
انتخاب شهردار پایان یک مناقشه سیاسی نیست. آغاز آزمون یک تصمیم است. امروز که سیدحسن احمدی بر صندلی شهرداری ساری نشسته، افکار عمومی حق دارد صورتحساب این انتخاب را مطالبه کند. اگر این انتخاب درست بوده، کارنامهاش کجاست؟ اگر حمایت از آن تصمیم درست بوده، دستاوردش چیست؟ و اگر قرار است همچنان مشکلات قدیمی با واژههایی مانند «پیگیری» و «رایزنی» توصیف شوند، پس تفاوت مدیریت جدید با گذشته دقیقاً در کجای شهر دیده میشود؟
انتخاب سیدحسن احمدی به عنوان شهردار ساری را نمیتوان صرفاً یک تغییر مدیریتی در ساختمان شهرداری دانست. این انتخاب در فضای سیاسی و اجتماعی ساری با بحثها و گمانهزنیهای فراوانی همراه شد و نام علی بابایی کارنامی، نماینده مردم ساری و میاندرود، نیز در روایتهای سیاسی پیرامون این انتخاب بارها مطرح شد.
البته خود بابایی کارنامی دخالت مستقیم در انتخاب شهردار را رد کرده و تصمیم را متعلق به شورای شهر دانسته است. این موضع را باید محترم شمرد.
اما اکنون که از زمان انتخاب شهردار گذشته و مدیریت جدید فرصت کافی برای ارائه کارنامه داشته است،
یک پرسش جدی همچنان روی میز افکار عمومی قرار دارد: اگر این انتخاب قرار بود تغییری در مسیر مدیریت شهری ساری ایجاد کند، آن تغییر امروز کجاست؟
برای انصاف باید از نقطه مثبت آغاز کرد. مدیریت جدید شهرداری ساری در شرایطی مسئولیت را تحویل گرفت که شهرداری با مجموعهای از مشکلات انباشته مواجه بود. بدهیهای سنگین، مطالبات تأمین اجتماعی، مشکلات منابع انسانی، پروژههای نیمهتمام، مسئله پسماند، وضعیت زبالهسوز، هزینههای جاری و دشواری تأمین منابع مالی، بخشی از میراث مدیریتی بود که یکشبه ایجاد نشده بود و طبیعتاً یکشبه نیز قابل حل نبود.
از سوی دیگر، در این مدت اقداماتی مانند پیگیری بدهیهای شهرداری، تلاش برای وصول برخی منابع، پیگیری پروژه زبالهسوز و اجرای شماری از پروژههای عمرانی مطرح شده است. بنابراین ادعای اینکه «هیچ اتفاقی نیفتاده» نه منصفانه است و نه با واقعیتهای موجود سازگار. مدیریت شهری را باید با سند، عدد و نتیجه ارزیابی کرد، نه با علاقه سیاسی و نه با دشمنی سیاسی. اما درست از همین نقطه، بخش سخت ماجرا آغاز میشود.
مسئله این نیست که آیا در شهرداری ساری جلسه برگزار شده یا نه.
مسئله این نیست که چند مدیر و مسئول پای میز مذاکره نشستهاند.
مسئله این نیست که چند خبر از «پیگیری»، «تأکید»، «رایزنی» و «دستور مساعد» منتشر شده است.
مسئله این است که حاصل این همه پیگیری برای شهروند ساری چه بوده است؟
شهر با جلسه اداره نمیشود.
کارگر با عکس جلسه حقوق نمیگیرد.
پیمانکار با «قول مساعد» طلبش را وصول نمیکند.
ترافیک با برگزاری نشست کاهش پیدا نمیکند.
زباله با بازدید مسئولان از پروژه ناپدید نمیشود.
و توسعه شهری نیز با تولید خبر اتفاق نمیافتد.
اینجا همان جایی است که باید از ادبیات روابط عمومی فاصله گرفت و وارد ادبیات کارنامه شد.
آقای بابایی کارنامی، شما گفتهاید در انتخاب شهردار دخالت مستقیم نداشتهاید و تصمیم را متعلق به شورای شهر دانستهاید. بسیار خوب. اما شما نماینده مردم ساری و میاندرود هستید و از جایگاه رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس نیز درباره مسائل اجتماعی، کارگری و معیشتی سخن میگویید.
بنابراین مردم حق دارند از شما درباره مهمترین مدیریت اجرایی شهر خود سؤال کنند. نه به این معنا که شهردار باید تابع نماینده باشد، بلکه دقیقاً برعکس، به این معنا که نماینده باید در برابر عملکرد مسئولان حوزه انتخابیه خود مطالبهگر باشد.
اگر مدیریت شهری موفق است، از موفقیت آن دفاع کنید.
اگر شکست خورده، مطالبه اصلاح کنید.
اگر بخشی از مشکلات حل شده، عدد و سند ارائه دهید.
و اگر هنوز همان مشکلات گذشته پابرجاست، علت را برای مردم توضیح دهید.
این دخالت در کار شهرداری نیست. این همان چیزی است که مردم از نماینده خود انتظار دارند.
یکی از نخستین معیارهای ارزیابی، وضعیت کارکنان شهرداری است. زمانی که مدیریت جدید از پرداخت حقوق کارکنان به عنوان یکی از اولویتهای خود سخن گفت، این انتظار شکل گرفت که یکی از بحرانهای مهم شهرداری سامان پیدا کند. اکنون باید پرسید وضعیت پرداخت حقوق امروز چگونه است؟
آیا حقوق کارکنان بدون تأخیر پرداخت میشود؟
آیا معوقات گذشته تسویه شده است؟
آیا بدهی جدیدی به کارکنان و نیروهای پیمانکاری ایجاد نشده است؟
ساختار نیروی انسانی اصلاح شده یا همچنان هزینه سنگین نیروی انسانی بخش قابل توجهی از منابع شهرداری را مصرف میکند؟
اگر پاسخ مثبت است، عدد و آمار ارائه شود. اگر وضعیت بهتر شده، مردم باید بدانند چه میزان بهبود اتفاق افتاده است. اگر هم مسئله همچنان پابرجاست، باید توضیح داده شود که چرا یکی از نخستین اولویتهای اعلامشده هنوز به یک مسئله دائمی تبدیل شده است.
موضوع تأمین اجتماعی نیز از همین جنس است. بدهی شهرداری به سازمان تأمین اجتماعی یکی از مشکلات شناختهشده مدیریت شهری بوده و در مقاطع مختلف، خبرهایی درباره رایزنی و پیگیری برای تسویه این بدهی منتشر شده است. این تلاشها اگر به کاهش واقعی بدهی منجر شده باشد، اقدامی قابل دفاع است. اما تفاوت بزرگی میان «رایزنی برای تسویه بدهی» و «تسویه بدهی» وجود دارد.
مردم باید بدانند شهرداری ساری در ابتدای این دوره چه میزان به تأمین اجتماعی بدهکار بود و امروز چه میزان بدهکار است.
چه مقدار پرداخت شده؟ چه مقدار باقی مانده؟ آیا توافق انجامشده، صرفاً زمان خریداری کرده یا واقعاً بار بدهی را کاهش داده است؟
شفافیت دقیقاً از همین جا آغاز میشود. وقتی درباره ورود منابع مالی جدید به شهرداری و ارقامی مانند ۶۲۲ میلیارد تومان منابع موسوم به «منابع مغفول» صحبت میشود، اهمیت پرسشگری دوچندان میشود. اگر این منابع واقعاً وصول و وارد چرخه مالی شهرداری شدهاند، باید برای شهروندان روشن شود که این پول از کجا آمده، چرا سالها مغفول مانده، چه مقدار آن وصول شده و در نهایت چه میزان از آن صرف بدهیها، پروژههای عمرانی، تجهیزات و خدمات شهری شده است.پ
ول زمانی دستاورد است که اثر آن در شهر دیده شود. اگر صدها میلیارد تومان منابع جدید وارد شهرداری شده، شهروند باید بتواند اثر آن را در خیابان، حملونقل، پروژههای عمرانی، خدمات شهری، کاهش بدهی یا کیفیت زندگی خود مشاهده کند. در غیر این صورت، هنوز با یک «خبر مالی» مواجهیم، نه یک «دستاورد توسعهای». و این دقیقاً همان تفاوتی است که در بسیاری از گزارشهای مدیریتی گم میشود.
یک مقام میگوید «اعتبار گرفته شد».
مقام دیگری میگوید «پروژه پیگیری شد».
روابط عمومی خبر را منتشر میکند.
رسانه آن را بازنشر میدهد.
و چند ماه بعد همان پروژه دوباره با عنوان «پیگیری برای تسریع» به خبر تبدیل میشود.
در این میان فقط یک نفر سؤال نمیکند: پس نتیجه چه شد؟
ساری امروز بیش از هر چیز به پاسخ همین سؤال نیاز دارد. پروژه شاخص جدید مدیریت شهری چیست؟ کدام پروژه بزرگ در این دوره تعریف، تأمین مالی و وارد مرحله اجرا شده که بتواند چهره شهر را تغییر دهد؟ نه آسفالت یک کوچه و نه جدولگذاری یک خیابان و نه بازسازی یک پارک. منظور پروژهای است که بتواند برای آینده شهر ارزش اقتصادی، اجتماعی یا زیرساختی ایجاد کند.
ساری مرکز استان است. شهری با ظرفیت تاریخی، گردشگری، اقتصادی و انسانی فراوان. نمیتوان افق توسعه چنین شهری را به مجموعهای از اقدامات روزمره شهرداری محدود کرد. اگر پروژه تحولآفرینی وجود دارد، مردم باید آن را بشناسند. بودجه آن را بدانند. زمانبندی آن را بدانند. درصد پیشرفت آن را ببینند. و اگر چنین پروژهای وجود ندارد، این نیز باید صریح و بدون تعارف گفته شود.
پسماند و زبالهسوز ساری نیز داستانی است که دیگر تحمل وعدههای تکراری را ندارد. سالهاست همه مسئولان از اهمیت پروژه سخن میگویند. همه میدانند پسماند چه مسئلهای برای ساری و مازندران ایجاد کرده است. همه میدانند زبالهسوز باید به سرانجام برسد. اما مردم دیگر نمیخواهند درباره اهمیت پروژه بشنوند. مردم زمان بهرهبرداری میخواهند. درصد پیشرفت واقعی میخواهند. هزینه نهایی میخواهند. وضعیت تجهیزات را میخواهند. و مهمتر از همه میخواهند بدانند چه زمانی قرار است این پروژه از یک پرونده قدیمی روی میز مدیران، به یک تأسیسات واقعی و فعال تبدیل شود.
همین وضعیت درباره نیروی انسانی شهرداری نیز صدق میکند. وقتی از وجود حدود دو هزار نیروی مازاد سخن گفته میشود، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک مشکل اداری دانست. نیروی مازاد یعنی هزینه جاری. یعنی فشار بر بودجه، یعنی کاهش امکان سرمایهگذاری، یعنی دشوارتر شدن مسیر توسعه. بنابراین باید پرسید مدیریت جدید برای اصلاح ساختار نیروی انسانی چه کرده است؟
آیا تعداد نیروها کاهش یافته؟
آیا بهرهوری افزایش پیدا کرده؟
آیا هزینه جاری کاهش یافته؟
آیا استخدامهای جدید متوقف شده؟
آیا ساختار سازمانی اصلاح شده؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت است، نتیجه باید با عدد ارائه شود. اگر پاسخ منفی است، باید پرسید چرا.
اینها پرسشهای دشمنانه نیستند. اتفاقاً پرسشهایی هستند که اگر مدیریت شهری پاسخ روشنی برای آنها داشته باشد، میتواند از آنها به عنوان سند موفقیت خود استفاده کند.
اما مسئله اصلی همچنان باقی است.
ساری چه تغییری کرده است؟
این پرسش را باید از خود شهردار پرسید، از شورای شهر پرسید و از علی بابایی کارنامی نیز پرسید.
نه به این دلیل که نماینده باید شهردار را مدیریت کند، بلکه به این دلیل که مردم میخواهند بدانند نمایندهای که در سطح ملی درباره کارگران، مسائل اجتماعی و توسعه سخن میگوید، درباره وضعیت مدیریت شهری مهمترین شهر حوزه انتخابیه خود چه ارزیابی دارد.
اگر از عملکرد شهردار رضایت دارد، دقیقاً از کدام بخش دفاع میکند؟ اگر عملکرد را مثبت میداند، شاخصهای موفقیت چیست؟ اگر مشکلات را میبیند، چرا مطالبه عمومی برای اصلاح آنها پررنگتر نشده است؟ و اگر معتقد است مدیریت شهری مسیر درستی را طی میکند، چرا این «درستی مسیر» هنوز در بسیاری از شاخصهای ملموس زندگی شهری برای شهروندان قابل مشاهده نیست؟ اینجا دیگر بحث بر سر شخصیتها نیست. بحث بر سر کارنامه است.
ما نه میخواهیم و نه میتوانیم از پشتپردههای اثباتنشده سخن بگوییم. اگر سندی وجود دارد، باید منتشر شود. اگر سندی وجود ندارد، شنیده سیاسی نباید تبدیل به خبر شود.
اما یک چیز را میتوان با صراحت گفت: هرکس از یک انتخاب سیاسی یا مدیریتی دفاع میکند، باید آماده باشد روزی درباره نتیجه آن انتخاب پاسخ دهد. این قاعده درباره همه صادق است. درباره شهردار. درباره شورا. درباره نماینده. درباره مدیرکل. درباره وزیر. و حتی درباره رسانهای که از یک تصمیم دفاع کرده است.
راه فرار از پاسخگویی هم بسیار ساده است: عدد بدهید. همین.
اگر حقوق کارکنان منظم شده، آمار ارائه کنید.
اگر بدهی تأمین اجتماعی کاهش یافته، عدد قبل و بعد را اعلام کنید.
اگر بدهی شهرداری کاهش یافته، صورت مالی ارائه کنید.
اگر منابع جدید وصول شده، محل مصرف آنها را مشخص کنید.
اگر پروژه جدید ساخته شده، نام و درصد پیشرفت آن را اعلام کنید
.اگر زبالهسوز پیشرفت کرده، برنامه زمانبندی بهرهبرداری را منتشر کنید.اگر نیروی انسانی اصلاح شده، آمار آن را ارائه دهید.
و اگر ساری توسعه یافته، شاخص توسعه را روی میز بگذارید.
در این صورت، رسانه نیز به جای حدس و گمان، با سند سخن خواهد گفت.
پیشنهاد ما برای پایان دادن به این مناقشه
به جای آنکه فضای سیاسی ساری همچنان درگیر این پرسش باشد که «چه کسی شهردار را انتخاب کرد؟»، یک سؤال بسیار مهمتر را جایگزین کنیم: «این انتخاب چه نتیجهای برای شهر داشت؟»
پیشنهاد میکنیم شهرداری ساری، شورای اسلامی شهر و علی بابایی کارنامی، هرکدام با اتکا به اسناد رسمی، یک گزارش مقایسهای از وضعیت شهرداری پیش از آغاز مدیریت سیدحسن احمدی و وضعیت امروز منتشر کنند. گزارشی که در آن میزان بدهی، بدهی تأمین اجتماعی، حقوق معوق کارکنان، تعداد نیروها، هزینه جاری، درآمد پایدار، پروژههای نیمهتمام، پروژههای جدید، وضعیت زبالهسوز، حملونقل عمومی و میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی با عدد و سند مقایسه شود.
آن وقت دیگر نه شایعهای باقی میماند و نه نیاز به تفسیر سیاسی. اگر کارنامه مثبت است، بگذارید اعداد از آن دفاع کنند. اگر نیست، بگذارید اعداد نشان دهند مشکل کجاست. و شاید همین بهترین پاسخ به همه روایتهای پشتپرده باشد.
آقای بابایی کارنامی، شما گفتهاید در انتخاب شهردار دخالت مستقیم نداشتهاید. این موضع روشن است و رسانه نیز آن را به عنوان موضع رسمی شما میپذیرد. اما اکنون یک مطالبه روشنتر وجود دارد: اگر معتقدید مدیریت شهری ساری مسیر درستی را طی میکند، کارنامه آن را برای مردم توضیح دهید. مردم ساری دیگر با «قرار شد»، «پیگیری شد»، «تأکید شد» و «قول مساعد داده شد» قانع نمیشوند.
سالهاست قرار است. اکنون وقت نتیجه است. ساری نه به خبر بیشتر، که به کارنامه قابل اندازهگیری نیاز دارد. و اگر واقعاً تغییری اتفاق افتاده است، چه چیزی بهتر از اینکه خود مسئولان آن را با عدد و سند به مردم نشان دهند؟ در نهایت، قضاوت نه با این رسانه است، نه با آن رسانه، نه با موافقان و نه با مخالفان.
قاضی نهایی، همان شهروندی است که هر روز در خیابانهای ساری زندگی میکند و باید نتیجه مدیریت شهری را با چشم خود ببیند.
بصیرآنلاین
رسانه تحلیل، توسعه و شفافیت
محمود احمدی
مدیرمسئول