تاریخ :1391/08/29 9:17 AM
کشف و بکارگیری دیگر عبوری ها ...
مدتها بود که دنبال مصداقی می گشتم تا به برخی از مدیران ارشد استان و حتی کشوری اثبات کنم که ظرفیت جامعه ما در جمیع جهات از جمله در بعد انسانی بی نهایت و پایان ناپذیر است و آنهایی که تنگ نظرانه و یا بدبینانه احساس می کنند که نهایت استفاده را از این ظرفیت کرده اند، در اشتباه محض قرار دارند و اصرارم بر این بود که از زبان حافظ به پایان خط رسیده ها بفهمانم که: "چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست  /  سخن شناس نئی جان من، خطا اینجاست!

الحمدالله یکی از مصادیق ذهنی و باورهای عینی خود را در مدیریت اجرائی شهر یافته ام و حالا با صراحت بیشتری می توانم با مدیران ارشد و مشخصاً جناب آقای طاهایی استاندار محترم محاجه کنم و بگویم که آقای استاندار؛ پیدا کردن امثال آقای عبوری که هم انگیزه کار و هم مهارت کار دارند، چقدر زحمت داشت؟! چرا تا بحال اینکار انجام نشده بود و نیز چرا این تجربه موفق به عنوان یک روند در دستور کارتان قرار نمی گیرد؟!

اولاً آقای عبوری نشان داد که در هر شرایطی می توان کار کرد و بعبارتی برای کارکردن و خدمت به مردم در نظام جمهوری اسلامی بن بستی وجود ندارد و موانع موجود، بن بست تلقی نمی شوند، بلکه مشکلاتی هستند که مردان توانمند بدون کمترین هراسی با اراده ای پولادین و عزمی متین از آنها عبور می کنند و هرگز با ظرفیت مورچه ای با آنها مواجه نشده و اگر در یک لیوان آب گرفتار شدند، داد و هوار راه نمی اندازند که به دیگران القاء کنند که دنیا را آب برده است! و ثانیاً باز هم آقای عبوری ثابت کرده است که جامعه ما دارای طرفیت مدیریتی خودکفاست و فقط کافی است که مدیران ارشد، بصیریت مدیریتی و یا همان چشمان عبرت بین داشته و بتوانند گوهرشناس و گوهریاب باشند و بقول شاعر: قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری!

البته نمی خواهم غلو کرده و مثل ندید بدیدها مثلاً بگویم که که عبوری شق القمر کرده و در همین مدت کوتاه، ایده آل های ذهنی ما را تحقق بخشیده است، چرا که چنین چیزی نیست و همانطوری که خود ایشان هم دنبال برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت است، ما هنوز با آرمانهای شهری یک مرکز استان در زیباترین منطقه توریستی جهان، خیلی فاصله داریم و بعبارتی کارهای نکرده ما برای تکمیل چینش مبلمان شهری بسیار زیاد است و اصلاً کار امثال من بر خلاف روابط عمومی های سازمانها، شمارش خدمات و ذکر مصادیق کارهای انجام شده نیست و اگر اینگونه بود که می بایست تاکید کنم که ما می توانیم ساری و کلیه شهرهای شمالی را به یک برند بین المللی با کلاس استانداردهای جهانی مبدل کنیم و برای رسیدن به قله نگاههای ما، هنوز خیلی مانده تا صبح دولت ما بدمد و ما یقیناً در مسیر سحریم، اما من می خواهم از منظر دیگری به پدیده عبوری که این روزها به جوان اول شهر ما تبدیل شده بنگرم و در یک برداشت کلی تر بگویم که آقای عبوری با همین چند پروژه، جرقه بزرگی در اذهان عمومی ایجاد کرده و آن اینکه، اگر می شود در این مدت کوتاه این همه کار کرد، چرا برخی از مدیران ما در آن همه مدت بلند، کاری نکردند و همواره غر زده و می زنند که مثلاً امکانات نیست!؟ بودجه نیست!؟ شرایط فراهم نیست!؟ عده ای نمی گذارند که کار شود!؟ و دهها بهانه دیگر؟! که متاسفانه در ناامیدسازی افکار عمومی و دلسردکردن مردم کاملاً حرفه ای و ماهرند!

