میخواهم از مردی بگویم که سالها بر روی تشک، با فنهای شگفتیساز و ارادهای پولادین، حریفان را به خاک نشاند. مردی که روزگاری با بازوهایش بر نقره و طلا، شکوه ملی ایرانیان را به تصویر میکشید و امروز در مدیریت فدراسیون، با همان صلابت، درخشش خود را به کمال رسانده است. میخواهم از علیرضا دبیر بگویم؛ از مردی که مدیریت را از اداره کردن به فرماندهی تغییر داد. او در مواجهه با بحران ویزاها در لاسوگاس، دقیقاً همان منطق یا همه یا هیچ را به کار گرفت که یادگار سبک باکریها و صلابت خرازیهاست. او میدانست در برابر رژیم متکبر آمریکا، نباید با زبان دیپلماسی لرزان سخن گفت، بلکه باید با زبان ایستادگی جبهه و جنگ پاسخ داد. او در آن لحظات، تشک کشتی را به تنگه هرمز تبدیل کرد؛ جایی که هرگونه جسارتی، با پاسخی مقتدرانه و ضربهای سنگین در جا خنثی میشود.
دبیر در سالهای تصدی خود، با عبور از لایههای انبوه تخریبهای رسانهای و هجمههای بیموقع جریانهای بدخواه اینترنشنال مزدور گرفته تا برخی از رسانههای داخلی نشان داد مدیریت واقعی در برابر باران زهرآگین تخریب، تنها با ریشه در خاک ایمان و استقامت استوار میماند. در حالی که آن سوی آب، در استودیوهای سرد ایران اینترنشنال و رسانههای مزدوری که تخصصشان بذر افکندن شک است، با کلمات زهرآگین سعی داشتند این مرد را بشکنند، دبیر لبخند میزد. او ثابت کرد مدیری که قرارگاهش ولایت باشد، هرگز در برابر بادهای سیاسی نمیلرزد و صلابتش را با هیچ امتیاز کاذبی معامله نمیکند.
اما بیایید به میوه این درخت نگاه کنیم. این موفقیت یک اتفاق گذرا یا شانس نبود، بلکه حاصل یک رزومه مقتدرانه بود. علیرضا دبیر از زمانی که سکان فدراسیون را به دست گرفت، پارادایم مدیریت را تغییر داد.
او از مدیریت صرف قهرمانان به سمت تولید قهرمانان حرکت کرد و با استقرار قدرتمند در ردههای پایه و زیر ۲۳ سال، کشتی ایران را به یک ابرقدرت غیرقابل چالش تبدیل کرد. او زیرساختها را دگرگون کرد و ثابت کرد که تخصص وقتی با تعهد گره بخورد، معجزه میکند.
و در اوج این عملیات، تکاورانی از خاک ایران برخاستند که نامشان با مدالهای افتخارآمیز گره خورد؛ اهورا خاطری در وزن ۶۵ کیلوگرم ،مهدی یوسفی در وزن ۷۹ کیلوگرم ،ابوالفضل رحمانی در وزن ۹۲ کیلوگرم و محمدنژاد در وزن ۱۲۵ کیلوگرم و همچنین مدالآور نقره ابراهیم الهی در وزن ۷۰ کیلوگرم و مدالآوران برنز، ابراهیم خواری در وزن ۶۱ کیلوگرم، علی کرمپور در وزن ۷۴ کیلوگرم و رضاافشار در وزن ۸۶ کیلوگرم و محمدمبین عظیمی در وزن ۹۷ کیلوگرم، البته اینها فقط کشتیگیر نبودند؛ بلکه سفیران عزت بودند که در خاک دشمن، با هر فن و هر حرکت، پیام ایستادگی جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان رساندند.
حتی خبرنگاران و تحلیلگران بینالمللی در سازمان جهانی کشتی و نشریات تخصصی با بهت نوشتند که ایرانیها از کجا این همه ثبات روحی و انضباط جنگنده میگیرند. نمیدانستند این ثبات، از آن پیام نورانی میآمد. از آن دست گرم امام شهیدمان خامنهای کبیر که بر سر این جوانان بود و امروز هم پیام مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای برای این تیم حکم سند پیروزی داشت. وقتی رهبری از صلابت این قهرمانان میگوید، دیگر هیچ سد ویزایی و هیچ جنگ روانی معنا ندارد.
این پیروزی میوه درختی بود که با خوی همتها و ایمان زینالدینها و سلامیها و حاجی زادهها و موسویها و باقریها آبیاری شده بود. موفقیت در سایه حمایت معنوی امام شهید ما بود که به این جوانان روحیه حماسی بخشید.
وقتی آن مرد بزرگ بر این موفقیت مهر تأیید میزد، یعنی این مدالها فراتر از ورزش، گواهی بر اقتدار نظام هستند.
دبیر با رزومهای که از دقت و مبارزه شروع کرد و به جهاد وطنپرستانه ختم گشت، ثابت کرد مدیریت بسیجی یعنی تبدیل هر محدودیت به یک فرصت نبرد. او یادآوری کرد اگر ما در میدان کشتی با این صلابت و با نگاه فرماندهانی چون سلامی و حاجیزادهها پیروز شدیم، پس در میدان سیاست نیز باید با همین دندانگراز و با همین صلابت مقتدرانه بایستیم. امروز میدان سیاست هم بیش از هر زمان دیگری به مردانی نیاز دارد که بدانند عزت را نباید با منفعتهای زودگذر معامله کنند.
آری! لاسوگاس امروز فهمید وقتی روح فرماندهان بزرگ در کالبد مدیریت و ورزش دمیده شود، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند جلوی طوفان پیروزی ایرانیان را بگیرد.
هادی ابراهیمی
عضو هیات علمی دانشگاه