ساری، مرکز استان مازندران، نه با کمبود جمعیت مواجه است، نه با فقر موقعیت جغرافیایی و نه با فقدان پیشینه تاریخی. مسئله اما جای دیگری است: این شهر، سالهاست از «فضاهای زنده گفتوگوی اجتماعی، فرهنگی و عمومی» تهی شده و آرامآرام به شهری عبوری، خاموش و بی توقف تبدیل میشود.
شهری که شهروندانش در آن زندگی میکنند، اما کمتر «میمانند»، کمتر گفتوگو میکنند و کمتر حس تعلق میسازند. این وضعیت، نه یک تصادف شهری، که حاصل تصمیمنگرفتنهای ممتد، نگاه پروژهزده و غفلت از اقتصاد گردشگری شهری است.
طرح مسئله از دل واقعیتهای ساری؛ شهری بدون توقفپاتوق شهری فقط یک کافه یا پارک نیست؛ پاتوق، فضای شکلگیری گفتوگو، تعامل، هویت و اعتماد اجتماعی است. میدان، پیادهراه، پارک گفتوگو، گذر فرهنگی، شبفضای شهری و حتی یک محور تاریخی زنده، همه میتوانند پاتوق باشند؛ اگر طراحی، مدیریت و سیاستگذاری شهری آنها را جدی بگیرد.
در ساری اما، واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید.
- شهر، پر از فضاست، اما کمجان.
- پارکها عمدتاً مصرفیاند نه تعاملی.
- میدان شهری فعال وجود ندارد.
- پیادهراهها یا ناقصاند یا ویترینی.
- فضاهای فرهنگی غیررسمی یا شکل نگرفتهاند یا در حد برنامههای مناسبتی متوقف ماندهاند.
نتیجه روشن است:
• شهروندان، بهویژه جوانان، پاتوقهای خود را به فضاهای بسته یا خارج از شهر منتقل میکنند.
• گفتوگوی اجتماعی به حداقل میرسد.
• شبزندگی شهری شکل نمیگیرد.
• و گردشگر، ساری را نه مقصد، که صرفاً گذرگاه میبیند.
این «بیپاتوقی»، صرفاً یک ضعف زیباییشناختی نیست؛ یک مسئله اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است.
ساری در مقایسه با شهرهای همتراز؛ چرا آنها ماندگاری ساختند و ما نه؟برای فهم عمق مسئله، کافی است نگاهی منصفانه به شهرهای همتراز بیندازیم.
رشت با جمعیتی مشابه و اقلیمی نزدیک، توانست از دل یک هسته شهری، میدان، پیادهراه و شبفضا بسازد.
گرگان با احیای بافت تاریخی و گذرهای فرهنگی، روایت شهری خلق کرد. حتی شهرهایی کوچکتر از ساری، با تمرکز بر «فضای ماندن»، گردشگر را نگه داشتند. تفاوت در منابع نبود؛ تفاوت در نگاه مدیریتی بود.
آنها فهمیدند که پاتوق شهری، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری اجتماعی و اقتصادی است.
ساری اما، همچنان میان پروژههای عمرانی پراکنده، بدون پیوند با زندگی روزمره مردم، سرگردان مانده است.
شورای شهر ساری؛ سیاستگذار غایب در مسئلهای حیاتیشورای شهر، جای سیاستگذاری کلان شهری است؛ جایی که باید پرسشهای بنیادین را مطرح کند:
• ساری چه نوع شهری میخواهد باشد؟
• شهر عبور یا شهر ماندگاری؟
• شهر روز یا شهر شب؟
• شهر مصرف یا شهر تجربه؟
اما مرور عملکرد شورا در سالهای اخیر نشان میدهد که مسئله فضاهای اجتماعی و فرهنگی زنده، هرگز به اولویت واقعی تبدیل نشده است. سخن گفتنهای کلی درباره «نشاط اجتماعی» یا «توجه به جوانان» بدون ترجمه به سیاست مشخص، عملاً به تداوم وضع موجود کمک کرده است.
پرسش روشن این است:
• شورا چه سیاست مصوب و قابل ارزیابی برای توسعه پاتوقهای شهری دارد؟
• چه میزان از بودجه، برنامهریزی و نظارت خود را به این حوزه اختصاص داده است؟
• چرا پیوند میان پاتوق شهری و درآمد پایدار گردشگری در تصمیمها دیده نمیشود؟
سکوت یا ابهام در پاسخ به این پرسشها، شورا را از نهاد سیاستگذار به تماشاگر وضعیت موجود تقلیل میدهد.
شهرداری ساری؛ مدیریت فضا یا مدیریت روزمره گی؟مسئولیت مستقیم ایجاد، مدیریت و زندهنگهداشتن فضاهای شهری، با شهرداری است. اما عملکرد فعلی، بیشتر نشانههای مدیریت روزمره را دارد تا مدیریت خلاق شهری.
شهرداری ساری، هنوز نتوانسته است:
• پاتوق شهری را بهعنوان ابزار توسعه اجتماعی تعریف کند.
• فضاهای عمومی را به مقصد گردشگری شهری تبدیل کند.
• و شباقتصادی را به رسمیت بشناسد.
در نبود این نگاه، پروژهها یا کوتاهعمرند یا بیاثر. فضای شهری ساخته میشود، اما «زندگی» در آن جریان نمییابد. این یعنی اتلاف منابع، فرسایش اعتماد عمومی و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی.
پاتوق شهری و اقتصاد گردشگری؛ حلقه مفقوده مدیریت شهری ساریدر دنیای امروز، گردشگری شهری فقط به بناهای تاریخی محدود نیست؛ تجربه زیستی شهر، عامل ماندگاری گردشگر است. شهری که شب ندارد، گفتوگو ندارد و پاتوق ندارد، نمیتواند گردشگر را نگه دارد.
ساری، با وجود تاریخ، طبیعت پیرامونی و موقعیت استراتژیک، هنوز نتوانسته است از گردشگری شهری، درآمد پایدار خلق کند. دلیل روشن است:
گردشگر، جایی برای ماندن، قدمزدن، گفتوگو و تجربه فرهنگی پیدا نمیکند.
این غفلت، فشار مالی را دوباره به سمت درآمدهای ناپایدار مانند ساختوساز و عوارض سوق میدهد؛ چرخهای که خود، به فرسایش کیفیت زندگی شهری دامن میزند.
پیامدهای ادامه وضع موجود؛ هزینهای فراتر از امروزادامه بیتوجهی به فضاهای اجتماعی و پاتوقهای شهری، پیامدهایی دارد که فقط فرهنگی نیستند:
• کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی.
• تشدید مهاجرت خاموش جوانان.
• تضعیف هویت شهری.
• از دست رفتن فرصتهای اشتغال در گردشگری شهری.
• و وابستگی بیشتر شهرداری به منابع ناپایدار.
این مسیر، نه به نفع شهروند است، نه به نفع مدیریت شهری.
مطالبه مشخص، اجرایی و ضرورت پاسخگویی• تدوین سیاست رسمی «پاتوقسازی شهری» در ساری با تعریف مصادیق مشخص (میدان، گذر فرهنگی، شبفضا)، زمانبندی و شاخص ارزیابی.
• پیوند دادن فضاهای عمومی با اقتصاد گردشگری شهری.
• تعریف پروژههای مشارکتی با بخش خصوصی و سرمایهگذاران بومی برای خلق درآمد پایدار.
• گزارشدهی شفاف شورا و شهرداری به افکار عمومی درباره اقدامات، بودجهها و نتایج واقعی، نه صرفاً وعدهها.
• شورای شهر ساری چه سیاست مشخصی برای ایجاد فضاهای گفتوگوی اجتماعی دارد؟
• شهرداری ساری چه برنامه عملیاتی برای پیوند پاتوق شهری با گردشگری و درآمد پایدار ارائه کرده است؟
• تا چه زمانی ساری باید شهر عبور بماند، نه شهر ماندن؟
پاسخ به این پرسشها، حق شهروندان ساری و آزمون جدی مدیریت شهری است.
هشدار مسئولانه، فرصت اصلاحساری هنوز میتواند «شهر ماندگار» شود؛ شهری که در آن مردم بمانند، گفتوگو کنند و حس تعلق بسازند. اما این مهم، بدون تصمیمهای شجاعانه، سیاست روشن و عبور از نگاه پروژهزده ممکن نیست.
این یادداشت، نه علیه مدیریت شهری، که برای اصلاح آن نوشته شده است. پاتوق شهری، تجمل نیست؛ ضرورت توسعه پایدار است.
محمود احمدیصاحب امتیاز و مدیرمسئول