وقتی خیابانها و دانشگاهها برای همه طراحی نشدهاند، معلولیت از یک تفاوت جسمی به یک محدودیت ساختاری تبدیل میشود.
در حالی که بسیاری از کلمات امیدبخش، معلولیت را تنها یک تفاوت جسمی میبینند، اما برای برخی، این واژه با چالشهای دیواری از جنس نادیده گرفته شدن در خیابانها و دانشگاهها گره خورده است. روایت یکی از فارغالتحصیلان جوان رشته مهندسی نرمافزار که از کودکی با صندلی چرخدار و مسیرهای ناهموار دستوپنجه نرم کرده، پرده از واقعیتهای تلخی برمیدارد که نشان میدهد چالش اصلی، ناتوانی جسم نیست، بلکه ناتوانیِ ساختارهای اجتماعی در پذیرش توانمندیهاست.
برزنونی، دانشجوی استثنایی ترم چهار رشته مهندسی از ششماهگی با چالشهای جسمی و نیاز به فیزیوتراپیهای طولانیمدت دستوپنجه نرم کرده، با وجود گذشت ۲۱ سال از زندگی خود، مسیر تحصیل در دانشگاه علمی کاربردی را با ارادهای پولادین طی کرده است.
وی معتقد است برخلاف تصورات کلیشهای، محدودیت اصلی نه در تواناییهای جسمی، بلکه در «محدودیتهای محیطی» نهفته است.
برزنونی، فارغالتحصیل مدرسه استثنایی در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان با نگاهی انتقادی به چالشهای پیشرو میگوید: بسیاری میگویند معلولیت محدودیت نیست، اما من در عمل با محدودیتهایی روبهرو هستم که از خیابان شروع میشود تا دانشگاه و محیط کار. وقتی ساختمانها و مسیرهای دسترسی برای ما طراحی نشدهاند، در واقع جامعه است که ما را محدود کرده است.
وی با اشاره به تجربه زیسته خود در دوران کنکور و ورود به دانشگاه، به نبود «مناسبسازی» در مراکز آموزش عالی اشاره کرد و افزود: بسیاری از همسالان ما که دارای معلولیت هستند، در مسیر تحصیل یا ورود به بازار کار با بنبست روبرو میشوند. عدم مناسبسازی دانشگاهها و نبود زیرساختهای لازم برای تردد و فعالیت، یکی از بزرگترین موانعی است که توانمندیهای علمی ما را در سایه قرار میدهد.
این دانشجوی جوان با بیان اینکه تلاش کرده با وجود جراحیها و سالها درمانهای کاردرمانی، بر مسیر یادگیری و مهندسی تمرکز کند، خواستار توجه ویژه سیاستگذاران و مسئولان برای ایجاد فرصتهای شغلی عادلانه شد.
وی تأکید کرد که فارغالتحصیلان دارای معلولیت، به دنبال دلسوزی نیستند، بلکه خواهان ایجاد زیرساختهای ساختاری و محیطهای کاری مجهز هستند تا بتوانند تخصص خود را در خدمت توسعه جامعه قرار دهند.
او در پایان با اشاره به دشواریهای یافتن شغل به دلیل عدم دسترسی فیزیکی در بسیاری از شرکتها، بر ضرورت بازنگری در قوانین حمایتی و ایجاد بسترهای مناسب برای اشتغالپذیری افراد دارای معلولیت تأکید کرد.
روایت این دانشجوی استثنایی،تنها شرحِ یک مسیرِ دشوارِ شخصی نیست، بلکه آیینه تمامنمایِ خلاءهای مدیریتی در سطوح کلان است.
این جوان مهندس که با وجود کسب دانش، همچنان در هزارتوی بیتوجهیها به دنبالِ فرصتی برای اثباتِ توانمندیهایش است، به درستی انگشتِ تأکید را به سمت ساختارهایی میگیرد که بهجای هموار کردن مسیرِ مشارکتِ اجتماعی، با نادیده گرفتنِ استانداردهای دسترسی، دیواری بلند مقابلِ این قشر کشیدهاند. حال، این مطالبه که از دلِ تجربیاتِ سختِ این دانشجو برمیخیزد، زنگ هشداری جدی برای تصمیمگیرانِ شهری است که تا زمانِ اصلاحِ این ساختارها، بسیاری از استعدادها پشتِ درهایِ بسته باقی خواهند ماند.