رسانه خاص، قرارداد خاص/ نقش نماینده در این ماجرا چیست؟/ قرارداد تبلیغاتی یا آزمون شفافیت؟

در روزهایی که شرکت چوب و کاغذ مازندران با چالشهای مالی، بدهیها و مطالبات انباشته کارگری دستوپنجه نرم میکند، شنیده شدن خبری درباره انعقاد یک قرارداد تبلیغاتی با ارزشی در حدود یک میلیارد تومان، پرسشهای فراوانی را در افکار عمومی ایجاد کرده است. پرسشهایی که نه از سر تخریب، بلکه از سر مسئولیت اجتماعی، مطالبه شفافیت و دفاع از منافع کارگران، سهامداران و مردم استان مطرح میشود. آیا چنین قراردادی در صورت صحت، در این شرایط ضرورتی داشته است؟ چه دستاوردی برای شرکت داشته یا خواهد داشت؟ چه کسانی از انعقاد آن دفاع میکنند و چه کسانی باید درباره آن پاسخگو باشند؟
شرکت چوب و کاغذ مازندران یک بنگاه اقتصادی معمولی نیست.
این شرکت سال است به عنوان یکی از مهمترین مجموعههای صنعتی شمال کشور شناخته میشود. هزاران خانواده به صورت مستقیم و غیرمستقیم معیشت خود را با فعالیت این مجموعه گره زدهاند. هر تصمیم مدیریتی در این شرکت، تنها یک تصمیم اداری نیست، بلکه تصمیمی است که آثار آن بر زندگی کارگران، پیمانکاران، سهامداران و حتی اقتصاد منطقه دیده میشود.
دقیقاً به همین دلیل است که افکار عمومی حق دارد درباره نحوه هزینهکرد منابع این مجموعه سؤال بپرسد.
طی ماههای اخیر خبری در محافل مختلف شنیده شده است که از انعقاد یک قرارداد تبلیغاتی میان شرکت و یک رسانه حکایت دارد. گفته میشود ارزش این قرارداد در حدود یک میلیارد تومان بصورت نقد و بسته های کاغذ رایگان بوده است.
ممکن است این خبر نادرست باشد. ممکن است رقم اعلامی دقیق نباشد. ممکن است قرارداد دارای توجیهات اقتصادی، رسانهای و مدیریتی قابل دفاع باشد. اما اگر چنین قراردادی وجود داشته باشد، یک سؤال مهم مطرح میشود:
در شرایطی که شرکت با انواع محدودیتهای مالی روبهروست، اولویت هزینهکرد منابع شرکت چگونه تعیین شده است؟
تبلیغات، بخشی از فعالیت هر بنگاه اقتصادی است و اصل تبلیغات نه جرم است و نه تخلف. هیچ رسانهای نیز نباید به دلیل همکاری تبلیغاتی با یک مجموعه اقتصادی مورد سرزنش قرار گیرد.
اما موضوع از جایی حساس میشود که مبلغ قرارداد، زمان انعقاد آن و شرایط مالی شرکت در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
کارگری که ماهها منتظر دریافت مطالبات خود است، حق دارد بپرسد:
سهم من از منابع شرکت کجاست؟
پیمانکاری که طلب خود را دریافت نکرده است، حق دارد بپرسد:
منابع مالی شرکت چگونه اولویتبندی شدهاند؟
سهامداری که نگران وضعیت اقتصادی مجموعه است، حق دارد بداند:
بازگشت سرمایه این قرارداد چه بوده است؟
اگر یک میلیارد تومان برای تبلیغات هزینه شده، باید مشخص شود که در مقابل آن چه دستاوردی حاصل شده است.
آیا میزان فروش افزایش یافته است؟
آیا بازار جدیدی برای محصولات شرکت ایجاد شده است؟
آیا قراردادهای جدیدی منعقد شده است؟
آیا شاخصهای اقتصادی شرکت بهبود یافتهاند؟
آیا گزارش کارشناسی و ارزیابی عملکرد برای این هزینه وجود دارد؟
اینها پرسشهایی کاملاً طبیعی و قانونی هستند.
از سوی دیگر، موضوع دیگری نیز در فضای رسانهای استان مطرح است.
برخی فعالان رسانهای و سیاسی معتقد هستند، رسانهای که گفته میشود طرف این قرارداد بوده، طی ماههای گذشته رویکردی کاملاً حمایتی نسبت به مدیریت شرکت داشته و در مواردی نیز منتقدان و مخالفان را مورد حمله رسانهای قرار داده است.
ما در مقام قضاوت نیستیم. ما نمیگوییم میان این دو موضوع ارتباطی وجود دارد. ما هیچ اتهامی متوجه هیچ رسانهای نمیکنیم.
اما سؤال اینجاست:
آیا بهترین راه برای پایان دادن به شایعات، انتشار جزئیات قرارداد و شفافسازی کامل نیست؟
اگر همه چیز قانونی، شفاف و در چارچوب منافع شرکت بوده است، چرا افکار عمومی از جزئیات آن مطلع نباشد؟
چرا مبلغ قرارداد، فرآیند انتخاب رسانه، نحوه انعقاد قرارداد، خدمات ارائه شده و نتایج حاصل از آن منتشر نشود؟
شفافیت دشمن هیچ مدیری نیست. مدیری که از عملکرد خود اطمینان دارد، بیش از همه از شفافیت استقبال میکند.
اما پرسشها تنها متوجه مدیران شرکت نیست.
در این میان نقش برخی چهرههای سیاسی و مسئولان مدعی حمایت از کارگران به ویژه علی بابایی کارنامی نیز قابل تأمل است.
سالهاست که در موسم انتخابات، شعار حمایت از کارگر به یکی از پرتکرارترین شعارهای سیاسی تبدیل شده است.
کارگر، نامی آشنا در سخنرانیها است.
کارگر، مهمان ثابت بیانیهها است.
کارگر، محور بسیاری از وعدهها است.
اما اکنون این پرسش مطرح است:
وقتی بحث یک قرارداد تبلیغاتی پرهزینه در یک شرکت دارای مشکلات مالی مطرح میشود، صدای مدافعان کارگر کجاست؟
آیا از جزئیات این قرارداد اطلاعی دارند؟
آیا درباره ضرورت آن سؤال کردهاند؟
آیا گزارشی از آثار و نتایج آن دریافت کردهاند؟
آیا از مدیران شرکت توضیح خواستهاند؟
آیا در انعقاد این قرارداد نقش آفرین بوده اند؟
آیا در نشست های مشترک بین مدیرعامل شرکت چوب و کاغذ و مدیرمسئول رسانه، این نماینده حضور داشته است؟
اگر با فرض صحت انعقاد قرارداد، آیا رسانه های ساروی اولویت بیشتری نداشتند؟
یا آنکه حمایت از کارگر فقط تا زمانی اهمیت دارد که دوربینها روشن باشند و انتخابات نزدیک باشد؟
مردم انتظار دارند نمایندگان و مسئولان، نه در مقام روابط عمومی مدیران، بلکه در جایگاه ناظران منافع عمومی عمل کنند.
وظیفه نماینده دفاع از شخص مدیرعامل نیست. وظیفه نماینده دفاع از منافع مردم است. وظیفه نماینده دفاع از کارگران است. وظیفه نماینده مطالبه شفافیت است.
امروز نیز بهترین فرصت برای اثبات این ادعاست. اگر قرارداد مورد بحث وجود ندارد، تکذیب شود.
اگر مبلغ آن متفاوت است، اعلام شود. اگر قانونی بوده، مستندات آن منتشر شود. اگر برای شرکت سودآور بوده، گزارش آن ارائه شود. اگر دستاورد مشخصی داشته، افکار عمومی در جریان قرار گیرد.
اما سکوت، راهحل نیست. پنهانکاری، راهحل نیست. بیتفاوتی نسبت به افکار عمومی نیز راهحل نیست.
چوب و کاغذ مازندران متعلق به یک مدیر یا یک جریان سیاسی نیست. این شرکت بخشی از سرمایه صنعتی استان است. سرمایهای که باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
مطالبه امروز نه محکوم کردن کسی است و نه صدور حکم.
مطالبه امروز تنها یک جمله است: قراردادهای تبلیغاتی، هزینههای رسانهای و نحوه مصرف منابع شرکت را شفاف منتشر کنید.
اگر همه چیز درست بوده باشد، شفافیت به نفع مدیران خواهد بود. و اگر پرسشی وجود داشته باشد، شفافیت پاسخ آن را روشن خواهد کرد. افکار عمومی حق دارد بداند یک میلیارد تومان از منابع یک شرکت گرفتار مشکلات مالی، دقیقاً چگونه، کجا و با چه هدفی هزینه شده است.
رسانه بصیرآنلاین، آمادگی دارد توضیحات مدیرعامل، هیئت مدیره، مسئولان ذیربط و هر شخص یا نهادی را که در این گزارش مورد پرسش قرار گرفته است، بدون دخل و تصرف منتشر کند.»
محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول