تاریخ :1389/11/12 8:00 PM تاریخ :1389/11/12 8:00 PM تاریخ :1389/11/12 8:00 PM
انقلاب ما بادآورده نیستانقلاب ما بادآورده نیستانقلاب ما بادآورده نیست

در روزهای سخت و پر اختناق رژیم ستمشاهی که حبس و شکنجه و مرگ، قطعی ترین پیامد هر اعتراض و یا حتی عدم همراهی بود، امام راحل به میدان آمد و با تحمل تبعیدی ۱۵ ساله در بلاد غریب، نوجوانان، جوانان و سایر آحاد مردم را فراخوان کرد تا همه به صحنه آمده و در براندازی طاغوت سهیم باشیم.


سال ۵۶ دوران دانش آموزی ما بود و انقلاب رفته رفته در حال فراگیر شدن در همه شهرها بود، مساجد جامع و مساجد بزرگتر شهرهای بزرگ با محوریت روحانیت مبارز به برگزاری جلسات بزرگداشت آیةالله شهید آقا سید مصطفی و سایر شهدای شهرها، جریان الحاق شهرها را به نهضت امام راحل استارت می زدند!


هر شهر که مراسم می گرفت، به نحوی خونین سرکوب می شد و مراسم یزرگداشت شهدای جدید بهانه ای برای خیزش شهرهای دیگر می شدند و این جریان به شکل عجیب و غریبی استمرار می یافت و رژیم نمی دانست با این جریان چگونه مواجه شود؟!


تصور ما این بود که انقلاب اسلامی همانند کشتی نجاتی است که از کربلای حسینی به ارث برده ایم و این کشتی برای حرکت به اقیانوسی از خون نیازمند است تا شناور شود و کرانه های موفقیت را درنوردد و خون شهدا همان اقیانوسی بود که کشتی انقلاب را به حرکت درآورد!


زمان می گذشت و رژیم تا دندان مسلح، مردم را زیر رگبار سلاح حای فوق مدرن و حتی تانک و نفربر و هلی کوپتر خود قرار داده و کشتارهای گسترده ای همچون ۱۷ شهریور تهران را به ثبت می رسانید، اما غافل از اینکه، خون شهید همچون سوخت کشتی انقلاب بود که حرکتش را استمرار می بخشید!


مازندران نیز از این قافله عقب نبود و یکایک شهرهای مازندران با پیشتازی روحانیت مبارز در سنگر مساجد و حسینیه ها مردم را به صحنه آورده و شهرها را یکپارچه در تظاهرات نگه می داشتند و در این میان شهرهای آمل، بابل، قائم شهر، ساری، بهشهر و گرگان در شرق و نیز شهرهای چالوس و تنکابن و نوشهر و نور در غرب استان از محوریت و حجم فعالیت ویژه ای برخوردار بوده اند!


ما در ساری نیز برنامه های بسیار پردامنه ای را تجربه می کردیم که در خاطرات سال گذشته ام مرقوم کرده و در خاطراتم موجود است، اما جا دارد ذکر کنم که انقلاب اسلامی، حاصل یک جنگ تمام عیار بین مردم و رژیم ستمشاهی بوده و مردم برای وجب به وجب موفقیت های خود، شهدای زیادی به انقلاب تقدیم کرده اند و به عبارتی این انقلاب را مفت بدست نیاورده اند که آن را مفت از دست بدهند!


می توان با استناد به همه اسناد معتبر مدعی شد که انقلاب ما بادآورده نیست که با باد برده شود و یا بیدی نیست که به هر بادی بلرزد، بلکه این انقلاب، دستاوردی دین آورده و خون آورده است که ریشه در اعتقادات و روحیه ایثار و شجاعت پیشگی مردم مسلمان ما دارد که نه تنها از بین نمی رود و یا براندازی نمشود، بلکه مخالفانش را در هر هیبتی ریشه کن خواهد کرد و هیچ فتنه ای را بی پاسخ نمی گذارد!


پاسخی که شاید دیر و زود داشته باشد، اما سوخت و سوز ندارد و نمونه اش را شما می توانید در تونس، مصر، یمن، اردن و حتی عربستان نظاره کنید که حقانیت و مظلومیت انقلاب ما تا چه اندازه ریشه های رژیم های دیکتاتور و پوشالی را تهدید کرده و براندازی زودرس آنها را قطعی کرده است!


سران کشورهایی که در جریان فتنه ۸۸ ذوق زده از مخالفان حمایت همه جانبه می کرده و بی صبرانه براندازی نظام ما را انتظار می کشیدند، امروز و در ایام سالگرد انقلاب اسلامی دنبال سوراخ موشی هستند تا ذلیلانه جان خود را نجات داده و دزدانه اموال نامشروع خود را حفظ کنند!


آیا زمان آن نرسیده تا وعده های خدا و قرآن را باور کرده و به دیدگاههای روشن امام راحل و رهبری معظم بپیوندیم که دائماً از نزدیک بودن فروپاشی استکبار جهانی به رهبری امریکا و صهیونیزم بین الملل به تجلی رژیم اشغالگر قدس خبر داده و لحظه ای هم در آن تردید نکرده و نمی کنند؟ً


کافی است مرعوب نشده و مثل روزهای انقلاب، حتی یک روز را برای حضور در صحنه جا نگذاشته و همواره به مبارزه با استکبار مبادرت ورزیم و به تاسی از رهبر عزیزمان پنجه در پنجه امریکا انداخته و پی در پی بر سر روی امریکا و اسرائیل و مزدوران داخلی و خارجی آنها، مشت های آهنین خود را فرود آوریم!


صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

در روزهای سخت و پر اختناق رژیم ستمشاهی که حبس و شکنجه و مرگ، قطعی ترین پیامد هر اعتراض و یا حتی عدم همراهی بود، امام راحل به میدان آمد و با تحمل تبعیدی ۱۵ ساله در بلاد غریب، نوجوانان، جوانان و سایر آحاد مردم را فراخوان کرد تا همه به صحنه آمده و در براندازی طاغوت سهیم باشیم.


سال ۵۶ دوران دانش آموزی ما بود و انقلاب رفته رفته در حال فراگیر شدن در همه شهرها بود، مساجد جامع و مساجد بزرگتر شهرهای بزرگ با محوریت روحانیت مبارز به برگزاری جلسات بزرگداشت آیةالله شهید آقا سید مصطفی و سایر شهدای شهرها، جریان الحاق شهرها را به نهضت امام راحل استارت می زدند!


هر شهر که مراسم می گرفت، به نحوی خونین سرکوب می شد و مراسم یزرگداشت شهدای جدید بهانه ای برای خیزش شهرهای دیگر می شدند و این جریان به شکل عجیب و غریبی استمرار می یافت و رژیم نمی دانست با این جریان چگونه مواجه شود؟!


تصور ما این بود که انقلاب اسلامی همانند کشتی نجاتی است که از کربلای حسینی به ارث برده ایم و این کشتی برای حرکت به اقیانوسی از خون نیازمند است تا شناور شود و کرانه های موفقیت را درنوردد و خون شهدا همان اقیانوسی بود که کشتی انقلاب را به حرکت درآورد!


زمان می گذشت و رژیم تا دندان مسلح، مردم را زیر رگبار سلاح حای فوق مدرن و حتی تانک و نفربر و هلی کوپتر خود قرار داده و کشتارهای گسترده ای همچون ۱۷ شهریور تهران را به ثبت می رسانید، اما غافل از اینکه، خون شهید همچون سوخت کشتی انقلاب بود که حرکتش را استمرار می بخشید!


مازندران نیز از این قافله عقب نبود و یکایک شهرهای مازندران با پیشتازی روحانیت مبارز در سنگر مساجد و حسینیه ها مردم را به صحنه آورده و شهرها را یکپارچه در تظاهرات نگه می داشتند و در این میان شهرهای آمل، بابل، قائم شهر، ساری، بهشهر و گرگان در شرق و نیز شهرهای چالوس و تنکابن و نوشهر و نور در غرب استان از محوریت و حجم فعالیت ویژه ای برخوردار بوده اند!


ما در ساری نیز برنامه های بسیار پردامنه ای را تجربه می کردیم که در خاطرات سال گذشته ام مرقوم کرده و در خاطراتم موجود است، اما جا دارد ذکر کنم که انقلاب اسلامی، حاصل یک جنگ تمام عیار بین مردم و رژیم ستمشاهی بوده و مردم برای وجب به وجب موفقیت های خود، شهدای زیادی به انقلاب تقدیم کرده اند و به عبارتی این انقلاب را مفت بدست نیاورده اند که آن را مفت از دست بدهند!


می توان با استناد به همه اسناد معتبر مدعی شد که انقلاب ما بادآورده نیست که با باد برده شود و یا بیدی نیست که به هر بادی بلرزد، بلکه این انقلاب، دستاوردی دین آورده و خون آورده است که ریشه در اعتقادات و روحیه ایثار و شجاعت پیشگی مردم مسلمان ما دارد که نه تنها از بین نمی رود و یا براندازی نمشود، بلکه مخالفانش را در هر هیبتی ریشه کن خواهد کرد و هیچ فتنه ای را بی پاسخ نمی گذارد!


پاسخی که شاید دیر و زود داشته باشد، اما سوخت و سوز ندارد و نمونه اش را شما می توانید در تونس، مصر، یمن، اردن و حتی عربستان نظاره کنید که حقانیت و مظلومیت انقلاب ما تا چه اندازه ریشه های رژیم های دیکتاتور و پوشالی را تهدید کرده و براندازی زودرس آنها را قطعی کرده است!


سران کشورهایی که در جریان فتنه ۸۸ ذوق زده از مخالفان حمایت همه جانبه می کرده و بی صبرانه براندازی نظام ما را انتظار می کشیدند، امروز و در ایام سالگرد انقلاب اسلامی دنبال سوراخ موشی هستند تا ذلیلانه جان خود را نجات داده و دزدانه اموال نامشروع خود را حفظ کنند!


آیا زمان آن نرسیده تا وعده های خدا و قرآن را باور کرده و به دیدگاههای روشن امام راحل و رهبری معظم بپیوندیم که دائماً از نزدیک بودن فروپاشی استکبار جهانی به رهبری امریکا و صهیونیزم بین الملل به تجلی رژیم اشغالگر قدس خبر داده و لحظه ای هم در آن تردید نکرده و نمی کنند؟ً


کافی است مرعوب نشده و مثل روزهای انقلاب، حتی یک روز را برای حضور در صحنه جا نگذاشته و همواره به مبارزه با استکبار مبادرت ورزیم و به تاسی از رهبر عزیزمان پنجه در پنجه امریکا انداخته و پی در پی بر سر روی امریکا و اسرائیل و مزدوران داخلی و خارجی آنها، مشت های آهنین خود را فرود آوریم!


صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

در روزهای سخت و پر اختناق رژیم ستمشاهی که حبس و شکنجه و مرگ، قطعی ترین پیامد هر اعتراض و یا حتی عدم همراهی بود، امام راحل به میدان آمد و با تحمل تبعیدی ۱۵ ساله در بلاد غریب، نوجوانان، جوانان و سایر آحاد مردم را فراخوان کرد تا همه به صحنه آمده و در براندازی طاغوت سهیم باشیم.


سال ۵۶ دوران دانش آموزی ما بود و انقلاب رفته رفته در حال فراگیر شدن در همه شهرها بود، مساجد جامع و مساجد بزرگتر شهرهای بزرگ با محوریت روحانیت مبارز به برگزاری جلسات بزرگداشت آیةالله شهید آقا سید مصطفی و سایر شهدای شهرها، جریان الحاق شهرها را به نهضت امام راحل استارت می زدند!


هر شهر که مراسم می گرفت، به نحوی خونین سرکوب می شد و مراسم یزرگداشت شهدای جدید بهانه ای برای خیزش شهرهای دیگر می شدند و این جریان به شکل عجیب و غریبی استمرار می یافت و رژیم نمی دانست با این جریان چگونه مواجه شود؟!


