تجهیزات نظامی و ناو آمریکایی برای تقویت سایه جنگ و ترس به خلیجفارس آورده شد. طولی نکشید اما سر شوخی با اَبَرتجهیزات باز شد.
تهدید ایران با تجهیزات و نیروهای نظامی توسط آمریکا، چیز تازهای نیست.
آنهایی که بهمن ۱۳۵۷ تا امروز را درک کردهاند در بایگانی دور و نزدیک
ذهن، خاطرات و اخبار متعددی از تهدیدات آمریکا دارند. هشت سال دفاع مقدس در
برداشت نخست، جنگ ایران و رژیم بعث عراق بود. در عمل اما طبق مدارک مستند
«مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران»، ما با ۸۰ کشور دنیا به سرکردگی آمریکا
میجنگیدیم. نبردی یک به هشتاد و نابرابر! آمریکا ۸ سال تمام با انواع
تجهیزات و تاکتیکهای نظامی، ایران را به چالش کشید. هر آنچه داشت به میدان
آورد اما نتوانست یک وجب از این آبوخاک را تصاحب کند. این بار اما با
اقدامات میدانی و آوردن تجهیزات نظامی در نزدیکی مرزها به تهدید خود رنگ و
لعاب بیشتری داده است. در حالی که عدهای درباره احتمال وقوع جنگ و سایه آن
بحث میکنند اما این لشکرکشی نظامی و تهدیدها توسط برخی کاربران مجازی به
چالش کشیده شده است.
مذاکره زیر سایه تهدید نظامی!
در حالی که دیپلماتهای کشورمان
برای مذاکره غیرمستقیم به میزبانی «عمان» وارد «مسقط» شدند، رسانههای
جهان، اخبار جالبی مخابره کردند. در دوکلمه خلاصه همه تیترها و خبرها این
بود؛ مذاکره با صفآرایی نظامی! آمریکا تجهیزات نظامی خود را مستقر کرده و
ایران هم در پاسخ به آن، نیروهای دیپلماتیک خود را با تدابیر نظامی حمایتی
لازم، بدرقه کرد. آن روزها بهشدت در فضای مجازی نام و عناوین تجهیزات
نظامی آمریکا در گردش بود. بیشتر از همه البته فخرفروشی و تهدید با ناو
«آبراهام لینکلن». کاربران فضای مجازی این تهدیدها را دستمایه طنز قرار
دادند.

مردم با ناو شوخی کردند
کاربرانی که ناو آمریکایی را به
طنز گرفتند، نوشتند: لینکلن اینجا، اونجا، همهجا...! بعضی هم نوشتند: اگه
دست ترامپ بود اسم این ناو هم میگذاشت ناو ترامپ. بعضی دیگر اما نقدشان
به مذاکره زیر سایه تهدید نظامی را اینطور، طنازانه نوشتند: آمریکای چماق
به دست و ادای مذاکره! بعضی هم نوشتند: بنده خدا نمی دونه وقتی اینجوری
لشکرکشی می کنه بیشتر از اینکه نشون بده قدرت نظامیاش، رقیب را آورده پای
مذاکره داره اینو نشون میده که رقیب انقدر قدره که من تنهایی نمی تونم برم،
میترسم. پسر جوانی هم نوشته: تسلیحات نظامی مثل مامان برای آمریکاست.
دیدی بعضی بچه دبستانیها تا یه هفته با مامان جون سر کلاس میشینن، آمریکا
هم با مامانش اومده مذاکره! و مثالهایی ازایندست کم نیست.
ناو، اینجا، اونجا، همه جا!
اینکه کاربران ایرانی به حضور
ناو آمریکایی در خلیجفارس واکنش نشان دهند، دورازذهن نیست. حتی طنازی به
خرج دهند، تصویری بسازند و شوخی کنند. این بار اما کاربران خارجی هم
دستبهکار شدهاند و به اصلاح فضای مجازی «میم» این موضوع را ساختهاند.
آمریکا تهدید کرده هر تعداد و هرجا لازم باشد، ناوها و ادوات نظامی
میفرستد، کاربران خارجی هم اینطور برایش دست به طنز شدهاند و تصویری
نمکین ساختهاند. ناو روی تاپ، ناو روی میزناهارخوری و ... این واکنش
خلاقانه از سوی فعالان فضای مجازی خارجی، نشاندهنده این است که امروز
افکار عمومی جهان، گفتمان و تهدید به سبک آمریکایی را بهراحتی به چالش
میکشد.

یک لقمه چرب با چاشنی ناو!
در تصویری دیگر حتی کاربران
وقتی دیدهاند که آمریکا بارها به عظمت ناوهایش بالیده، تصویر یک ماهیتابه
روی گاز را باهوش مصنوعی ساختهاند که تا نیمه آب دارد و ناو آمریکایی در
آن قرار داده شده است. این دو معنا دارد. اول کوچککردن و تصغیر عامدانه
تهدید دشمن. معنای دوم اما عمیق و قابلتأمل است؛ ناو در ماهیتابه در واقع
به غذا تشبیه شده و این کنایه از این است که غرور آمریکا ممکن است کار دستش
بدهد و این ناو یک لقمه چرب برای دشمن مقتدر باشد.
پارو بزن پرزیدنت!
در تصویر دیگری هم کاریکاتوری
از ترامپ به نحوی به تصویر ناو افزوده شده که گویی ناو عظیمالجثه
آمریکایی، یک قایق کوچک است و ترامپ دارد توی ناو پارو می زند تا به ساحل
برسد. کاربری به زبان انگلیسی نوشته: پارو بزن، پرزیدنت! تصاویر جالب دیگری
هم ازایندست وجود دارد که وجه اشتراک همگی این است که افکار عمومی جهان،
امروز به جایی رسیده که با طنز و خلاقیت، ادعای ابرقدرتها را به چالش
میکشد و محتوایی که به نظر خودش به حقیقت نزدیک است را تولید میکند و به
اشتراک میگذارد.

آمریکا از شن، شکست خورد
اما اینکه چرا مردم ایران
بهرغم اینکه تمایلی به جنگ ندارند، دوستدار صلح و آرامش هستند، آنچنان که
توسط دشمن پیشبینی شده بود به تجهیزات نظامی دشمن پالس ترس نداد هم جالب
است. برای پیداکردن دلیل این موضوع باید سری به طبس بزنیم. عملیاتی نظامی
«پنجه عقاب» که به «عملیات طبس» معروف شد، توسط نیروی دلتای نیروی زمینی
آمریکا ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ برای آزادسازی آمریکاییهای گروگان گرفته شده در
لانه جاسوس انجام شد. این عملیات، نخستین تجربه عملیاتی نیروی دلتای آمریکا
بود. هلیکوپتر آمریکایی در طبس بهواسطه طوفان شن، زمینگیر شد. امام
خمینی (ره) درباره این واقعه جملهای تاریخی دارند که در حافظه تاریخی جهان
و ذهن مستضعفانی که با دستخالی با باطل میجنگند، خوش نشست و شد، قوت
قلب. امام فرمودند: شنهای طبس، مأمور خدا بودند.

انقلاب نوپا، ۸۰ کشور را شکست داد
دلیل دوم اینکه مردم با شنیدن
ناو آمریکایی برآشفته نشدند هم جالب است. آنها از یاد نبردهاند ۸ سال تمام
جنگیدند و ذرهای از خاک این کشور را به دشمن ندادند. آن زمان طبق محاسبات
فنی و نظامی، احتمال شکست ایران در برابر دشمنان قسمخورده و متحد کم نبود
اما مردم با مال، جان و ایمان پایکار آمدند و دفاع جانانه کردند. انقلاب
نوپا با همین روحیه حفظ شد. ما بر صدام پیروز نشدیم؛ با دستخالی ۸۰ کشور
متخاصم را شکست دادیم که صدام را تا بُن دندان مسلح کرده بودند.
با صدام نجنگیدیم با آمریکا جنگیدیم
اوایل جنگ، آمریکا نمیتوانست و
تمایل نداشت، چهره متجاوزی از او در جنگ علیه ایران ثبت شود. اهلفن،
دلایل مختلفی برای این پنهانکاری و در سایه ماندن، مطرح میکنند. یکی از
دلایل این بود که آمریکا که از انقلاب اسلامی شکستخورده، به دنبال انتقام
بود. تمایل داشت، مهرهها را طوری بچیند که برداشت عمومی مردم جهان، زیر
سلطه نرم خبری آمریکا این را برداشت کند که دو کشور مسلمان و شیعیان به جان
هم افتادهاند و به هم رحم نمیکنند. این نقشه کثیف ایدهآلی برای
اسلامستیزی بود. اما یک دلیل قابلتأمل دیگر این بود که با انقلاب مردمی؛
هژمونی آمریکا در منطقه و ادعای ابرقدرتی و خدشهناپذیری آن مخدوش شد.
آمریکا برای کوچکانگاری دشمن و ترمیم چهره آسیبدیده قدرت خود نیاز به کسی
داشت که در میدان و زیر سایه آمریکا بجنگد؛ صدام به ایران حمله کند. با ما
بجنگد و با حمایت کشورهای دیگر، ایران را تصرف کند. آنگاه آمریکا در مقام
«آقای جهان» وارد عرصه فتح شده شود. ادعا کند کشوری صلحطلب است و پیروزی
صدام را به حمایتهای خودش گره بزند. ادعا کند این انقلاب تهدیدی علیه
منطقه و جهان بوده است.
بالاخره نقاب، کنار رفت!
با دفاع جانانه نیروهای زمینی،
دریایی و هوایی و مشارکت جان فدا گونه نیروهای داوطلب مردمی کشور اما
پیروزی اصلاً آسان نبود. دشمن ناچار به عقبنشینی شد. آمریکا باید پرده از
چهره خودش برمیداشت. آمریکا با حضور در خلیجفارس با تجهیزات نظامی گسترده
دو هدف داشت. اولین بهانه این بود که به خواست کشورهای عربی و جهان برای
تأمین امنیت انرژی و عبور نفتکشها از خلیجفارس به میدان آمده است. دومین
هدف هم این بود که با ورود مستقیم به نبرد، زمان و هزینه رسیدن به پیروزی
را کاهش دهد. برای همین پروژه ناامنسازی خلیجفارس علیه ایران، آغاز شد.

حماسه «بریجتون»، همچنان زنده!
درست اینجا بود که در عبور کشتی
کویتی «الرخاء» که آمریکا حتی نام آن را عوض کرد و «بریجتون» گذاشت، نمایش
رسانهای پر سروصدایی مبنی بر اسکورت نظامی-آمریکایی راه افتاد. جوانان
دلیر نیروی دریایی سپاه پاسداران اما به فرماندهی سردار شهید «نادر مهدوی»،
بمب خبری به جهان مخابره کردند. آنها با رها سازی مینهای ۲۷۰ کیلویی
شکافی به بزرگی ۴۳ مترمربع در بدنه بریجتون ایجاد کردند. این ضربه چنان
هیمنه آمریکا را به چالش کشید که بعدها با بهشهادترساندن ناجوانمردانه
دلیران خلیجفارس تلاش کرد، آبروی رفته را برگرداند.
و شیطان چه دارد؟ هیاهو، هیاهو!
بد نیست به حضور ناو و تجهیزات
نظامی آمریکا از دو بُعد دیگر هم نگاه کنیم. امام خمینی(ره) در سخنانی
بارهاوبارها از آمریکا با عنوانی خاص یاد میکردند؛ «شیطان بزرگ»! یکی از
شیوههای شیطان به بیان علمای بزرگ اسلام این است که شیطان برای مطیع و
مجاب کردن دیگران برای پیروی از خود، ترفندهایی شناخته شده دارد. یکی از
مهمترین ترفندها، هیاهو است. به تعبیر آن مصرع که میگوید: و شیطان چه
دارد؟ هیاهو، هیاهو! این ترفند برای خالیکردن دل بندگان خداست. ترس، تسلیم
و تبعیت میآورد. هزینه تصرف را به صفر میرساند. حالا مشخص میشود آمریکا
در سایه لشکرکشی ناوها و تجهیزات عظیم نظامی خود به دنبال چیست؟ ایجاد
ترس، ازبینبردن اتحاد و جنگ روانی برای فرسایش و پریشاناحوالی ملت.
جنگ داخلی ۴ساله آمریکا!
بعد دیگر ماجرا اما با کنجکاوی
در نام ناو آمریکایی به دست میآید. «آبراهام لینکلن» رئیسجمهور آمریکا
بود که دوره حکومت او همزمان با بزرگترین جنگ داخلی نهتنها آمریکا که
معروفترین جنگ داخلی جهان همزمان بود. این جنگ در نیمه دوم قرن نوزدهم
میلادی از آوریل ۱۸۶۱ رخ داد که تا مه ۱۸۶۵ میلادی به مدت ۴ سال و ۳ هفته و
۶ روز ادامه داشت. نبرد خونین داخلی آمریکا، چنان خشن و عمیق بود که در
منابع تاریخی تعداد کشتهشدگان آن را بین ۶۲۵ تا ۸۵۰ هزار نفر اعلام
کردهاند. این نبرد درست زمانی رخ داد که قسمتهای شمالی آمریکا با رونق
صنعتی از کشاورزی انبوه فاصله گرفت. خدمات، امکانات و ثروت در این خطه زیاد
بود. برعکس قسمت جنوبی آمریکا با چند مشکل روبرو بود. مهمترین مسئله
بردهداری و جداسازی نژادی بود. برتریطلبی و تبعیض نژادی بسیار فاحش و
خشن. کشاورزی در این خطه سنتی و سخت بود. همچنین فقر و مشکلات اجتماعی هم
آمار بالایی داشت.
بردگان؛ ۱۳ درصد جمعیت آمریکا!
آن زمان دستکم ۱۳ درصد از
جمعیت آمریکا، برده بودند. بعدازاین جنگ داخلی خونین، ۴ میلیون سیاهپوست
برده، آزادی خود را به دست آوردند. در تاریخ ثبت شده است که لینکلن برای
مبارزه با مخالفان حتی دستور برخورد نظامی داد. هیچ چیز بهتر از همین گوشه
از تاریخ روشن نمیکند که آمریکا ماهیتاً چگونه کشوری است و چه کارنامهای
دارد؟ آمریکایی که همه چیز را تفکیک کرده بود. خدمات عالی برای سفیدپوستان و
رنگینپوستان با درجه اجتماعی تحقیر شده. تصاویر رنگینپوستانی که برای
نوشیدن آب فقط حق داشتند از آبخوری مخصوص خودشان استفاده کنند، گواهی بر
این ماهیت است. آنهایی که لینکلن را به خلیجفارس میآوردند، غافل از یک
محاسبه الهی هستند که اتحاد و یکپارچگی در برابر دشمن خوی ملی و مذهبی
مردم ایران است. بهویژه در برابر کشوری که بزرگترین جنگ داخلی خودش و
بیشترین تجاوز به دیگر کشورها به نام آن ثبت شده و ادعای آوردن امنیت به
دیگر کشورها را دارد!