در هر انتخاباتی اعم از انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا، ما با درگیری ها، افشاگری ها، وعده و وعیدها، شگردها و شعارهای جدیدی مواجه می شویم که بعضاً با آرمانها و انتظارات ما منافات نیز دارند و در این رابطه، فرهنگ دینی ما، تکراری ترین موضوع دست اندازی غالب نامزدها می باشد که متاسفانه چالش ها و تنش ها و ریزش های تاسفباری را نیز از خود بجا می گذارند.
فرهنگ گریزی و فرهنگ ستیزی در جامعه ما با توجه به استفاده گسترده جوانان از شبکه های ماهواره ای، فرهنگ انتقال یافته از طاغوت، سفرهای متعدد خارجی و نیز متدهای فکری و رفتاری غالب روشنفکرنماها، عمدتاً از استقبال قابل اعتنایی مواجه شده و طبعاً در موفقیت انتخاباتی مرزشکن ها بسیار تاثیرگذار است.
یکی از حدود حجاب می کاهد، یکی بر طبل آزادسازی استفاده از شبکه های ماهواره ای می کوبد، یکی ارتباط دختر و پسر را ترویج می کند، یکی دختران را در خیابان ها بر دوچرخه ها می نشاند، یکی چادرها را از اولویت می اندازد، یکی اختلاط جنسیت ها را بخشی از الزامات اجتماعی می پندارد، یکی از ترجیح ایران بر اسلام سخن می گوید و مکتب ایرانی ارائه می کند، یکی مدیریت انبیاء را زیر سئوال می برد، یکی عاشورا را انتقام قربانیان خشونت صدر اسلام می انگارد، یکی وحیانیت و قداست قرآن را انکار می کند، یکی منکر اصل غیبت و ظهور قطعی حضرت حجت(عج) می شود، یکی با اصل ولایت فقیه در می افتد و یا ولایت مطلقه فقیه را برنمی تابد، یکی با تکیه بر واژه موهوم عشق پاک، تماس بدنی و مصافحه دو نامحرم را بلا اشکال می داند، یکی به ترویج دوستان اجتماعی غیر همجنس پرداخته و پاتوق ها را پرمشتری می کند، یکی بر اردوهای مختلط یک روزه و دوروزه پافشاری دارد، یکی موسیقی را بی لجام گسترش می دهد، یکی مخالفت با لهو لعب را افراطی گری مذهبی می داند، یکی بدون آنکه روحانی باشد بر بالای منبر می رود و ادای روحانیت را در می آورد و از حرمت می کاهد، یکی بر سهمیه استخدامی فرزندان شهدا می تازد، یکی می خواهد جانبازان و فرزندانشان را از سهمیه بیاندازد، یکی مراسم مرسوم عروسی هتل ها را به سبک ابتذال گرایی دچار استحاله می کند، یکی تلاش می کند تا فیلترینگ سایت های اینترنتی را حذف کند، یکی با طرح تشدید امنیت اجتماعی مخالفت می ورزد، یکی از گیر دادن به بدحجاب ها و کم حجابها می نالد، یکی به جهانی شدن نسل امروز البته در بی بند و باری می بالد، یکی فیلم های مسئله دار و ذهنیت ساز می سازد، یکی به احیای چهره های مطرود فرهنگی می پردازد، یکی بر نامزدی های بی ریشه غیرشرعی قبل از انقلاب جهت آشنایی قبل از ازدواج تاکید دارد، یکی بازار را در تسخیر مانکن ها در می آورد، یکی معتقد است که دوران اسلام گرایی بسر آمده و تاکید می کند بجای فراخوان جهانیان به اسلام، باید خودمان جهانی شویم، یکی می خواهد فرهنگ کمک به مسلمانان را به بهانه عرب ستیزی، برای همیشه تخطئه کند، یکی شعار جدایی دین از سیاست سر می دهد، یکی می خواهد از آمار حضور روحانیت انقلابی در صحنه سیاست اعم از مجلس و دولت بکاهد، یکی ادبیات انقلابی را در دیپلماسی جهان، بی کاربرد می داند، یکی علیرغم اینهمه لبیک گوئیها و حضور در صحنه ها و اظهار ارادتها، باز هم می گوید؛ نسل امروز، نظام منتخب نسل قبل از خود را قبول نداشته و نیاز به یک همه پرسی دوباره دارد، یکی فیمینیسم را علم می کند و شعار برتری حقوق زن نسبت به مرد را می دهد، یکی پلورالیسم را مطرح کرده و خواهان دولت ائتلافی و قومیتی است، یکی دچار لیبرالیسم فرهنگی شده است، یکی به عاشورا اهانت کرده و عزاداران حسینی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد، یکی به امام راحل می تازد و برخی از عملکردها را زیر سئوال می برد، یکی در مخالفت با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، ذهنیت می سازد، یکی در برابر ادامه قطع رابطه ما با شیطان بزرگ، علامت سئوال بزرگ می گذارد، یکی به استقلال خواهی و خودکفائی و اقتدار ملی گیر داده و ضرورت برخورداری از تکنولوژی هسته ای را زیر سئوال می برد، یکی تاریخ را وارونه کرده و از ملیت ما سوء استفاده می کند، یکی قومیت ها را علیه نظام تحریک می کند، یکی بین خودیها مرز می کشد، یکی ما را به تجمل گرایی فرا می خواند، یکی می خواهد از ارتفاع دیوار بی اعتمادی با غرب بکاهد، یکی شعار تغییر می دهد، یکی فتنه برپا می کند، یکی با ایجاد حلقه انحرافی، مواضع اصیل ما را زیر می گیرد، یکی لندن نشین شده و در بوق تبلیغات سوء استکبار در بی. بی. سی. فارسی و یا در وی. او. ای. می دمد، یکی با پول کلان جایزه نوبل به استکبار می پیوندد و به یاری صهیونیستها و بهائی ها می شتابد، یکی با عرفانهای کاذب و شیطان پرستی و فرقه های دراویش و حلقه های بی ریشه به جان فرهنگ ناب دینی ما می شتابد، یکی با جاسوسی فرهنگی علیه ما به نظام سلطه خدمت می کند، یکی با بالا بردن انتظارات مردم، در تکاپوی جدایی عملی مردم از حاکمیت است، یکی با انتشار روزنامه و هفته نامه و پایگاههای وبلاگی و سایتی و سایر تجلیات رسانه ای با فرهنگ دینی ما می ستیزد، یکی با بازیهای کامپیوتری و ترویج فرهنگ های عروسکی و دکوراسیون و غیره، در صدد هویت زدایی فرهنگی از ماست، یکی با اشکال حجاب و یکی هم با ریش، شکلک های موهن می سازد، یکی برای جایگزین کردن فرهنگ غربی بجای فرهنگ دینی، بی صبرانه لحظه شماری می کند، یکی در تکاپوی اعزام دختران و بانوان جوان به استادیوم های ورزشی است که حتی مردان هم امنیت اخلاقی ندارند، یکی و یکی و یکی .......!!!!! که مغرضانه فرهنگ دینی و انفلابی ما را هدف قرار داده و می دهند!
خلاصه اینکه همه اینها اگر چه در متن جامعه ما تجلی همیشگی دارند، اما انتخابات، همانند مرحله فینال این تلاشهاست که همه موارد یا توسط نامزدها و یا ستادهای انتخاباتی و یا توسط رسانه های حامی آنها اعم از داخلی و خارجی در اوج، مطرح و پیگیری می شوند و با چاشنی های فریبنده ای مثل تاکید بر تیترهای القاء کننده ای همچون" انتخابات آزاد"، "انتخابات سالم"، "انتخابات فراگیر" و "انتخابات قانونی" بلافاصله سیاسی شده و افکار عمومی تحریک و با رسانه های استکباری همسو می شوند و اگر درست مراقبت و نظارت نشود، هم احتمال شکاف فرهنگی در جامعه متصور است و هم احتمال پیروزی کسانی می رود که در پناه این اقدامات ناصواب، موفقیت خود را تعقیب می کنند و این یعنی تحقق باخت-باخت، در حالیکه نظارت درست مسئولین انتخابات و نیز بصیرت کامل مردم می تواند این پروسه را به نفع ما برد-برد نماید.
در پایان تاکید می گردد که نهایی ترین هدف جنگ نرم نظام سلطه، تغییر باورهاست و تغییر باورهای فرهنگی، اولویت اول جنگ نرم است که استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی با تحمل سنگین ترین هزینه ها و بکارگیری موثرترین مهره ها، بسیار امیدوارند که در یکی از این انتخابات ها، نتیجه بگیرند و از این لحاظ برای آنها مهم نیست که جنس و ظاهر فتنه ها چه باشد، مهم نتایج کارشان است که می خواهند به هر شکل ممکن، زمینه های براندازی نظام ما را فراهم آورند تا یکبار دیگر تمام معادله های جهانی با فرمول آنها حل شوند، فلذا باید با سلسله فعایتهای معرفتی نسبت به جریاناتی که مستقیم و غیر مستقیم، جدول دشمن را حل کرده و به پروژه انتخاباتی دشمن کمک می کنند، بر لزوم هوشیاری و توسعه ابعاد بصیرتی مردم بیش از پیش افزود تا هم از فرهنگ دینی خود صیانت کرده باشیم و هم به تاسی از امام راحل و رهبری معظم، نظام ولایی خود را به نااهلان و نامحرمان نسپاریم!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه