تاریخ :1390/03/07 8:24 AM تاریخ :1390/03/07 8:24 AM
انتخابات و تکلیف نخبگان!انتخابات و تکلیف نخبگان!

باز هم بوی انتخابات به مشام رسید و باز هم تکاپوهای انتخاباتی در قالب زمزمه ها، نشستها، جلسات، مصاحبه ها، ستادسازی ها، وعده و وعیدها، تهدیدها، تطمیع ها، تخریبها، دعواها، تبلیغات، راه اندازی سایتها و وبلاگها و روزنامه ها، میهمانیها، مراسم ختم و جشن و ولیمه، استعفاها و عزل ها و... نهایتاً ارائه کنداکتور برنامه های اجرائی ستاد انتخابات وزارت کشور و نیز اعلام رئوس برنامه های نظارت انتخاباتی شورای نگهبان به جلوه درآمده اند تا تنور انتخابات گرم گردد و بعبارتی طبل انتخابات نواخته شده و شیپور آغاز رسمی فعالیتهای انتخاباتی دمیده شود!

علیهذا در این میان مهمترین گزینه انتخاباتی را می توان در دو وجه" مردم و نامزدهای نمایندگی "تعریف کرد و طبعاً "مردم" در روز انتخابات به ادای تکلیف خویش خواهند پرداخت که مقدمه این ادای تکلیف، مطالعه و تحقیق و تحلیلی است که در فرصت باقی مانده انجام داده و بر اساس تجربه، آگاهی، مهارت و بصیرت خویش ضمن حضور در پای صندوقهای رای و ثبت مشارکت حداکثری و آنالیز همه نامزدها، به انتخاب اصلح مبادرت خواهند ورزید و در دگرسوی نیز "نامزدهای نمایندگی" تمام تلاش و اهتمام فردی و ستادی و جناحی خویش را مصروف معرفی خود و گذر از بحرانهای مرسوم انتخاباتی نموده تا به گزینه انتخابی شهروندان در حوزه انتخابیه خویش تبدیل شوند!

در برآوردهای متداول، تردیدی وجود ندارد که در این رابطه چهار گروه از نامزدها به میدان رقابتها قدم می گذارند:

الف-نامزدهایی که هم اکنون نماینده مجلس اند.

ب-نامزدهایی که حداقل در یکی از ادوار گذشته مجلس سابقه نمایندگی دارند.

ج-نامزدهایی که حداقل در یکی از انتخابات گذشته مجلس سابقه نامزدی دارند.

د-نامزدهایی که برای اولین بار به میدان رقابتهای انتخاباتی پای نهاده اند.

یقیناً افکار عمومی با سه گزینه اول مشکل معرفتی و شناختی نخواهد داشت، چرا که آنها بخاطر حضور در انتخابات گذشته تبدیل به چهره های آشنا، کم ابهام و قابل تعریف شده و نگاه بی مقدمه به برنامه های انتخاباتی آنها و نیز احتساب آنچه که در گذشته ارائه کرده اند، برای تصمیم گیری کفایت می کند.

به گمان حقیر مشکل افکار عمومی با مشمولان گزینه چهارم است، چرا که آنها با انبوهی از ابهامات در برابر مردم ظاهر شده و سئوالات زیادی را در اذهان عمومی به خود اختصاص داده و بعبارتی کار آنها از دیگران مشکل تر است و برای صحت این ادعا متذکر می شوم که نتایج انتخابات گذشته نیز عمدتاً یکی از گزینه های الف-انتخاب مجدد نمایندگان فعلی ب-پیروزی نمایندگان ادوار گذشته ج-کسانی که سابقه نامزدی و رقابت تنگاتنگ با نفرات برتر داشته اند را تایید می کند!

البته گزینه چهارم نیز خود به دو قسمت مهم تقسیم می گردد که در قسمت اول مدیران و چهره هایی قرار دارند که برای افکار عمومی بخاطر سابقه مسئولیت و یا سابقه ارتباط با مردم و نیز ویژگی انتساب نزدیک به چهره های محبوب مردم آشنا محسوب شده و نیز در قسمت دوم عده ای قرار دارند که فاقد چنین سوابقی اند و طبعاً احتمال موفقیت آشناها بیشتر از چهره های ناآشناست!

