تاریخ :1391/12/14 8:39 AM
مذاکره با شیطان بزرگ، نافی منافع ملی ما!
آخرین ترفند سیاسی نظام سلطه برای تحت فشارگذاشتن جمهوری اسلامی ایران در عرصه های دیپلماسی بین المللی، اصرار بر آمادگی انجام مذاکره با ایران و پیشروی مجازی و یکسویه حتی تا تعیین زمان و مکان مذاکره ای است که از سوی کشور مقابل، نه تنها پذیرفته نشده، بلکه توسط رهبری معظم انقلاب که بالاترین مقام نظام است، با دلایل متقن و  ادبیاتی واضح رد نیز شده است.

هیچ ناظر سیاسی در دنیا تردید ندارد که مذاکره پیشنهادی امریکا که البته بیشتر از همه چیز، ترفندی مجازی است و عزم جدی برای انجام و تحقق آن وجود ندارد، بیش از آنکه گرهی از مشکلات موجود را باز کند، تنها بر تحقق خواسته های نظام سلطه تاکید دارد و واقعاً بر ما که حداقل در بیش از سه دهه مسائل سیاسی جامعه جهانی را آنالیز و رصد می کنیم، هنوز معلوم نیست که علت اصرار و پردازش توام با فشار برخی از سیاسیون واداده که هنوز سهم منافع ایران در این مذاکره پیشنهادی از سوی غرب تبیین نشده است، چیست؟!

ما قبلاً هم مذاکره با امریکا را به شکل محدود و در مذاکرات موضوعی خاص مثل افغانستان، عراق و نیز مذاکرات هسته ای موسوم به ۱+۵ تجربه کرده ایم و به اذعان همه کسانی که در این مذاکرات حضور داشته اند، تکبر استکباری امریکا مانع از هرگونه انعطاف پذیری مرسوم جهت تامین منافع دیگر طرفین مذاکره بوده و اصرار متقابل را با قهرکردن و کنار کشیدن و تهدید نظامی و غیره ناکام گذاشته است و عملاً انتظار غیرمنطقی و پیشاپیش از خروجی مذاکره با خود را متصور است و این با روح مذاکره منافات دارد.

جالب است بدانیم که امریکایی ها علیرغم همین پیشنهاد مصرانه مذاکره با ایران که دهها مصاحبه مدیریتی و صدها مصاحیه کارشناسی پیرامون آن ترتیب داده اند، در توجیه افکار عمومی و دیگر کشورهای غربی، نتایج مذاکره با ایران را از قبل معلوم کرده و در اصل طوری جلوه می دهند که این مذاکرات برای توقف سیاست های به زعم خود، غلط ایران در عرصه های هسته ای، حقوق بشر و آزادی های سیاسی داخلی و گروههای اپوزوسیونی ایران و مسائلی از این قبیل است که طی آن تکالیف آینده حکومت ایران مشخص خواهد شد و در عوض امریکا نیز بخشی از تحریم های علمی را لغو خواهد کرد!

در آستانه مذاکره پیشنهادی که ایران بشدت آن را رد کرده، امریکایی های متکبر نه تنها شرایط انعطاف آمیزی ایجاد نکرده اند، بلکه دائماً بر  تشدید تحریم های فلج کننده اقتصادی تاکید و اصرار ورزیده و بر اقلام تحریم و وسعت آن افزودند تا به اصطلاح، ایران جلوه ای از خشم فزاینده غرب را در آینده به عینه بنگرد!

تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب که تاکید کردند امریکایی ها اسلحه خود را به سمت ما گرفته و ما را به مذاکره فرا می خوانند، تعبیری کاملاً عینی و واقعی است که آنها می خواهند با آتش تهیه تحریم و تهدید و تخریب و تهییج و تمهید و تبلیغ، عملیات عقب نشینی تاریخی ایران را از همه مواضع هسته ای و سیاسی و فرهنگی خود قطعی کنند و در ادامه با اعلام ندامت عملی و ناموفق جلوه دادن تجربه نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، اولاً پیروزی تاریخی نظام سلطه را برای اعلام آغاز فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران جشن بگیرند و ثانیاً به نهضت بزرگ بیداری اسلامی در جهان اسلام بفهمانند که در حال تقلید از یک الگوی شکست خورده اند و ثالثاً به اپوزوسیبون خارج نشین و داخلی ایران جانی تازه بخشیده و امیدواری دهند که آنها بزودی به خواسته هایشان خواهند رسید!

بر همه تحلیلگران سیاسی دنیا مسجل و مسلم است که نیاز امریکاییها به این مذاکره، بسیار بسیار بیشتر از طرف ایرانی مذاکره است، چرا که امریکایی ها در سالهای اخیر در پشت خاکریزهای سیاستهای شکست خورده خود در عراق و افغانستان و سوریه و لبنان و سایر کشورهای اسلامی در جهان اسلام زمین گیر شده اند و امریکا برای برون رفت از این بن بست های خودساخته، نیاز شدیدی به این مذاکره و دریافت لبخندهای رضایت ایران به عنوان ام القرای اسلام، که مورد اقتدای ملل اسلامی است، برای تعدیل فشارهای داخلی و خارجی نسبت به خود دارد.

البته در نگاه دیگر می توان مدعی شد که امریکایی ها بیش از انکه به نتیجه این مذاکره بیاندیشند، به شکل و شکل گیری این مذاکره نیازمندند که فقط به افکار عمومی دنیا مخصوصاً به متحدان غربی خود در توجیه خسارتهای گسترده ناشی از تحریم بگویند که مثلاً سیاست های تحریم اقتصادی آنها عیه ایران نتیجه داده و ایران ذلیلانه تن به مذاکره داده است و حالا نوبت امتیازگیری و تحمیل قراردادهای ننگین به ایران است!

ضمن اینکه مذاکره هسته ای که نمونه بارزی از مذاکره با غربی ها و با حضور تاثیرگذار امریکایی هاست، نشان داده که الزاماً قبول مذاکره، ما را به برقراری رابطه و سیاستهای حسنه دیپلماسی نمی کشاند و تجربه مذاکره امریکایی ها با بسیاری از کشورهایی که سابقه تخاصم با امریکا داشته اند نیز گویای همین حقیقت است که خوش بینی افراطی، به همان اندازه خطرناک است که بدبینی افراطی مذموم است و آنچه که در شرایط منطقی قابل تحلیل است، رقیقاً همان ترجمان مواضع واضح و متعادل مقام معظم رهبری است.

کسانی که بر طبل مذاکره خواهی با امریکا می کوبند، باید بدانند که امریکا، از خلق و خوی استکباری خود فاصله ای نگرفته و از مواضع خود عقب ننشسته و انعطافی را به نمایش نگذاشته و با سیاست گدایی از مواضع قدرت، بیش از آنکه به مذاکره واقعی بیاندیشد، در حال راه اندازی یک جنگ نرم با عملیات روانی حساب شده برای به بن بست کشاندن سیاست خارجی و دیپلماسی بین المللی ایران و نیز ایجاد انسداد ابتکارهای سیاسی در داخل و در مواجهه با افکار عمومی ایران است که این روزها برخی از تخبگان سیاسی و دانشگاهی در محافل مختلف داخلی طراحی و اجرا می شود و همه این ها در حالی انجام می پذیرد که چرخه اقتصادی ما بیش از آنکه توسط تحریم های خارجی تهدید شود، در معرض تهاجم مدیران ناکارآمد اقتصادی و احتمالاً عملکر مبهم و مرموزبرخی نفوذی ها در عرصه های سرمایه گذاری و نفدینگی های مشکوک در بخش خصوصی اقتصاد داخلی است که بطور نمونه در مسئله سکه و دلار متجلی شده بود.

از اینکه اقتصاد ایران، بیمار و یا در معرض بادهای سهمگین تحریم و کارشکنی های استکباری قرار گرفته است، تردیدی نیست، اما تاکید ما این است که درمان آن، پناه بردن به دامان طوفان وحشی و مادرپنداری دشمنان قسم خورده ای نیست که تنها و تنها به فروپاشی و براندازی نظام ما می اندیشند!

تشخیص بیماری اقتصاد زمانی ارزشمند است که به تجویز نسخه شفابخشی منجر شود که کارکرد یکایک داروهای تجویزی برای اهل فن، منطقی و ضروری بنظر برسد و از این رو باید متذکر شد که درمان اقتصادی ما، مذاکره بی سرانجام با امریکا و عزت فروشی و غیرت پراکنی از کشوری نیست که رکورد قطع رابطه با امریکا را شکسته و این روزها به یمن همراهی ملل اسلامی و غیراسلامی در بیداری اسلامی و جنبش ۹۹ درصدی در غرب و نیز استقرار تاثیرگذار دبیرخانه جنبش غیرمتعهدها در ایران، به بلوک جدیدی در تقسیم بندی های سیاسی جهان تبدیل شده است.

درمان بیماری اقتصادی کشور ما، در مذاکره و التماس رابطه با امریکا به امید موهوم پایان بخشیدن به تحریم های اقتصادی نیست، چرا که هرگز انجام نمی گیرد و امریکا حاضر به از دست دادن موضعی نمی شود که امروز آن را نقطه قوت خود و نقطه ضعف ما می پندارد، بلکه داروی شفابخش اقتصاد ما در رویکرد اساسی و جدی به نامگذاری های سالانه چندسال اخیر توسط رهبر معظم انقلاب، مانند اصلاح الگوی مصرف، حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی، قابل رمزگشائی است که نهایتاً به شکوفائی اقتصاد ملی در سیاستگذاری های موسوم به اقتصاد مقاومتی منجر خواهد گردید.

آنچه که برای ما هنوز مبهم مانده، این است که چرا دولتها اعم از مدعیان اصلاح طلبی و اصولگرایی به چه دلیلی اصرار در ثبت برقراری رابطه به نام خود داشته و غالباً در اواخر دوره اقتدار خویش، از ادبیات انعطاف پذیر نسبت به چنین پیشنهادهای اغواکننده استفاده می کنند، در حالیکه می دانند که باغ سبزی که امریکایی ها نشان می دهند، مجازی است و از طرفی می دانند که مردم ما بر اساس رهنمودهای امام راحل و منویات مقام معظم رهبری، امریکا را شیطان بزرگ دانسته و اعتمادی به او و متحدان خبیثش ندارند و مایلند همواره شاهد سیاست های آشتی ناپذیر جمهوری اسلامی ایران علیه شیطان بزرگ و اذنابش باشند؟!

در پایان از همه سیاستمداران فرهیخته انتظار می رود که فریفته نشوند و با غلو و اغراق در سیاه نمایی شرایط و بزرگنمایی مشکلات اقتصادی، ساده لوحانه به ایجاد انحراف در ارزیابی های افکار عمومی نپردازند و در جامعیت و مانعیت مواضع رهبری معظم انقلاب که با قاطعیت هر چه تمام تر، مواضع دیپلماسی و رسانه ای استکبار جهانی را خنثی نموده اند، تردیدافکنی نکرده و خدشه ای وارد نیاورند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۳/۱۲/۹۱