تاریخ :1405/07/04 8:50 AM
پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

تجربه جنگ اخیر، بحث درباره میزان امنیت پایگاه‌های ثابت آمریکا را از سطح یک موضوع نظری به مسئله‌ای عملیاتی تبدیل کرده است.

گزارش‌های منتشرشده درباره جنگ ایران و آمریکا بار دیگر یکی از مهم‌ترین نقاط اتکای راهبرد نظامی واشنگتن در غرب آسیا را در کانون توجه قرار داده است: شبکه گسترده پایگاه‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر و تأسیسات نظامی آمریکا که طی دهه‌های گذشته در نقاط مختلف منطقه ایجاد شده‌اند. در همین چارچوب، روزنامه نیویورک‌تایمز به بررسی پیامد‌های حملات موشکی و پهپادی ایران علیه تأسیسات مورد استفاده نیرو‌های آمریکایی پرداخته و آسیب‌پذیری پایگاه‌های ثابت در برابر حملات دورایستا پرداخته است.

تجربه جنگ اخیر، بحث درباره میزان امنیت پایگاه‌های ثابت آمریکا را از سطح یک موضوع نظری به مسئله‌ای عملیاتی تبدیل کرده است. نیویورک‌تایمز با اشاره به حملات انجام‌شده علیه مواضع آمریکا در منطقه، استدلال می‌کند که حتی پایگاه‌هایی که از سامانه‌های پدافندی پیشرفته برخوردارند، در برابر حملات ترکیبی موشکی و پهپادی مصونیت کامل ندارند.

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

پایگاه‌های ثابت؛ نقطه قوت یا آسیب‌پذیری؟

راهبرد نظامی آمریکا در دهه‌های گذشته تا حد زیادی بر امکان استقرار نیرو، هواپیما، ناوگان و تجهیزات در نقاط مختلف جهان متکی بوده است. پایگاه‌های خارجی برای واشنگتن امکان واکنش سریع، پشتیبانی لجستیکی و حفظ حضور نظامی در مناطق راهبردی را فراهم می‌کنند.

در غرب آسیا نیز این شبکه اهمیت ویژه‌ای دارد. بحرین، قطر، کویت، امارات، عربستان سعودی، عراق و اردن از جمله کشور‌هایی هستند که در مقاطع مختلف میزبان نیرو‌ها یا تأسیسات مورد استفاده آمریکا بوده‌اند. فرماندهی مرکزی آمریکا نیز مسئولیت منطقه‌ای شامل خاورمیانه را بر عهده دارد. 

اما همین تمرکز جغرافیایی می‌تواند یک چالش عملیاتی ایجاد کند. یک پایگاه ثابت، برخلاف یک واحد متحرک، موقعیت جغرافیایی مشخصی دارد و بنابراین دشمن می‌تواند برای شناسایی، برنامه‌ریزی و اجرای حمله علیه آن زمان بیشتری در اختیار داشته باشد. در چنین شرایطی، پدافند هوایی باید بتواند با تهدید‌هایی که از جهات مختلف و با سرعت‌های متفاوت وارد می‌شوند مقابله کند.

گزارش‌های منتشرشده درباره حملات ایران نیز بر همین مسئله تمرکز دارند. یک تحلیل بصری نیویورک‌تایمز در ماه ژوئیه، بر اساس تصاویر ماهواره‌ای و ویدئو‌های منتشرشده، از آسیب به ساختمان‌های محل استقرار نیروها، مناطق کاری، پناهگاه‌های پهپادی، سامانه‌های راداری و برخی زیرساخت‌های نظامی در چند موقعیت آمریکایی خبر داده بود. این بررسی همچنین از حمله به ۹ موقعیت آمریکایی در خاورمیانه در دو هفته پس از شکست آتش‌بس خبر می‌داد. 

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

بحرین؛ حلقه‌ای مهم در زنجیره پشتیبانی

یکی از بخش‌های قابل توجه گزارش‌های منتشرشده، به پایگاه آمریکا در بحرین مربوط می‌شود. اهمیت این پایگاه صرفاً به حضور نیرو‌های نظامی محدود نیست؛ بلکه این تأسیسات بخشی از زنجیره پشتیبانی نیرو‌های آمریکایی در منطقه به شمار می‌رود.

بر اساس روایت منتشرشده از گزارش نیویورک‌تایمز، آسیب جدی به این پایگاه می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از محدوده خود تأسیسات داشته باشد و بر روند تأمین سوخت، غذا، تجهیزات و پشتیبانی از شناور‌های آمریکایی فعال در اطراف تنگه هرمز اثر بگذارد. در چنین وضعیتی، نیرو‌های آمریکایی ناچار می‌شوند برای بخشی از نیاز‌های لجستیکی خود به نقاط دورتری اتکا کنند؛ مسئله‌ای که می‌تواند زمان و هزینه عملیات را افزایش دهد. 

اسناد بودجه‌ای وزارت دفاع آمریکا نیز نشان می‌دهد که حضور نظامی خارجی واشنگتن هزینه قابل توجهی دارد. برای نمونه، در برآورد هزینه‌های برون‌مرزی سال مالی ۲۰۲۶، وزارت دفاع آمریکا مجموع هزینه‌های درج‌شده برای کشور‌های مختلف و اقلام مرتبط با نیرو‌های نظامی، عملیات و نگهداری، ساخت‌وساز نظامی و مسکن خانوادگی را حدود ۲۸.۵ میلیارد دلار اعلام کرده است. این رقم البته کل هزینه حضور نظامی آمریکا در جهان نیست و تنها چارچوب هزینه‌های مشخص‌شده در آن سند را شامل می‌شود. 

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

فشار بر ناوگان دریایی آمریکا

بخش دیگری از روایت منتشرشده به وضعیت ناو‌های جنگی آمریکا اختصاص دارد. در شرایط عادی، ناوگان دریایی برای حفظ توان عملیاتی خود به شبکه‌ای از بنادر، پایگاه‌های پشتیبانی، سوخت‌رسانی و تأمین قطعات وابسته است. هرچه فاصله میان این نقاط بیشتر شود، فشار لجستیکی نیز افزایش پیدا می‌کند.

این موضوع به‌ویژه برای شناور‌هایی که مدت طولانی در دریا باقی می‌مانند اهمیت دارد. طولانی شدن مأموریت بدون دسترسی منظم به پایگاه‌های پشتیبانی می‌تواند هزینه نگهداری، تأمین نیروی انسانی و پشتیبانی فنی را افزایش دهد.

از این منظر، حمله به یک تأسیسات نظامی الزاماً به معنای نابودی کامل آن نیست؛ حتی آسیب محدود به بخشی از زیرساخت‌ها نیز ممکن است موجب کاهش ظرفیت عملیاتی یا تغییر مسیر‌های پشتیبانی شود. به همین دلیل، ارزیابی اثر حملات صرفاً بر اساس تعداد ساختمان‌های منهدم‌شده یا تجهیزات آسیب‌دیده کافی نیست و باید تأثیر آن بر زنجیره لجستیکی نیز بررسی شود.

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

موشک و پهپاد در برابر شبکه پدافندی

یکی از نکات کلیدی مطرح‌شده در گزارش‌های نیویورک‌تایمز، مسئله هزینه و پیچیدگی مقابله با حملات ترکیبی است. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته طیف متنوعی از موشک‌های بالستیک و کروز و همچنین پهپاد‌ها را توسعه داده است. نیویورک‌تایمز نیز در گزارش‌های پیشین خود به گستردگی زرادخانه موشکی ایران و توانایی این کشور برای هدف قرار دادن اهدافی در فاصله‌های صد‌ها مایل بارها اشاره کرده است. 

چالش اصلی برای پدافند، تنها رهگیری یک موشک یا پهپاد نیست؛ بلکه مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که تعداد زیادی پرتابه با مسیر، سرعت و ارتفاع متفاوت به سمت یک منطقه شلیک شوند. در چنین شرایطی، سامانه‌های دفاعی باید میان اهداف مختلف اولویت‌بندی کنند و هم‌زمان از نقاط حساس مانند رادارها، مراکز فرماندهی، انبار‌های سوخت و محل استقرار نیرو‌ها محافظت کنند.

گزارش‌های نیویورک‌تایمز از ماه‌های گذشته نیز نشان داده‌اند که بخش قابل توجهی از حملات ایران علیه مواضع آمریکایی در منطقه با استفاده از ترکیبی از موشک‌ها و پهپاد‌ها انجام شده است. در یکی از گزارش‌های این روزنامه، به حمله به ۱۸ موقعیت نظامی مورد استفاده آمریکا در هفت کشور در ماه‌های نخست جنگ اشاره شده بود. 

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

مسئله‌ای فراتر از خسارت فیزیکی

اهمیت این تحولات تنها به میزان خسارت واردشده به ساختمان‌ها یا تجهیزات محدود نمی‌شود. شبکه پایگاه‌های خارجی آمریکا زمانی ارزش راهبردی بیشتری پیدا می‌کند که بتواند امکان واکنش سریع و استمرار عملیات را فراهم کند.

اگر بخشی از این شبکه در نتیجه حملات مکرر مجبور به کاهش فعالیت یا تغییر کارکرد شود، نیرو‌های آمریکایی باید از مسیر‌های جایگزین استفاده کنند. این موضوع می‌تواند زمان انتقال نیرو و تجهیزات را افزایش دهد و فشار بیشتری بر ناوگان هوایی و دریایی وارد کند.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای واشنگتن این خواهد بود که آیا حفظ شبکه گسترده پایگاه‌های ثابت همچنان با سطح تهدید‌های موشکی و پهپادی جدید سازگار است یا اینکه باید بخشی از راهبرد استقرار نیرو‌ها تغییر کند.

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

یک درس برای جنگ‌های آینده

آن‌چه از گزارش‌های منتشرشده درباره جنگ ایران و آمریکا می‌توان برداشت کرد، این است که نقش پایگاه‌های ثابت در جنگ‌های مدرن بار دیگر در حال بازتعریف است. پایگاه‌های نظامی همچنان برای عملیات نظامی و لجستیک اهمیت دارند، اما در عین حال، به دلیل ثابت بودن موقعیت، می‌توانند در معرض حملات دقیق دوربرد قرار بگیرند.

وزارت دفاع آمریکا نیز شبکه‌ای بسیار گسترده از تأسیسات نظامی در داخل و خارج از این کشور دارد؛ بنابراین مسئله حفاظت از زیرساخت‌ها تنها به خاورمیانه محدود نمی‌شود. پنتاگون در معرفی ساختار جهانی خود از هزاران سایت و تأسیسات در سراسر جهان سخن گفته است. 

دیوید پترائوس، فرمانده سابق سنتکام و رئیس پیشین سیا، اذعان کرده است که حملات ایران آمریکا را وادار به بازنگری کامل در استراتژی استقرار و فرماندهی کرده است. کارشناسان نظامی تأکید دارند آمریکا باید با کوچک‌سازی و تعطیلی پایگاه‌ها، نیروهای خود را از سیبل حملات خارج کند.

پایگاه‌هایی که بودند اما دیگر نیستند!

در نهایت، روایت مطرح‌شده در گزارش نیویورک‌تایمز یک پرسش راهبردی را پیش روی آمریکا قرار می‌دهد: در دوره‌ای که موشک‌های دقیق، پهپاد‌های دوربرد و حملات ترکیبی دسترسی به اهداف ثابت را آسان‌تر کرده‌اند، آیا شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی همچنان می‌تواند همان نقش سنتی خود را در تأمین امنیت و نمایش قدرت آمریکا ایفا کند؟

پاسخ به این پرسش نه فقط به نتیجه یک جنگ، بلکه به تصمیمات آینده واشنگتن درباره نحوه استقرار نیروها، میزان سرمایه‌گذاری در پدافند هوایی، پراکندگی تجهیزات و شکل حضور نظامی آمریکا در مناطق مختلف جهان وابسته خواهد بود. آنچه در جنگ اخیر برجسته شده، این واقعیت است که برتری نظامی صرفاً با تعداد پایگاه‌ها سنجیده نمی‌شود؛ توانایی حفظ کارکرد این پایگاه‌ها در شرایط حمله نیز بخشی از معادله قدرت است؛ معادله‌ای که حداقل در دو جنگ اخیر توسط آمریکایی‌ها مجهول ماند و یقه آن‌ها را گرفت.