سئوال اساسی از آقای استاندار این است که آیا به رموز موفقیت مدیریت کارآمد آقای عبوری دست یافته است؟ و سئوال اساسی تر اینکه آیا نگاهش به ارزیابی مدیران موجود و مشخصاً مدیران ناموفق و کم توفیق تغییر کرده و نیز اینکه آیا بنا دارد تا با الگوی مدیر جوانی مثل آقای عبوری، تغییراتی در این عرصه بوجود آورد و مثلاً از پتانسیل مدیریتی و انگیزشی جوانان جامعه بیشتر بهره بگیرد و سیاست خسارت بار تاخیر در استفاده از ظرفیت کاری امثال عبوری را در پیشینه مدیریتی اش استمرار نداده و تکرار نکند؟!

 حقیر برای تسهیل بیشتر جهت نگاه عمیق تر به شاخص های کارنامه ایشان، متذکر می شوم  که مولفه های ذیل هم می توانند رئوس رموز موفقیت آقای عبوری را تشکیل دهند:

1-مهرورزی و انگیزه بالای خدمت به مردم

2-شجاعت و جرات لازم در تصمیم گیری و اجراء

3-شناخت کافی از جزئیات تخصصی مسئولیت محوله

4-استفاده از مشاوره صاحبنظران و مدیران مجرب گذشته و حال

5-خستگی ناپذیری، تلاش و تحرک میدانی و عملیاتی در غالب ساعات شبانه روز و پرهیز از ستادگرایی

6-قابلیت ارتباطی و گسترش مرابطات درون سازمانی و برون سازمانی

7-جلب اعتماد و حمایت عملی شهروندان ساروی و استفاده از افکار عمومی

8-همه جانبه گری در فعالیت اجرائی اعم از فرهنگی و عمرانی و رفاهی و زیبائی گرایی

9-استفاده از الگوهای موفق در شهر ساری و سایر شهرهای استانی و کشوری

10-استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران ایرانی

11-برنامه ریزی کوتاه مدت و بلندمدت

12-برخورداری از ظرفیت تحمل فشارها و انتقادها و اعتراض ها و مصمم بودن به اجرای برنامه ها

13-توجه و انجام همزمان امور زیربنایی و روبنایی

14-توجه همزمان عمرانی و رفاهی به خیابانهای مرکزی و کوچه ها و پس کوچه ها و محلات شهری

15-احیای سرمایه ها و آرمانهای تاریخی و مذهبی شهروندان

16-برخورداری از چشم انداز کلان شهری برای ساری

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم   /   آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!

با این توصیفات فقط یک نکته ناگفته نهفته در ذهنم را بیان می کنم تا روشن شود که مدیران ارشد ما چرا و تا چه اندازه فرصت سوزی می کنند و آن اینکه، شهر ما فقط یک عبوری نداشته و ندارد که آقایان گمان کنند، خوب بهر حال او را شناسائی کرده و به چرخه مدیریت آورده اند و قضیه تمام شد! نه! بهیچوجه چنین چیزی نیست، بلکه مدیران ارشد ما باید بدانند که این شهر با این همه پتانسیل جوانی و فرهیختگی و فرزانگی و انگیزشی، پر از عبوری های جوانی است که منتظر فراخوانی و به بازی گرفتن اند و در این رابطه کافی است که به لیست بسیار بلند سیاهه اسامی جوانان توانمندی توجه شود که قصد کاندیداتوری در شورای اسلامی شهر ساری را دارند، تا معلوم گردد که چقدر توانایی، انگیزه، تجربه، خلاقیت و ابتکار در جامعه ما وجود دارد که اگر از آنها استفاده بموقع و بهینه و بیشینه نشود، رفته رفته همه به هرز خواهند رفت و شاید هم به ضد خود تبدیل شوند، فلذا باید بدانیم که هدررفت نیروی انسانی، یکی از مهمترین خسارتهایی است که یک جامعه انسانی با آن مواجه می شود و هیچ کشور پیشرفته ای مایل به ثبت چنین تجربه تلخی در تاریخ خویش نیست و ما هم نباید بر استمرار چنین پدیده ناشایستی اصرار ورزیم و شایسته تر این است که با استناد به موفقیتهای مدیریتی عبوری، زمینه های فراخوانی و بکارگیری دیگر عبوری های جوان شهر و استان مان را فراهم و تقویت کنیم.

در پایان باز هم از زبان خواجه شیراز حافظ عزیز و لسان الغیب به کسانی که قدر نیروهای شهر و استان خود را ندانسته و دنبال ناجیان موهوم از سایر بلادند، تاکید می کنم که:

باغ مرا چه حاجت سرو صنوبر است    /     شمشاد خانه پرور من از که کمتر است؟!

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای  /  کت خون من حلال تر از شیر مادر است؟!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه