچوجه دوست نداشتم روزی با فخر هنری کشور و گل سرسبد هنر مازندران به مناظره و یا مقابله و یا حتی مباحثه بنشینم، اما جهت تنویر افکار عمومی لازم دانستم به اهم مسائل مطروحه از جانب ایشان که شبیه یک کیفرخواست علیه نظام است، بپردازم :

1-آقای مختاباد با استناد به تعبیری از شادروان رسول ملاقلی پور، نسل خود را نسل سوخته دانسته و در ادامه تاکید می کند که نسل ما نوجوانی و جوانی را درک نکرده و دلایل آن را به کثرت نفرت و شعار و خشم "مرگ بر شاه، مرگ بر امریکا و مرگ بر شوروی و ..." اعلام می کند!

سئوال اول اینجاست که چرا منظور و مفهوم نوجوانی و جوانی از نگاه وی تا این اندازه کوته نظرانه و محدود به شادی و سرور است که اگر با این شعارهای آرمانی همراه شد، مانع از درک آن سالها توسط او و امثال او می شود و چرا برای حقیر که ظاهراً از یک دوره سنی هستیم و اتفاقاً در متن حوادث هم بوده ایم، این احساس تلخ وجود ندارد؟

سئوال دوم هم مربوط به چرایی نفرت تلویحی ایشان از ابراز نفرت ملت ما و انقلاب اسلامی ما علیه طاغوت داخلی و طاغوت های جهانی در طول سالهای نوجوانی و جوانی ایشان است؟!

سئوال سوم در همین محور به متهم کردن نظام جمهوری اسلامی و مروم شهیدپرور از جانب ایشان در بکارگیری عبارت "مرگ برهمه دنیا و درود بر خودم" مربوط می شود که معلوم نیست که وی چرا شعار مرگ بر شیطان بزرگ و ایادی اش را به جمله "مرگ برهمه" و "درود بر خود" تعبیر می کند؟! آیا امریکا و اسرائیل، همه دنیایند و اگر اینگونه است، جای غیر متعهد ها و جای ملتها کجاست؟!

2-مختاباد با درج شعری از سایه(هوشنگ ابتهاج) نسبت به این دوره از زندگی در کشورمان به سیاه نمائی مبادرت کرده و اینطور جا می اندازد که مردم در تهیه نان شب خود درمانده اند و طبعاً در این عصیان زندگی، کسی برای عشق و حکایت فرصتی نمی یابد!

آیا واقعاً اینگونه است و بخش گسترده ای از مردم ما از جمله خود ایشان که این همه سفرهای د اخل و خارج از کشور اعم از زیارتی و سیاحتی را قرق کرده و از ساختمانها و خودروها و امکانات لوکس بهره می برند، در وضعیت درماندگی برای تهیه نان شب اند؟!!!

3-ایشان تاکید می کند که در ایام نوجوانی و جوانی او به واقع هیچ موقعیتی برای شادی و سرور مهیا نبود و ....!!! و شهادت دوستان و همشاگردی ها را نیز دلیل آن اعلام می دارد!

نمی دانم ایشان چرا تصمیم گرفته تا این اندازه بی انصافانه رفتار کرده و کاملاً بیگانه پسند بنویسد؟! آیا می خواست تاثیر مثبت اجرای اخیر اشعار امام راحل در تهران را از بین برده تا زمینه های پذیرش مجدد و دائمی خود را در آن سوی آبها مجدداً برقرار و تقویت کند؟! یا اینکه این بیانیه، مختاباد تغییر یافته ایست که تا کنون نشان داده نمی شد!

آیا واقعاً ما در زمان جنگ شاهد شادی و سرور او و امثال او نبوده ایم و کشور ما 8 سال دفاع مقدس را تنها در عزا و پارچه های سیاه پشت سر گذاشت و ما اصلاً جشن پیروزی های اجتماعی و خانوادگی نمی گرفتیم؟!

4-ایشان ایران عزیز را که موسوم به "خاک لاله خیز" است، به "خاک بلاخیز" تعبیر می کند! و سالهای جنگ را ایام تیره و تار می خواند!!!

آیا کشوری که به تعبیر امام راحل، نور خدا در آن جلوه گر شده، کشوری بلاخیز است؟!

آیا کشوری که استکبار جهانی را به ستوه در آورده و ادبیات سیاسی دنیا را تغییر داده، بلاخیز است؟!

آیا کشوری که بنا به وصیت امام راحل، مردمی بهتز از همه امتان پیامبران الهی داشته، بلاخیز است؟!

آیا جنگی که برای همیشه جرات استکبار جهانی و صهیونیزمها را برای تجاوز به ایران ستانده، تیره و تار کننده است؟!

آیا جنگی که ما از آن بعنوان دفاع مقدس یاد می کنیم، ایام ما را تیره و تار می کند؟!

5-مختاباد غیرمنصفانه معتقد است که علیرغم پایان یافتن جنگ، نگاه جنگی استمرار یافته است و دلیلش را هم روحیه مقاومت مردم در قبال  زیاده خواهی های استکبار می داند که ظاهراً به مزاج صلح اندیشی و دوستی و سازش ایشان خوش نیامده و نظام را متهم به اتهام بستن به مردم می کند!!! و نظام را متهم به مکروه دانستن شادی، خنده، موسیقی و تفریح می کند!

اگر اینگونه است، مختاباد و خیلی های دیگر، چگونه در زمان جنگ جلوه کرده اند و پس از جنگ نیز صدا و سیما و سالن ها و سینماها و ... در قرق آنها بود و هست و جالب است که اگر قصور فرهنگی اتفاق افتاده حداقل ایشان هم در سیاهه مقصرین است که همواره در جبهه فرهنگی نظام حضور و یا حتی مسئولیت داشته است!! و باید با سربلندی اعلام کنیم که این وصله ناجور و نگاه تاریک به نظام ما نمی چسبد، چرا که حداقل مردم ما شاهدند که صدا و سیما و فرهنگسراها و سایر اماکن فرهنگی در ایام شادی، تمامی ظرفیت های شادی آفرینی خود را متجلی می کنند!

6-مختاباد نسل نو را اهل شادی و سرزندگی دانسته و نسل گذشته را نسبت به این پدیده هراسان می نگرد! و با همین نگرش غلط، نسل گذشته را دارای رویاها و آرزوهای نامتجانس با عصر حاضر تلقی کرده که مثلاً متاسفانه میداندار همه امور مملکت بزرگ ایران نیز شده است!

واقعاً برایم عجیب است که ایشان کجا شاهد مخالفت نسل گذشته با شادیها و تفریحات مناسب نسل نو بوده و از آن هراس داشته است؟! اگر منظور ایشان پارتی های اختلاطی و نیمه عریان و گاهی هم عریان و کلاً بی بند و باری و فساد است که این دیگر ربطی به نسل گذشته ندارد و معلوم می شود که ایشان با حلال و حرامهای دینی مشکل پیدا کرده است!

7-مختاباد نسل انقلاب و در اصل نسل همراه امام را  به تظاهر در همه چیز متهم می کند، در مدیریت، در شعائر مذهبی، در فرمان راندن و فرمان بردن و تصمیمات آنها را انقلابی، لحظه ای و گذرا دانسته و آنها را با جهانی! در ستیز می بیند و در ادامه این نسل را که ایران ویران زمان طاغوت را به این اندازه از تعالی جهانی حداقل در عرصه سازندگی و علم و فناوری رسانده، در اداره یک شهر و حتی یک روستا به عینه، واله و درمانده می نگرد و آنها را مسبب مشکلات مردم معرفی کرده که بی سبب ادعای ساختن جهانی را دارند!

مختاباد یا نمی داند و از روی نادانی حرفی را می زند و یا اینکه می داند و به تجاهل زده است!! چگونه ممکن است که او ندانسته این مطالب را به نگرش درآورده باشد، من بشدت معتقدم که این بیانیه مثل فیلمهای جشنواره ای برخی کارگردانها با قابلیت مصرف بیرونی و خارجی نگاشته شده است!چرا که او حداقل از نزدیک شاهد خدمات نسل انقلاب به این مردم و جامعه بوده و ایشان کسی نیست که در مقایسه های آماری، وضعیت کشور را نسبت به گذشته نداند و حداقل می داند که نظر رهبری عزیز از روند رو به رشد خدمات و عدالت اجتماعی در کشور ما چقدر رضایت بخش است!

آیا این بی انصافی معاندانه نیست که چرخ خدمات و مدیریت و اقتصاد کشور را با این همه اتفاقات مثبت و این همه پروژه های اساسی و این همه فناوری های نو از جمله تکنولوژی هسته و نانو و غیره، چرخی چوبین و بی جان تلقی کنیم که علیرغم همه ادعاهای نسل انقلاب، قادر به طی کردن یک منزل هم نیست!؟!

بهرحال اگر چه در باره متن نقد جمع آوری اسب ها نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارم تنها به این توصیه اکتفاء می کنم که آقای مختاباد بهتر است در همان وادی هنر، هنرنمائی کند، چرا که ورود به عالم سیاست، سازوکار دیگری را می طلبد که ایشان علیرغم برخورداری از قلمی توانا، متاسفانه فاقد نگاه توانا و و تجزیه و تحلیل قوی و غنی بوده و با سیاه نمایی ها و بزرگ نمائی ها و نیز با تعمیم نمونه ها و اپیدمی سازی استثناء ها که گویا از سایت های ضدانقلاب پرینت گرفته، از انصاف عدول کرده و علاقه مندان خود را به بیراهه کشانده و یا بخش متعهد و دلسوخته از این علاقه مندان را که حقیر جزء آنانم، به مرز جدایی می کشاند و این حداقل برای من امر ممدوحی نمی تواند باشد!

در پایان به آقای مختاباد و امثالهم تاکید باید کرد که نسل ما نسل پخته است، نه نسل سوخته!! نسل ما دلسوخته است، نه دلمرده!! نسلی که روند سیاه تاریخ را عوض کرده و زمینه های حضور حضرت ولی عصر(عج) را تقویت کرده، نسل ما نسلی است که وعده اش را پیامبر گرامی اسلام(ص) در باره امت سلمان داده و امام آنها را از تمامی امتان انبیاء الهی و ائمه اطهار بهتر معرفی کرده است، لطفاً کفران نعمت نکنید!

آقای مختاباد! بقول سهراب سپهری: بد نگوئیم به مهتاب، اگر تب داریم!!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه
نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
  • مختاباد چه زود غرب زده شد او هم ادای اصلاح طلبی را در می آورد کاش بهتر بود آقای مختاباد کمی به فرهنگ بومی بیشتر تعصب داشت
  • آقای مختاباد مثل اینکه سودای شرکت در انتخابات را دارند
  • + نظردهید
    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
    Copyright © 2026 BasirOnline website.
    All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.