جمعه 10 بهمن 1404 - Friday, January 30, 2026
تاریخ :1404/10/30 8:34 AM
دانشگاه؛ از بحران‌شناسی تا حکمرانی هوش اجتماعی
قطعاً مأموریت رئیس جمهور به وزیر علوم، حکم ضرب الاجل تاریخی را دارد. ما نیازمند یک «جهاد علمی» برای مهندسی افکار عمومی هستیم؛ جایی که صندلی‌های خالی دانشگاه‌ها باید به کانون‌های شتاب‌دهنده بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی ایران تبدیل شوند...
قطعاً مأموریت رئیس جمهور به وزیر علوم، حکم ضرب الاجل تاریخی را دارد. ما نیازمند یک «جهاد علمی» برای مهندسی افکار عمومی هستیم؛ جایی که صندلی‌های خالی دانشگاه‌ها باید به کانون‌های شتاب‌دهنده بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی ایران تبدیل شوند. 

فراتر از مدیریت بحران، مهندسی افکار عمومی

حوادث اخیر، هرچند تلخ و پرهزینه، فرصتی استثنایی برای تحول پارادایمیک در حکمرانی عمومی فراهم آورد. تجربه نشان داد که در عصر اطلاعات، مدیریت صرفاً امنیتی یا اقتصادی، محکوم به شکست است؛ کلید ثبات و توسعه، در گرو مدیریت هوش اجتماعی و توانایی حکمرانی افکار عمومی است.

مأموریت دکتر پزشکیان به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برای به‌کارگیری ظرفیت‌های علمی کشور در «شناخت زمینه‌ها، ابعاد علل و نحوه بروز اعتراضات»، نه یک دستور اداری، بلکه یک فراخوان ملی برای تزریق علم و تحلیل‌های میان‌رشته‌ای به کالبد مدیریت کشور است. این مأموریت، سرآغاز رسمی ورود علم به خط مقدم حل مسائل ملی، به جای ایفای نقش صرفاً واکنشی پس از وقوع بحران است. نقش محوری دانشجو و دانشگاه در این میان، انکارناپذیر است؛ دانشگاه‌ها موتورهای اصلی بازتولید، نقد و مهندسی فرهنگی جامعه هستند.

خودارزیابی واقع‌بینانه؛ دانشگاه، پیش از نقش‌آفرینی بیرونی

دانشگاه برای آنکه بتواند به عنوان «موتور پیشران» جامعه عمل کند و بازآفرینی اجتماعی را در مقیاس ملی نمایندگی نماید، باید ابتدا یک خودارزیابی عمیق و بی‌پرده را درونی‌سازی نماید. شکاف میان دانشگاه و جامعه، محصول سال‌ها غفلت از نقش اجتماعی علم است.

۱. از انزوا تا اتصال

سال‌هاست که مرزهای دانشگاه به برج عاج علم تقلیل یافته است. دانشگاه باید از «محیطی برای حفظ وضع موجود» به «مرکزی برای تولید راهکارهای نوآورانه و اجتماعی» تبدیل شود. این امر مستلزم تسهیل ورود مسائل جامعه به کلاس‌های درس و مراکز تحقیقاتی است.

۲. مسئله‌شناسی دانشجویی، کلید مواجهه با پدیده

دانشجویان، به ویژه در میان رشته‌ها، سفیران آگاهی و خط مقدم ارتباط با سطوح مختلف جامعه هستند. نخبگان علمی باید بیاموزند که چگونه فراتر از داده‌های آماری، نیازهای روانی، فرهنگی و مطالبات بنیادین جامعه را در قالب فرضیه‌های علمی ترجمه کنند.

چارچوب فنی هوش اجتماعی و حکمرانی نخبگانی

هوش اجتماعی، صرفاً به معنای درک احساسات دیگران نیست؛ در سطح کلان حکمرانی، به معنای ساخت مدل‌های پیش‌بینی، مداخله زودهنگام، و توانایی تغییر جهت‌گیری‌های جمعی از طریق پیام‌های مبتنی بر اعتماد است.

الف) طراحی الگوریتم‌ها و نقشه‌برداری فرهنگی

جامعه دانشجویی خود یک اکوسیستم پیچیده است که مملو از تکثر و چند فرهنگی است. این تنوع، بزرگترین سرمایه اما در عین حال، چالش‌برانگیزترین بستر برای مدیریت افکار عمومی است.

ساخت پرسوناهای اجتماعی

همانطور که در بازاریابی محصول، پرسوناهای هدف تعریف می‌شوند، در حکمرانی افکار عمومی نیز باید «پرسوناهای اجتماعی» مختلف (دانشجوی معترض، دانشجو میانه‌رو، خانواده‌های محصل، اساتید) شناسایی شوند. برای هر پرسونا باید یک «الگوریتم فرهنگی» طراحی شود که بر اساس ارزش‌ها، نگرانی‌ها و کانال‌های ارتباطی آن‌ها، پیام موردنظر را به مؤثرترین شکل منتقل کند.

مدل‌سازی دینامیک‌های نفوذ
تحلیل شبکه‌های اجتماعی دانشجویی برای شناسایی نقاط کانونی و تأثیرگذاران کلیدی حیاتی است. مداخله باید نه از بالا به پایین، بلکه از طریق نخبگان معتمد و سفیران آگاهی در خود لایه‌های اجتماعی صورت پذیرد. اگر شبکه ارتباطی جامعه باشد، شناسایی گره‌هایی با درجه مرکزی بالا اولویت دارد.

ب) میان‌رشته‌ای بودن، راهبرد اجرایی

رئیس جمهور بر ضرورت رویکرد میان‌رشته‌ای و اجرایی بودن راهکارها تأکید کرده است. این بدان معناست که علوم اجتماعی باید با علوم داده، روانشناسی با مهندسی سیستم‌ها، و علوم ارتباطات با هوش مصنوعی تلفیق شود.

دانشکده‌های اقدام 
پیشنهاد می‌شود در کنار پژوهشگاه‌ها، «آزمایشگاه‌های اقدام میان‌رشته‌ای» با هدف شبیه‌سازی سناریوهای اجتماعی و آزمودن راهکارهای مداخله‌ای قبل از اجرایی شدن در سطح ملی تأسیس شود. این مراکز باید زیر نظر مستقیم وزارت علوم و با همکاری نهادهای امنیتی و اجرایی فعالیت کنند. در این آزمایشگاه‌ها، مدل‌سازی فرآیندهای اجتماعی با استفاده از روش‌های شبیه‌سازی مانند مدل‌سازی مبتنی بر عامل اجرا خواهد شد تا اثرات متقابل متغیرهای ورودی (مانند تغییر سیاست‌ها) بر برآیند اجتماعی پیش‌بینی شود، که در آن متغیرهای سیاسی و اجتماعی، ورودی‌های هوش اجتماعی هستند.

نقش رسانه‌ای و بازآفرینی امید ملی

دانشگاه‌ها باید یاد بگیرند چگونه روایتگر باشند. در فقدان روایت قدرتمند ملی، روایت‌های رقیب به سرعت جامعه را اشغال می‌کنند. بازآفرینی اجتماعی در گرو بازآفرینی روایت است.

۱. دانشجو، سفیر امید
دانشجویان باید آموزش ببینند تا نه تنها منتقد، بلکه تولیدکننده روایت‌های مثبت و آینده‌محور باشند. هر دانشجوی نخبه باید یک «خبرنگار مسئولیت‌پذیر» برای انتقال دستاوردهای علمی و اجتماعی کشور باشد.

۲. از انتقاد به مطالبه‌گری ساختارمند
وظیفه دانشگاه این است که انرژی پنهان اعتراضات را به «مطالبه‌گری ساختارمند و علمی» هدایت کند. مطالبه‌ای که بر مبنای تحلیل‌های دقیق علمی از علل بروز پدیده ارائه شده و راهکارهای عملیاتی مشخصی را به دستگاه‌های اجرایی دیکته کند. این مطالبه باید دارای شاخص‌های اندازه‌گیری مشخص باشد.

فراخوان به نهاد علم
مأموریت رئیس جمهور، فرصت طلایی برای علمی کردن حکمرانی است. اگر دانشگاه‌ها این مأموریت را به عنوان یک پروژه ملی تعریف کنند، می‌توانند در عرض دو ماه، چارچوب‌های نظری و اجرایی لازم برای مدیریت هوش اجتماعی در بحران‌های آتی را فراهم آورند. این امر مستلزم پذیرش شجاعانه کاستی‌ها، کار تیمی میان‌رشته‌ای، و درک این حقیقت است که حکمرانی افکار عمومی، نه یک فعالیت سیاسی، بلکه یک ضرورت فنی برای بقای اجتماعی در قرن حاضر است. اکنون زمان عمل فرا رسیده است تا دانشگاه، از جایگاه تحلیل‌گر منفعل خارج شده و به بازیگر فعال و مهندس اصلی آینده اجتماعی ایران تبدیل شود. این حرکت، تضمین‌کننده همراهی مردم در هر شرایطی خواهد بود.

محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول

نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.