تصور ما این بود که انقلاب اسلامی همانند کشتی نجاتی است که از کربلای حسینی به ارث برده ایم و این کشتی برای حرکت به اقیانوسی از خون نیازمند است تا شناور شود و کرانه های موفقیت را درنوردد و خون شهدا همان اقیانوسی بود که کشتی انقلاب را به حرکت درآورد!


زمان می گذشت و رژیم تا دندان مسلح، مردم را زیر رگبار سلاح حای فوق مدرن و حتی تانک و نفربر و هلی کوپتر خود قرار داده و کشتارهای گسترده ای همچون ۱۷ شهریور تهران را به ثبت می رسانید، اما غافل از اینکه، خون شهید همچون سوخت کشتی انقلاب بود که حرکتش را استمرار می بخشید!


مازندران نیز از این قافله عقب نبود و یکایک شهرهای مازندران با پیشتازی روحانیت مبارز در سنگر مساجد و حسینیه ها مردم را به صحنه آورده و شهرها را یکپارچه در تظاهرات نگه می داشتند و در این میان شهرهای آمل، بابل، قائم شهر، ساری، بهشهر و گرگان در شرق و نیز شهرهای چالوس و تنکابن و نوشهر و نور در غرب استان از محوریت و حجم فعالیت ویژه ای برخوردار بوده اند!


ما در ساری نیز برنامه های بسیار پردامنه ای را تجربه می کردیم که در خاطرات سال گذشته ام مرقوم کرده و در خاطراتم موجود است، اما جا دارد ذکر کنم که انقلاب اسلامی، حاصل یک جنگ تمام عیار بین مردم و رژیم ستمشاهی بوده و مردم برای وجب به وجب موفقیت های خود، شهدای زیادی به انقلاب تقدیم کرده اند و به عبارتی این انقلاب را مفت بدست نیاورده اند که آن را مفت از دست بدهند!


می توان با استناد به همه اسناد معتبر مدعی شد که انقلاب ما بادآورده نیست که با باد برده شود و یا بیدی نیست که به هر بادی بلرزد، بلکه این انقلاب، دستاوردی دین آورده و خون آورده است که ریشه در اعتقادات و روحیه ایثار و شجاعت پیشگی مردم مسلمان ما دارد که نه تنها از بین نمی رود و یا براندازی نمشود، بلکه مخالفانش را در هر هیبتی ریشه کن خواهد کرد و هیچ فتنه ای را بی پاسخ نمی گذارد!


پاسخی که شاید دیر و زود داشته باشد، اما سوخت و سوز ندارد و نمونه اش را شما می توانید در تونس، مصر، یمن، اردن و حتی عربستان نظاره کنید که حقانیت و مظلومیت انقلاب ما تا چه اندازه ریشه های رژیم های دیکتاتور و پوشالی را تهدید کرده و براندازی زودرس آنها را قطعی کرده است!


سران کشورهایی که در جریان فتنه ۸۸ ذوق زده از مخالفان حمایت همه جانبه می کرده و بی صبرانه براندازی نظام ما را انتظار می کشیدند، امروز و در ایام سالگرد انقلاب اسلامی دنبال سوراخ موشی هستند تا ذلیلانه جان خود را نجات داده و دزدانه اموال نامشروع خود را حفظ کنند!


آیا زمان آن نرسیده تا وعده های خدا و قرآن را باور کرده و به دیدگاههای روشن امام راحل و رهبری معظم بپیوندیم که دائماً از نزدیک بودن فروپاشی استکبار جهانی به رهبری امریکا و صهیونیزم بین الملل به تجلی رژیم اشغالگر قدس خبر داده و لحظه ای هم در آن تردید نکرده و نمی کنند؟ً


کافی است مرعوب نشده و مثل روزهای انقلاب، حتی یک روز را برای حضور در صحنه جا نگذاشته و همواره به مبارزه با استکبار مبادرت ورزیم و به تاسی از رهبر عزیزمان پنجه در پنجه امریکا انداخته و پی در پی بر سر روی امریکا و اسرائیل و مزدوران داخلی و خارجی آنها، مشت های آهنین خود را فرود آوریم!


صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه