تاریخ :1405/07/28 9:40 AM
سکوت چکش‌ها در بازار مسگران کرمان

در دل بازار تاریخی کرمان، جایی که روزگاری طنین چکش مسگران زیر طاق‌های بازار می‌پیچید و بوی مسِ داغ با عطر اسپند در هم می‌آمیخت، امروز سکوتی سنگین حکمفرماست. 

مجسمهٔ بزرگ مرد مسگر در ابتدای بازار، تنها یادگارِ روز‌های پرشور گذشته است؛ روز‌هایی که کرمان با پنج هزار سال قدمت، صادرکنندهٔ هنر مس بود و امروز راسته‌بازار مسگران، میزبان ظروفی است که نه از دلِ کوره‌های کرمان، که از کارخانه‌های چین و هند و پاکستان بیرون آمده‌اند. 

این گزارش، روایتِ خاموشی تدریجی هنری است که در سایهٔ واردات بی‌رویه و بی‌مهری، آخرین رمق‌های خود را می‌کشد.

کرمان را با مس می‌شناسند؛ نه فقط به خاطر معدن عظیم سرچشمه، که به خاطر هنری که قرن‌هاست در رگ‌های بازار گنجعلی‌خان جریان دارد. 

حفاری‌های تل ابلیس بردسیر نشان می‌دهد که مردم این دیار حدود پنج هزار سال پیش موفق به ذوب مس و ساخت ظروف شده‌اند؛ پیشینه‌ای که بازار مسگران کرمان را به یادگاری از دوران صفویه و یکی از کهن‌ترین کانون‌های مسگری ایران تبدیل کرده است.

اما امروز، این پیشینهٔ درخشان در برابر واقعیتی تلخ رنگ باخته است.

 

سکوت چکش‌ها در بازار مسگران کرمان؛ آنجا که مسِ وارداتی جای هنرِ دست را گرفت

 در راستهٔ بازار مسگران، دیگر خبری از کوره‌های سرد و سندان‌هایی که با ضربِ چکش زنده بودند، نیست. بسیاری از حجره‌ها به فروشگاه‌هایی تبدیل شده‌اند که ظروف مسی کارخانه‌ای و وارداتی را می‌فروشند؛ ظروفی که به گفتهٔ قدیمی‌ها، زرق و برقشان چشم‌نواز است، اما اصالت و قوام مسِ دست‌ساز کرمان را ندارند.

شاید فقط یک مغازه را در راسته بازار مسگر‌های کرمان دیدم که چکش به دست بود و گفت دارم کاسه‌هایی که به نیت خیرات اهدایی مسجدی بود روی آنها با چکش و قلم حک می‌کرد بود.

آقا مجید، از مغازه‌داران قدیمی بازار، با حسرتی عمیق می‌گوید: یک زمانی محلهٔ مسگر‌ها برو بیایی داشت... صدای کوبه‌هاشون همهٔ کرمان رو برمی‌داشت. حالا با سکوتی که دلالان کالا‌های چینی و پاکستانی و هندی برای ما به ارمغان آورده‌اند، گوشمان کر شده است.

در همین بازار، پای صحبت چند شهروند کرمانی می‌نشینیم. پاسخ‌ها تلخ، اما واقعی است:

 رضا، ۵۲ ساله، فرهنگی بازنشسته: من از بچگی یادم است که مادرم ظرف‌های مسی‌اش را با قلع سفید می‌کرد. آن ظرف‌ها انگار عضو خانواده بودند. حالا مغازه‌ها پر از مس‌های نازک و سبکی است که معلوم نیست اصلاً مس باشد یا نه.

 یکی از فروشنده‌ها خودش می‌گفت اینها را از چین می‌آورند و با برند ایرانی می‌فروشند. این دیگر هنر نیست، تجارت است.

 

سمیرا، گردشگر از تهران: برای سوغات کرمان آمده بودم. انتظار داشتم بازار مسگر‌ها پر از کارگاه‌های کوچک و صدای چکش باشد. اما بیشتر مغازه‌ها شبیه فروشگاه‌های لوازم خانگی بودند. یک ظرف مسی خریدم که وقتی خوب نگاهش کردم، دست ساز نبود، واقعاً ناامید شدم. اگر مسِ دست‌ساز کرمانی با همان کیفیت و اصالتش تبلیغ شود و قیمت‌گذاری منصفانه‌تری داشته باشد، حاضریم بیشتر بپردازیم.

 شجاع، هنرمند صنایع‌دستی و نایب‌رئیس انجمن صنایع‌دستی اتاق بازرگانی کرمان، معتقد است: متأسفانه نسل جدید تمایل به تولید این محصول را از دست داده و به واسطه‌گری رو آورده است. 

به گفته وی تولید ظروف مسی با دست نیز بسیار کاهش پیدا کرده است.

بازار مسگران کرمان امروز به آینه‌ای شکسته می‌ماند؛ تصویری نیمه‌تمام از هنری که با هر ضربهٔ چکش، هویتی چند هزار ساله را به دوش می‌کشید.

 ظروف مسیِ وارداتی، هرچند ارزان و براق، اما هرگز نمی‌توانند جای خالیِ دست‌های پینه‌بستهٔ استادکاری را پر کنند که سال‌ها با عشق، مسِ داغ را شکل می‌داد. 

آنچه در خطر است، فقط یک صنعت نیست؛ خاطره‌ای جمعی است که نسل‌ها با آن زیسته‌اند و صدایی که دیگر در کوچه‌پس‌کوچه‌های بازار نمی‌پیچد. 

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تسلیم در برابر سیلِ بی‌رویهٔ واردات، چراغ کارگاه‌های مسگری را دوباره روشن کنیم؛ پیش از آنکه مجسمهٔ مرد مسگر، تنها نشانهٔ باقی‌مانده از هنری باشد که روزگاری جهان را مسحور خود کرده بود.