
دکتر هادی ابراهیمی، عضو هیات علمی دانشگاه، در یادداشتی نوشت:
اوایل، این موضوع نه برای ما جدی بود و نه باورپذیر که جریانی در تکاپوی تطهیر چهره رژیمی طاغوتی به نام پهلوی باشد! رژیمی که از هر طرف مطالعه میشد، مفاهیم ثابتی را به ذهن متبادر میکرد و آن چیزی نبود جز فساد و فجور، ظلم و ستم و زورگویی به مردم، تباهی، اباحهگری و بطالت، حیف و میل بیتالمال، اختلاس و ارتشاء، بالاکشیدنهای رسمی، وابستگی به بیگانگان، باج دادن به قلدرهای جهانی، افتخار ژاندارمی برای آمریکا، کمک و حمایت و زمینهسازی برای تثبیت رژیم متجاوز اسرائیل، سرکوب اقوام مختلف، شکنجه مبارزان و مرگ در سیاهچالها، اعدام و تبعید و زندانی کردنهای طویلالمدت، فقر و فلاکت و نداری اغلب اقشار جامعه، گسترش مصرف مواد مخدر، الکل و سایر مواد افیونی، کابارهها، کازینوها، سواحل ولنگار، استخرهای مفسدهانگیز، عریانیها، خانوادهای همیشه مجرم در زمینههای مختلف، ابرسرقتهای دلار و طلا و سکه در ماههای پایانی عمر ننگین رژیم، هبه بحرین و هیرمند و آرارات و غیره به دستور استعمار پیر، مروج بهائیت و فرقههای استعمارساخته و بینهایت مصداق و مثال دیگر که حتی تیترپردازیها هم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و در این مجال نمیگنجد!با تغییر زاویه نگاه به این پدیده مسخره و باورناپذیر، استراتژی دیگری در ذهنم شکل میگیرد و آن این است که این پدیده، هدفمندتر از تطهیر یک رژیم مندرس، سوخته و بیقواره است؛ بلکه با گذر از این مقدمه، استعمار در صدد پایان دادن به نگاه سیاه مردم به ستمها و غارتهای بیش از دویست ساله استعمار پیر و استکبار جهانی است که طی آن استقلال، آزادی، هویت و حریت یک ملت در بیش از دو قرن، به یغما رفت و منافع آنها در غارت بیانتهای منابع و سرمایههای ملتها، از جمله ملت بزرگ ایران بود!
تطهیر پهلوی، به زعم معاندان، شاید در ظاهر تضعیف و تحقیر انقلاب اسلامی و تغییر باورهای استعمارستیز باشد اما در واقع، در عمق نگاه اهل بصیرت، با توجه به کارنامه ننگین خاندان پهلوی، موجب بیداری ملتهای عالم بهخصوص جهان اسلام شده. مقام معظم رهبری از سالها قبل پی به این استراتژی برده و هشدارهای متعدد و جدی داده و متذکر شده بودند که نظام سلطه در حال بَزَک کردن چهره خبیث رژیم پهلوی و جابجا کردن جلاد و شهید است! اصلیترین دلیل شکلگیری تطهیر رژیم پهلوی، کمگویی و عدم جهاد تبیین و حواسپرتی ما نسبت به حرکتهای موریانهای ابررسانههای غربی و معاند است که فضا را برای جولان آنها خالی گذاشتیم! تفکرهای بهجا مانده از فرهنگ منحط طاغوت، با گسترش استفاده از تلویزیونهای ماهوارهای و نیز همهگیر شدن فضای مجازی آلوده با میلیاردها دلار سرمایهگذاری مسموم، نفوذ در مجالس کوچک و بزرگ اعم از مهمانیها، جشنها و پارتیها و عروسیها و گودبای پارتیها و تورهای یکی دوروزه و دهها نشست مرسوم و غیرمرسوم و واقعیتهای تلخی مثل بیبندوباریهای کافهها و سفرهخانهها و تالارها و رستورانها و تفریحگاهها و تفرجگاهها و غیره، این روند تسخیر فرهنگی جامعه، خانوادهها و مغزها را تسریع کرد و کار به جایی رسید که حتی از فراخوان چهارشنبههای سفید مصی علینژاد هم تدریجاً استقبال شد و خروجی جریان «زن، زندگی، آزادی»، کشف حجاب بازگشتناپذیر نسلهایی شد که نه گذشته را دیدهاند و نه اهل مطالعه تاریخاند!نسلهای نوجوان و جوانی که سوار بر موج احساسات، شعاری را میدهند که برایشان قابل تجسم نیست! هدفی را یادآور میشوند که مسیر رسیدن به آن را نمیدانند!
افراد فریبخوردهی این وارونگیهای رسانهای، واژههایی را بهکار میبرند که پیشینه تاریخی و بستر اجتماعی آن را محاسبه نکردهاند! نسلهایی که نمیدانند در پروژه کدام کارفرما به کار گرفته شدهاند! فضای شبههافکنی بهاندازهای غلیظ است که این نسل، آنها را واقعیت میشمارد! شایعات، حقیقت محسوب میشوند و اتهامات، از شش جهت نظام برخاسته از اراده و آرای مردم و برپا شده از خون صدها هزار شهید، سیبل قرار داده و آماج گلولههای کینه بیگانگان و معاندان میشوند! دشمنان ما با وقوف به ارزش جنگ نرم و عملیات روانی، در جنگ نظامی به تهدیدها و تحرکها و جابجایی جنگافزارها و احتمالاً عملیاتی بهشدت محدود بسنده کردهاند، اما در جنگ نرم، با سرقت باورها، ربایش شجاعتها، نمایش فیکها، ریزش اعتقادات، تغییر ذائقهها، تغییر مبانی محاسباتی، تحقیر ارزشها، تضعیف تواناییها، تحریف تاریخ، جابجایی زوایای نگاهها، تفسیر حوادث و اتفاقات، جعل اسناد، مصادره فضای مجازی و ابررسانههای انحصاری و نهایتاً تسخیر مغزها، جوامع هدف را به سمتی میبرند که خود از پیش سناریونویسی کردهاند!
تطهیر پهلوی، شبیه همان تستگیری در تزریقاتیها برای تزریق آمپولهای اساسیتر بوده و وقتی حساسیتی دیده نشود، از نسخههای اصلی رونمایی شده و سلسله تزریقها عملیاتی میشوند تا جایی که برچسب نام ترامپ بر یکی از تابلوهای خیابانهای تهران چسبانده شده تا پازل ذوقزدگی دشمنان کامل شده و احساس پیروزی بر آنها مستولی شود! وگرنه دشمنان بهخوبی از میزان تواناییها و داناییها و شخصیت فردی و اجتماعی و سیاسی ربع پهلوی واقفاند و حتی در اوج بهکارگیری احمقانه، به او ملاقات هم ندادند و حاضر به صحبت تلفنی با وی هم نشدند و قطعاً نقش او بالاتر از یک مترسک برای مرحله تهاجم به ایران نخواهد بود!
مایلم به نسلهای نو متذکر شوم که جامعه، انطباقی با فضاسازیهای لوکس و نرمالبازیهای کامپیوتری و قهرماننماهای این بازیها نداشته و نقشآفرینی در جامعه نیازمند برخورداری از صفات ویژهای است که اولین گزینه آن، وطندوستی و گزینه دوم دشمنشناسی و دشمنستیزی است و در مرحله سوم، نیازمند بصیرت تاریخی است که با تحلیل تاریخ، به مهارت مواجهه با آینده رسیده و از یک سوراخ چندبار گزیده نشوند!
خوشبختانه بصیرت مردم در متن فتنهها، از فتنه جنگ مسلحانه منافقین در دهه شصت گرفته تا فتنههای ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴٠۱، جنگ ۱۲روزه و نهایتاً فتنه آمریکایی ۱۴۰۴، که همواره با شکلگیری اعجاز حماسه حضور همراه بوده، نشان داد که تطهیر رسانهای رژیم سفاک و خائن پهلوی، هیچ ارتباطی با مردم ما نداشته و انقلاب اسلامی و نهایتاً نظام جمهوری اسلامی ایران، برترین انتخاب یک ملت آگاه و به ستوه آمده بود و نه تنها از برپایی چنین انقلابی و استقرار چنین نظامی پشیمان نیست، بلکه مصممتر از همیشه، بر حفظ و نگهداری و حمایت از نظام اصرار داشته و حاضر است مثل همیشه، از جان مایه بگذارد!
در پایان باید تأکید کرد که با عدم تطهیر رژیم خائن پهلوی، عملاً پروژه ننگین تطهیر استعمار هم در کشور ما شکست خورده و مردم ما به تأسی از امامین انقلاب، همچنان هر چه فریاد دارند بر سر آمریکا زده و در تحلیل سیاسی، بین آمریکا و سایر دولتهای استعمارگر فرقی قائل نشده و اسرائیل را فرزند نامشروع استعمار پیر و استکبار جهانی میدانند.
هادی ابراهیمی کیاپی