ضمن اینکه بنده علاوه بر معیارهای فوق الاشاره، نمادها و متدهای تبلیغات، انتخاب شعارهای تبلیغاتی، مکان و میزان و حجم تبلیغات، شگردهای تبلیغاتی، محبوبیت و مهارت چهره های فعال و یا مستقر در ستاد انتخاباتی، گفتمان های انتخاباتی، تحرکها و میزان حضور نامزدها در میان مردم، تاییدها و طومارها و نیز عناصرمهمی همچون وزن رقباء و ارزیابی افکار عمومی از آنها به همراه میزان تخریبی که متوجه یک نامزد می گردد و مطالبات خاص یک حوزه را نیز جزء عوامل و موانع موفقیت می شمارم!

نکته ای که ذکرش را در این فرصت لازم می دانم، مربوط به تکلیف نخبگان و فرهیختگان جامعه است که اولاً اگر هر نخبه و فرهیخته توانمندی احساس کند که توانایی انجام این مسئولیت را داشته و از طرفی، افراد و نامزدهای موجود را در اندازه خود ندیده و یا برای مسئولیت نمایندگی مردم ضعیف می پندارد، باید وارد رقابتهای انتخاباتی شده تا حتی در صورت عدم موفقیت، تکلیف خود را انجام داده و دینی به گردن نداشته باشد و ثانیاً برای کمک به افکار عمومی در راستای انتخاب نامزد اصلح، تمام نخبگان باید به صحنه آمده و به تنویر جامعه و رفع ابهامات پرداخته و تکلیف مردم را آسان و آنها را به حقیقت نزدیک تر سازند و در این میان فرقی نمی کند که در کجا حضور یابند، آنها می توانند در ستادها، روزنامه ها و سایت ها و دیگر مبادی ارتباطی با افکار عمومی، حضور یافته و ذهنها را به حقایق رهنمون باشند.

چرا که حال و هوای انتخابات در اقصی نقاط جهان و از جمله در کشور ما با شگردها و حتی فریبهایی مواجه است که متاسفانه افکار عمومی را بازی داده و با احساس مردم بازی می شود و نمی توان در همه زمینه ها اصل را بر برائت گذاشت و بلکه باید ذکاوت داشت که در این رابطه نخبگان و فرهیختگان جامعه دارای رسالت عظیمی باشند.

و یادمان باشد که یکی از اساسی ترین و محوری ترین معیارها، التزام فکری و عملی نامزدها به ولایت مطلقه فقیه است و با توجه به ترفندهای تبلیغاتی فتنه 88 و نیز فتنه جدید موسوم به جریان انحرافی، ظریف نگری و عمیق نگری و نهایتاً فتنه شناسی و انتخاب با بصیرت نامزدها از اوجب واجبات است.

بنابراین اگر هوشیار نباشیم و اوضاع را مراقبت و مدیریت نکنیم و به آنچه که در محیط ما می گذرد، بصیرت نورزیم، حتماً و قطعاً دیده می شود که فراتر از انتخابهای غلط، گاهی مبهوت طراحی دشمنان و یا بدخواهان می شویم!

آن وقت انتخابات ما برای برخی ها به عروسک خیمه شب بازی مبدل شده و طی آن برخی از بوالهوسان قدرت، جرات می کنند و خود را عاشقان ملت می نامند و تشنگان قدرت، با تابلوی شیفتگان خدمت! طنازی می کنند، تمامیت خواهان، بی تابی نهان را به اختفاء برده و با واژه های وظیفه مندی و ادای تکلیف، لفاظی می کنند، وامدارها با مستقل نمایی خود، باندبازی و باندسازی می کنند، ناتوانها با اسطوره سازی از خود دلنوازی کرده و ناکامهای دره پیما، برای فتح قله های انتظارات مردم رویاپردازی می کنند، سیاه نماها، رقباء را به همین اتهام از گردونه رقابتها خارج ساخته و خود را قربانی همیشگی همین سیاه نمائی ها معرفی می کنند، بدنامها، ستادگردانی کرده و بساطهای آرایش و مد و لوده گری و لوطی گری و اباحه گری و رقص و موسیقی جلف، رمز موفقیت محسوب می شوند، اندیشمندان، اعضای کم مقدار هیئت و حرافان و زبان چربها پایه های پرگار قدرت اند، نامزدهای متین، موقر، ماهر، خالص، سالم و امتحان پس داده، منزوی و مهجور و قارچ های مزرعه سیاست، میداندار و مغرورند، طماعان در جلوه و دلسوزان، پرده نشین اند، رقاصان در صحنه و ناصحان، عزلت گزین اند و به تعبیر امام راحل نااهلان و نامحرمان برای تصرف ارکان قدرت، پابرهنه به میدان آمده تا همه چیز را از ید مالکیت و حاکمیت پابرهنگان و ولی نعمتان انقلاب اسلامی، به نفع مطامع و منافع خود مصادره نمایند!

تجربه نهایی انتخابات ریاست جمهوری دهم و متعاقب آن پدیده شوم فتنه 88 که می توانست استکبار جهانی را به آرزوی دیرینه اش نایل کند، باید برای همیشه آویزه گوش مردم و تمامی دلسوزان نظام اعم از عوام و خواص بوده و با توجه به حجم خسارت مادی و معنوی، نگذاریم یکبار دیگر انقلاب اسلامی از این سوراخ گزیده شود.

در این رابطه نامزدهای انتخاباتی که در گروه نخبگان جامعه قرار دارند و انتخابات هم که در اصل یکی از چرخه های گردش نخبگان و مظهری از مظاهر دمکراسی دینی ماست، باید متوجه آثار و تبعات مواضع و مرافعات احتمالی با رقبای خود باشند که خدای نکرده، دود دعوا و اختلافی که بوجود می آورند، به چشم نظام و ولایت و مردم و دلسوزان نظام نرود.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

باز هم بوی انتخابات به مشام رسید و باز هم تکاپوهای انتخاباتی در قالب زمزمه ها، نشستها، جلسات، مصاحبه ها، ستادسازی ها، وعده و وعیدها، تهدیدها، تطمیع ها، تخریبها، دعواها، تبلیغات، راه اندازی سایتها و وبلاگها و روزنامه ها، میهمانیها، مراسم ختم و جشن و ولیمه، استعفاها و عزل ها و... نهایتاً ارائه کنداکتور برنامه های اجرائی ستاد انتخابات وزارت کشور و نیز اعلام رئوس برنامه های نظارت انتخاباتی شورای نگهبان به جلوه درآمده اند تا تنور انتخابات گرم گردد و بعبارتی طبل انتخابات نواخته شده و شیپور آغاز رسمی فعالیتهای انتخاباتی دمیده شود!

علیهذا در این میان مهمترین گزینه انتخاباتی را می توان در دو وجه" مردم و نامزدهای نمایندگی "تعریف کرد و طبعاً "مردم" در روز انتخابات به ادای تکلیف خویش خواهند پرداخت که مقدمه این ادای تکلیف، مطالعه و تحقیق و تحلیلی است که در فرصت باقی مانده انجام داده و بر اساس تجربه، آگاهی، مهارت و بصیرت خویش ضمن حضور در پای صندوقهای رای و ثبت مشارکت حداکثری و آنالیز همه نامزدها، به انتخاب اصلح مبادرت خواهند ورزید و در دگرسوی نیز "نامزدهای نمایندگی" تمام تلاش و اهتمام فردی و ستادی و جناحی خویش را مصروف معرفی خود و گذر از بحرانهای مرسوم انتخاباتی نموده تا به گزینه انتخابی شهروندان در حوزه انتخابیه خویش تبدیل شوند!

