جمعه 10 بهمن 1404 - Friday, January 30, 2026
تاریخ :1404/11/05 2:06 PM
نسخه‌هایی از آن‌سوی مرزها/ دو روایت متضاد از «رهبری» یک ملت/ پروژه اپوزیسیون بی‌هزینه
این سرزمین، انقلابش را با هزینه ساخت؛ با زندان، تبعید، جانبازی و ایستادگی. رهبرانش در میدان بودند و هستند. حال اما کسانی از آن‌سوی آب‌ها، در آسایش و امنیت، مردم را به اغتشاش دعوت می‌کنند و نام آن را نجات می‌گذارند. این تفاوتِ اساسی میان کسانی است که انقلاب را با رنج ساختند و آنان که امروز، از پشت مرزها، جوان ایرانی را به مسیری بی‌بازگشت سوق می‌دهند...
این سرزمین، انقلابش را با هزینه ساخت؛ با زندان، تبعید، جانبازی و ایستادگی. رهبرانش در میدان بودند و هستند. حال اما کسانی از آن‌سوی آب‌ها، در آسایش و امنیت، مردم را به اغتشاش دعوت می‌کنند و نام آن را نجات می‌گذارند. این تفاوتِ اساسی میان کسانی است که انقلاب را با رنج ساختند و آنان که امروز، از پشت مرزها، جوان ایرانی را به مسیری بی‌بازگشت سوق می‌دهند.

تحولات اجتماعی و سیاسی، بخشی جدایی‌ناپذیر از حیات هر جامعه زنده و پویاست. اعتراض، مطالبه‌گری و نقد قدرت، اگر در چارچوب قانون و عقلانیت صورت گیرد، نه‌تنها تهدید نیست بلکه می‌تواند فرصتی برای اصلاح و پیشرفت باشد. اما آنچه در مقاطعی از تاریخ معاصر ایران شاهد آن بوده‌ایم، عبور آگاهانه یا ناآگاهانه از مرز اعتراض به اغتشاش، و تبدیل مطالبه به ناامنی و تخریب سرمایه‌های ملی بوده است؛ مسیری که بیش از آنکه به نفع مردم تمام شود، هزینه‌های جانی، مالی، اجتماعی و سیاسی سنگینی را بر کشور تحمیل کرده است.

در این میان، نقش برخی جریان‌های خارج‌نشین، به‌ویژه سلطنت‌طلبان و گروه‌های منفعت‌طلب مقیم خارج از کشور، قابل تأمل و نقد جدی است؛ جریان‌هایی که سال‌هاست بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، برای مردم داخل کشور نسخه «تغییر»، «نجات» و «رهایی» می‌پیچند، اما خود نه در میدان حضور دارند و نه مسئولیت پیامدهای فراخوان‌هایشان را می‌پذیرند.

اعتراض یا اغتشاش؟ مرز باریک عقلانیت و بی‌مسئولیتی

در هر جامعه‌ای، اعتراض حق شهروندان است و این حق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به رسمیت شناخته شده است. اما اعتراض زمانی مشروع، مؤثر و اخلاقی است که:

•    در چارچوب قانون انجام شود.
•    متکی بر آگاهی و تحلیل باشد.
•    به امنیت عمومی، جان مردم و اموال عمومی آسیب نزند.

آنچه در برخی رخدادهای اخیر مشاهده شد، فاصله گرفتن از این اصول و ورود به فاز اغتشاش، تخریب، درگیری و ناامن‌سازی بود. در این میان، جوانانی که بعضاً با انگیزه‌های احساسی و بدون شناخت عمیق از پشت‌صحنه تحولات وارد میدان شدند، بیشترین آسیب را دیدند. چه آنان که جان خود را از دست دادند، چه کسانی که دچار آسیب‌های جسمی، روحی یا پرونده‌های قضایی شدند.

پرسش اساسی اینجاست: چه کسانی از این وضعیت سود بردند؟

آیا مردم ایران منتفع شدند یا جریان‌هایی که از کیلومترها آن‌سوتر، با آسودگی کامل، تنها نقش «تشویق‌کننده» را ایفا کردند؟

اپوزیسیون خارج‌نشین؛ بدون هزینه، با ادعای رهبری

یکی از ویژگی‌های مشترک بخش قابل توجهی از اپوزیسیون خارج‌نشین، به‌ویژه سلطنت‌طلبان، گریز از هزینه است. این جریان‌ها در حالی مردم را به خیابان، درگیری و مقابله دعوت می‌کنند که خود:

•    در امنیت کامل کشورهای غربی زندگی می‌کنند.
•    هیچ‌گونه خطر بازداشت، زندان یا فشار را متحمل نمی‌شوند.
•    مسئولیت حقوقی، اخلاقی و انسانی پیامدهای فراخوان‌هایشان را نمی‌پذیرند.

خاندان پهلوی، به‌عنوان نماد جریان سلطنت‌طلب، نمونه بارز این رویکرد است. آنان سال‌هاست در ناز و نعمت، با بهره‌مندی از رسانه‌های پرقدرت و حمایت برخی محافل خارجی، از «بازگشت» و «رهبری» سخن می‌گویند، اما حتی حاضر نیستند به کشورهای همسایه ایران سفر کنند، چه رسد به حضور در کنار مردم داخل کشور.

این پرسش ساده اما بنیادین همچنان بی‌پاسخ مانده است:
چگونه می‌توان ادعای رهبری یک ملت را داشت، بی‌آنکه کوچک‌ترین هزینه‌ای برای آن ملت پرداخت؟

مقایسه‌ای ناگزیر؛ هزینه‌دادن برای آرمان یا بهره‌برداری از رنج مردم؟

تاریخ انقلاب اسلامی ایران، تاریخی همراه با افتخار و «هزینه‌دادن»  برای رسیدن به آرمان ها است. هزینه‌هایی واقعی، سنگین و انکارناپذیر که بر این سرزمین تحمیل شده است. پیش از پیروزی انقلاب، بسیاری از رهبران و چهره‌های تأثیرگذار نهضت:

•    سال‌ها زندان را تحمل کردند.
•    طعم تبعید، شکنجه و محرومیت را چشیدند.
•    خانواده و زندگی خود را در مسیر آرمان‌هایشان به خطر انداختند.

پس از انقلاب نیز این هزینه‌ها ادامه یافت؛ از دفاع مقدس گرفته تا ترور، تحریم، فشارهای سیاسی و اقتصادی. در این میان، رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان یکی از چهره‌هایی که هم پیش از انقلاب طعم زندان و تبعید را چشیده‌اند و هم پس از انقلاب بار سنگین هدایت کشور در شرایط پیچیده داخلی و خارجی را بر دوش داشته‌اند، نماد «پرداخت هزینه در میدان» هستند، نه هدایت از پشت میزهای امن. این واقعیت تاریخی را نمی‌توان نادیده گرفت یا با تبلیغات رسانه‌ای وارونه جلوه داد.

رهبری؛ عقلانیت، صبر راهبردی و پرهیز از احساسات زودگذر

یکی از تفاوت‌های بنیادین گفتمان انقلاب اسلامی با جریان‌های هیجانی و برانداز، محوریت عقلانیت و صبر راهبردی در تصمیم‌گیری‌ها است. رهبر معظم انقلاب بارها در مقاطع مختلف تأکید کرده‌اند که:

•    اعتراض باید از اغتشاش تفکیک شود.
•    نقد باید منصفانه و مسئولانه باشد.
•    احساسات نباید جای تحلیل را بگیرد.

این نگاه، برخلاف تصویرسازی رسانه‌های معاند، نه از سر ضعف، بلکه از موضع مسئولیت‌پذیری نسبت به جان و آینده مردم است. رهبری نظام، برخلاف اپوزیسیون خارج‌نشین، با یک جامعه واقعی، با انسان‌های واقعی و با پیامدهای واقعی تصمیم‌ها، مواجه است.

رسانه‌های معاند و پروژه سیاه‌نمایی

در کنار اپوزیسیون سیاسی، نقش رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز در تشدید بحران‌ها قابل انکار نیست. این رسانه‌ها غالباً:

•    روایت‌های یک‌سویه و گزینشی ارائه می‌دهند.
•    خشونت و اغتشاش را تطهیر می‌کنند.
•    از رنج مردم به‌عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده می‌کنند.

در این فضا، جوانی که دسترسی محدود به منابع تحلیلی متنوع دارد، ممکن است در دام روایت‌های ساده‌سازی‌شده و احساسی بیفتد. روایتی که «تخریب» را به‌جای «اصلاح»، و «براندازی» را به‌جای «مسئولیت‌پذیری» می‌نشاند.

مردم؛ سرمایه‌های واقعی کشور
واقعیت این است که بزرگ‌ترین سرمایه ایران نه نفت است و نه گاز، بلکه مردم آن است. مردمی که در بزنگاه‌های تاریخی، از پیروزی انقلاب تا دفاع مقدس و تا امروز، بارها نشان داده‌اند که درک عمیقی از منافع ملی دارند.

سوءاستفاده از احساسات، مشکلات معیشتی و دغدغه‌های واقعی مردم، خط قرمزی است که متأسفانه برخی جریان‌های خارج‌نشین بارها از آن عبور کرده‌اند. آنان نه برای حل مشکلات، بلکه برای تشدید شکاف‌ها و بحران‌ها، سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ چرا که بقای سیاسی‌شان در «بی‌ثباتی» تعریف می‌شود، نه در «اصلاح».

خطاب به جوانان؛ عقلانیت، نه هیجان

جوانان این سرزمین، پرانرژی، مطالبه‌گر و آینده‌ساز هستند. نقد، پرسش و حتی اعتراض حق طبیعی آنان است. اما تجربه‌های تاریخی، چه در ایران و چه در سایر کشورها، نشان داده است که:

•    تغییرات پایدار از مسیر آگاهی می‌گذرد.
•    هیجان‌های زودگذر، هزینه‌های ماندگار برجای می‌گذارد.
•    جریان‌هایی که خود حاضر به پرداخت هزینه نیستند، دلسوز واقعی مردم نیستند.

بصیرت یعنی پرسیدن این سؤال ساده:
چه کسی سود می‌برد و چه کسی هزینه می‌دهد؟

نقد سلطنت‌طلبان و اپوزیسیون منفعت‌طلب خارج‌نشین، نه از سر تعصب، بلکه از منظر عقلانیت، تجربه تاریخی و مسئولیت اجتماعی ضروری است. کشوری که برای استقلال، آزادی و هویت خود هزینه‌های سنگین داده، شایسته آن نیست که آینده‌اش ملعبه پروژه‌هایی شود که طراحانش حتی حاضر به نزدیک شدن به میدان واقعیت نیستند.

راه پیشرفت ایران، از دل آگاهی، اصلاح، قانون‌مداری و اتکا به ظرفیت‌های داخلی می‌گذرد؛ مسیری که با همه دشواری‌هایش، شرافتمندانه‌تر و پایدارتر از نسخه‌هایی است که از پشت مرزها تجویز می‌شوند.

محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول

نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.