در برآوردهای متداول، تردیدی وجود ندارد که در این رابطه چهار گروه از نامزدها به میدان رقابتها قدم می گذارند:

الف-نامزدهایی که هم اکنون نماینده مجلس اند.

ب-نامزدهایی که حداقل در یکی از ادوار گذشته مجلس سابقه نمایندگی دارند.

ج-نامزدهایی که حداقل در یکی از انتخابات گذشته مجلس سابقه نامزدی دارند.

د-نامزدهایی که برای اولین بار به میدان رقابتهای انتخاباتی پای نهاده اند.

یقیناً افکار عمومی با سه گزینه اول مشکل معرفتی و شناختی نخواهد داشت، چرا که آنها بخاطر حضور در انتخابات گذشته تبدیل به چهره های آشنا، کم ابهام و قابل تعریف شده و نگاه بی مقدمه به برنامه های انتخاباتی آنها و نیز احتساب آنچه که در گذشته ارائه کرده اند، برای تصمیم گیری کفایت می کند.

به گمان حقیر مشکل افکار عمومی با مشمولان گزینه چهارم است، چرا که آنها با انبوهی از ابهامات در برابر مردم ظاهر شده و سئوالات زیادی را در اذهان عمومی به خود اختصاص داده و بعبارتی کار آنها از دیگران مشکل تر است و برای صحت این ادعا متذکر می شوم که نتایج انتخابات گذشته نیز عمدتاً یکی از گزینه های الف-انتخاب مجدد نمایندگان فعلی ب-پیروزی نمایندگان ادوار گذشته ج-کسانی که سابقه نامزدی و رقابت تنگاتنگ با نفرات برتر داشته اند را تایید می کند!

البته گزینه چهارم نیز خود به دو قسمت مهم تقسیم می گردد که در قسمت اول مدیران و چهره هایی قرار دارند که برای افکار عمومی بخاطر سابقه مسئولیت و یا سابقه ارتباط با مردم و نیز ویژگی انتساب نزدیک به چهره های محبوب مردم آشنا محسوب شده و نیز در قسمت دوم عده ای قرار دارند که فاقد چنین سوابقی اند و طبعاً احتمال موفقیت آشناها بیشتر از چهره های ناآشناست!

ضمن اینکه بنده علاوه بر معیارهای فوق الاشاره، نمادها و متدهای تبلیغات، انتخاب شعارهای تبلیغاتی، مکان و میزان و حجم تبلیغات، شگردهای تبلیغاتی، محبوبیت و مهارت چهره های فعال و یا مستقر در ستاد انتخاباتی، گفتمان های انتخاباتی، تحرکها و میزان حضور نامزدها در میان مردم، تاییدها و طومارها و نیز عناصرمهمی همچون وزن رقباء و ارزیابی افکار عمومی از آنها به همراه میزان تخریبی که متوجه یک نامزد می گردد و مطالبات خاص یک حوزه را نیز جزء عوامل و موانع موفقیت می شمارم!

نکته ای که ذکرش را در این فرصت لازم می دانم، مربوط به تکلیف نخبگان و فرهیختگان جامعه است که اولاً اگر هر نخبه و فرهیخته توانمندی احساس کند که توانایی انجام این مسئولیت را داشته و از طرفی، افراد و نامزدهای موجود را در اندازه خود ندیده و یا برای مسئولیت نمایندگی مردم ضعیف می پندارد، باید وارد رقابتهای انتخاباتی شده تا حتی در صورت عدم موفقیت، تکلیف خود را انجام داده و دینی به گردن نداشته باشد و ثانیاً برای کمک به افکار عمومی در راستای انتخاب نامزد اصلح، تمام نخبگان باید به صحنه آمده و به تنویر جامعه و رفع ابهامات پرداخته و تکلیف مردم را آسان و آنها را به حقیقت نزدیک تر سازند و در این میان فرقی نمی کند که در کجا حضور یابند، آنها می توانند در ستادها، روزنامه ها و سایت ها و دیگر مبادی ارتباطی با افکار عمومی، حضور یافته و ذهنها را به حقایق رهنمون باشند.

چرا که حال و هوای انتخابات در اقصی نقاط جهان و از جمله در کشور ما با شگردها و حتی فریبهایی مواجه است که متاسفانه افکار عمومی را بازی داده و با احساس مردم بازی می شود و نمی توان در همه زمینه ها اصل را بر برائت گذاشت و بلکه باید ذکاوت داشت که در این رابطه نخبگان و فرهیختگان جامعه دارای رسالت عظیمی باشند.

و یادمان باشد که یکی از اساسی ترین و محوری ترین معیارها، التزام فکری و عملی نامزدها به ولایت مطلقه فقیه است و با توجه به ترفندهای تبلیغاتی فتنه 88 و نیز فتنه جدید موسوم به جریان انحرافی، ظریف نگری و عمیق نگری و نهایتاً فتنه شناسی و انتخاب با بصیرت نامزدها از اوجب واجبات است.

بنابراین اگر هوشیار نباشیم و اوضاع را مراقبت و مدیریت نکنیم و به آنچه که در محیط ما می گذرد، بصیرت نورزیم، حتماً و قطعاً دیده می شود که فراتر از انتخابهای غلط، گاهی مبهوت طراحی دشمنان و یا بدخواهان می شویم!

آن وقت انتخابات ما برای برخی ها به عروسک خیمه شب بازی مبدل شده و طی آن برخی از بوالهوسان قدرت، جرات می کنند و خود را عاشقان ملت می نامند و تشنگان قدرت، با تابلوی شیفتگان خدمت! طنازی می کنند، تمامیت خواهان، بی تابی نهان را به اختفاء برده و با واژه های وظیفه مندی و ادای تکلیف، لفاظی می کنند، وامدارها با مستقل نمایی خود، باندبازی و باندسازی می کنند، ناتوانها با اسطوره سازی از خود دلنوازی کرده و ناکامهای دره پیما، برای فتح قله های انتظارات مردم رویاپردازی می کنند، سیاه نماها، رقباء را به همین اتهام از گردونه رقابتها خارج ساخته و خود را قربانی همیشگی همین سیاه نمائی ها معرفی می کنند، بدنامها، ستادگردانی کرده و بساطهای آرایش و مد و لوده گری و لوطی گری و اباحه گری و رقص و موسیقی جلف، رمز موفقیت محسوب می شوند، اندیشمندان، اعضای کم مقدار هیئت و حرافان و زبان چربها پایه های پرگار قدرت اند، نامزدهای متین، موقر، ماهر، خالص، سالم و امتحان پس داده، منزوی و مهجور و قارچ های مزرعه سیاست، میداندار و مغرورند، طماعان در جلوه و دلسوزان، پرده نشین اند، رقاصان در صحنه و ناصحان، عزلت گزین اند و به تعبیر امام راحل نااهلان و نامحرمان برای تصرف ارکان قدرت، پابرهنه به میدان آمده تا همه چیز را از ید مالکیت و حاکمیت پابرهنگان و ولی نعمتان انقلاب اسلامی، به نفع مطامع و منافع خود مصادره نمایند!

تجربه نهایی انتخابات ریاست جمهوری دهم و متعاقب آن پدیده شوم فتنه 88 که می توانست استکبار جهانی را به آرزوی دیرینه اش نایل کند، باید برای همیشه آویزه گوش مردم و تمامی دلسوزان نظام اعم از عوام و خواص بوده و با توجه به حجم خسارت مادی و معنوی، نگذاریم یکبار دیگر انقلاب اسلامی از این سوراخ گزیده شود.

در این رابطه نامزدهای انتخاباتی که در گروه نخبگان جامعه قرار دارند و انتخابات هم که در اصل یکی از چرخه های گردش نخبگان و مظهری از مظاهر دمکراسی دینی ماست، باید متوجه آثار و تبعات مواضع و مرافعات احتمالی با رقبای خود باشند که خدای نکرده، دود دعوا و اختلافی که بوجود می آورند، به چشم نظام و ولایت و مردم و دلسوزان نظام نرود.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه