دوشنبه 20 مهر 1405 - Monday, October 12, 2026
تاریخ :1405/07/20 8:25 AM
روبیو؛ تمدن تو، تمدنِ خون و اپستین است!
خوشحالیم که در جهان برجسته شدیم، خوشحالیم که مقاومت و مبارزه تمدن ایرانی در کانون توجه جهانیان قرارگرفته و ایستاده‌ایم و خوشحالیم که خواب راحت را از چشمان شما گرفتیم...
در پی اظهارات سخیف و جنگ طلبانه وزیر خارجه دولت متجاوز امریکا، عضو هیات علمی دانشگاه با انتشار یادداشتی ضمن یادآوری فرهنگ و تمدن غنی ایرانی و اسلامی به وی در خصوص این اظهارات سخیف هشدار داد.

دکتر هادی ابراهیمی کیاپی در یادداشت خود آورده است:

آقای روبیو! پیامی برایت دارم .پس گوش کن، فرانسیس فوکویاما در پایان تاریخ فریاد زد لیبرال‌دموکراسی نقطهٔ پایان بشریت است. بعدها خودش پشیمان شد و عقب نشست. پس این را از زبان خودِ شما بشنو: لیبرال‌دموکراسی دیگر تاریخ را رقم نمی‌زند.
امروز این ایرانِ اسلامی است که تاریخ را رقم می‌زند و تو که مصاحبه‌هایت را خواندم، یک چیز از لابه‌لای کلمه‌هایت داد می‌زد: کم آورده‌ای. تاماهاوک، خاکستر شد. ناوگروه، عقب نشست. اما ارادهٔ ایرانی، پابرجا ماند. حالا پناه برده‌ای به تحريف تاریخ. چون دیدی با زور نشد، می‌خواهی با کلمه و ستونِ سنگی، چهرهٔ شکست‌خورده‌ات را بپوشانی. بشنو و در گوشت فرو کن: تمدن با تحریفِ دوبارهٔ تاریخ ساخته نمی‌شود. تمدن با عمل ساخته می‌شود. 
آقای روبیو، تو پیش از آنکه وزیر خارجه شوی، سناتور بودی. سال‌ها در کمیتهٔ روابط خارجی سنا نشستی. تو خودت خوب می‌دانی سیاست‌هایت چه بر سر این منطقه آورده است. پس نگو نمی‌دانستم. این حرف‌ها از سر بی‌اطلاعی نیست؛ از سر دشمنی است.بگذار تمدن‌ها را روبه‌روی هم بگذارم تا ببینی کجا ایستاده‌ای. تمدن ایرانی در نخستین منشور حقوق بشر، زنجیر از پای بندگان گشود. تمدنِ شوش و انشان و چغامیش؛ آن روز که شما در تاریکی غار بودید، ما در سیستان شهر می‌ساختیم و در شوش خط می‌نوشتیم. 
تمدنِ زهد و شهادت؛ تمدنی که در آن رهبر یک ملت، در خانه‌ای ساده زندگی  می کند تا وجدانش در گروی هیچ جزیرهٔ مخفی نباشد. تمدنِ ایستادن در برابر یزیدهای زمانه. تمدنی که فریاد می‌زند «مِثلی لا یُبایِعُ مِثْلَهُ» و با هیچ دلقک قدرتی معامله نمی‌کند. اما تمدن شما جزیرهٔ اپستین است ؛ تجاوز و بردگی در اتاق‌های بسته. مای‌لای و ویتنام؛ ناپالم بر سر کودکان.

داعش؛ تروریستی که با یک قلم پول ساخته می‌شود، بعد همان دست لباس آتش‌نشان می‌پوشد. ناو وینسنس؛ پرواز مسافربری که در آسمان تکه‌تکه شد و فرمانده‌اش نشان افتخار گرفت. تاماهاوک؛ مدرسهٔ شجره طیبه در میناب که با خاک یکسان شد و پاسخش این بود: اطلاعات منسوخ بود. تفاوت ما و شما همین‌جاست. تمدن ما از عشق و شهادت و عدالت بنا شد. تمدن شما از معامله، ترس و خون. آقای روبیو تو رفتی و روی همان سنگی ایستادی که سقراط بر همان خاک، تمام عمر پرسید. تو در خانهٔ سقراط، همان حرفی را زدی که سقراط تمام عمر برابر آن ایستاد. تو همان سوفیستی هستی که او با آن‌ها جنگید؛ همان‌ها که پول می‌گرفتند تا ضعیف را قوی و باطل را حق جلوه دهند.

افلاطون در «جمهوری» حکایت انگشتری دارد به نام گیگس؛ هرکه در انگشت کند، نامرئی می‌شود و هرچه خواهد می‌کند. تو همان مرد با انگشتر گیگسی. پایگاه کاشتی، پنهانش کردی، آتش گشودی و بعد گفتی اطلاعات منسوخ بود. آری؛ نگینِ انگشترِ تو، همان نگین نامِ دروغ است.
ارسطو در «سیاست» گفته است شهر برای زندگی‌کردن نیست، برای بِهتر زیستن استو هر حکومتی که این غایت را رها کند و فقط به سودِ خودش برود، از شکل درست بیرون می‌افتد. اسمش را گذاشت: تیرانی. حالا برو همان یک کلمه را روی سنگِ آکروپولیس حک کن و بگذار بماند. اما روح سقراط و افلاطون و ارسطو از این تریبون‌داری تو در عذاب است. نه چون ما ایرانی‌ایم؛ چون جانورانی مثل شما را می‌بینند که این‌گونه دروغ می‌گویند و به نام تمدن، سکهٔ کشتار را به خوردِ تاریخ می‌دهند. سایهٔ آن ستون‌ها از تو خجالت‌زده است، نه گوش‌های ما. حتی خودِ اندیشمندان غرب این تمدن را به زیر سؤال بردند. 
ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، هشدار داد تمدن مدرن، جهان را از معنا تهی کرده و انسان را در قفسی آهنین گرفتار ساخته است. آقای روبیو، این را خودت هم می‌دانی. تمدنی که اندیشمندانش از آن می‌ترسند، با تریبون آکروپولیس تطهیر نمی‌شود و امام شهید ما، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، بارها گفت تمدن غربی بر پایهٔ ماده‌گرایی و سلطه‌طلبی بنا شده و انسان را از معنویت و از خدا دور کرده است. 
این شعار نبود؛ کارنامهٔ شما خودش گواه است. البته این کارنامه مال یک نفر نیست. مال یک نظام است. آیزنهاور، دولتِ ملی مصدق را سرنگون کرد. جانسون، مای‌لای را از زیر ناپالم بیرون داد. ریگان، در جنگ هشت‌ساله با عملیات استانچ سلاح را از ایران دریغ کرد و وینسنس را فرستاد تا مسافران ایران‌ایر را در خلیج فارس به آتش بکشد.

بوش پیر، پشت صدام ایستاد و کارخانه‌های غرب را باز گذاشت تا گاز خردل و اعصاب بر سر سربازان و مردم مظلوم  ایران بریزد. بوش پسر، با دروغِ سلاح کشتار جمعی، عراق و افغانستان را سوزاند. کلینتون، تحریم را بر گردهٔ ملت سوار کرد و دارو و غذا را از دست کودکان این خاک دزدید. اوباما، آسمان منطقه را با پهپاد به قتلگاهِ بی‌محاکمه بدل کرد.و آن رئیس‌جمهوری که خودتان در همان کاخ، نامش را با شرم و فراموشی می‌برید یعنی ترامپ. پس کارنامه، مال یک نفر نیست؛ مال یک نظام است، با دو حزب و یک سیاست و تو روی همین کارنامه گل کاشتی و اسمش را گذاشتی تمدن! و همین روزها، یکی از نمادهای درخشان تمدنی شما با نام نتانیاهو وحشی، بیش از هفتاد هزار تن را در غزه کشت؛ نیمی از آن‌ها کودک بودند. 

رئیس‌جمهور فاسد شما، ترامپ، نه‌تنها محکوم نکرد، بلکه پشتش ایستاد و تو داری از تمدن حرف می‌زنی، در حالی که دست در دست آدم‌کشی گذاشتی که کودکان را زیر آوار دفن می‌کند. این تمدن است؟ این را از کودکان غزه بپرس.و اما سنگ روزگار. آن مرد بزرگ که تو را با همهٔ ناو و ناوچه و پروتکل کاخ سفیدت کوچک کرد، چه داشت که تو نداری؟ آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، امام شهید ما، مي‌توانست کرسی قدرت را با فرش قرمز بیاراید و نیاراست. در خانه‌ای ساده و معمولی زیست؛ نه کاخِ پرخدمه، نه ثروتِ پنهان، نه وجدانی در گروی جزیره‌ای مخفی. زندگی‌اش اندازهٔ یک طلبهٔ شهرستانی بود و هر چه آوردند، پس فرستاد. برابر طمع تو ایستاد. برابر هدیهٔ زهرآلود ایستاد. برابر چکمهٔ تو ایستاد. بیعت نکرد و همان راهی را رفت که حسینِ در کربلا در برابر یزید رفت.و اما شما امام ما را مظلومانه، در ماه مبارک رمضان،با دهان‌روزه، در جایگاه سجود و مناجات، به شهادت رساندید.

اما بیعت را نتوانستید بگیرید.این تفاوت ما و شماست. تمدن شما با معامله و ترس بنا شد. تمدن ما از شهادت و مقاومت.و شما اروپايي‌ها، ای مدعیانِ حقوق بشر! وقتی آمریکا گفت تحریم، سر خم کردید. وقتی گفت تعلیق، باز سر خم کردید. مانده‌ام بروکسل تصمیم می‌گیرد یا سفارت آمریکا. عجب تمدنی! برده‌داری مدرن است، منتها با کراوات و شبکهٔ خبری. تمدن شما، تمدنِ جمله‌های پرطمطراق است که در سخنرانی دموکراسی خرج می‌شود و در برخورد با واقعیت، به یک بله‌قربان گویی با کاخ سفید فرو می‌رود.

بدانید: دوران لیبرال‌دموکراسی به‌پایان رسیده است. هژمونی غرب اکنون به افول افتاده؛ همان پیشگویی که اسوالد اشپنگلر در «زوال غرب» و پاتریک بوکانان در «مرگ غرب» سال‌ها پیش کرده بودند، امروز یکی‌یکی محقق می‌شود. اما شما فقط نامِ مرگ را عوض می‌کنید و به آن بحران مدیریتی می‌گویید. البته ما خوشحالیم؛ خوشحالیم که امروز ایران در کانون توجه جهان قرار گرفته است. آمریکا دغدغه‌اش فقط ایران است، اروپا دغدغه‌اش فقط ایران است. 

خوشحالیم که در جهان برجسته شدیم، خوشحالیم که مقاومت و مبارزه تمدن ایرانی در کانون توجه جهانیان قرارگرفته و ایستاده‌ایم و خوشحالیم که خواب راحت را از چشمان شما گرفتیم.

و حرف آخر؛ آقای روبیو، تمدن را در آکروپولیس جست‌وجو نکن. سقراط همان‌جا به ما آموخت زندگیِ بررسی‌ناشده، زندگی‌ای نیست که ارزش زیستن داشته باشد. ولیکن تو همان‌جا نشستی و زندگیِ چهارهزارسالهٔ یک ملت را بررسی‌ناشده گذاشتی. وقتی سخنرانی تمام شود و به هتل برگردی، این پرسش در گلویت گیر می‌کند: که هستیم ما؟ و ما همان‌جا ایستاده‌ایم.ایستاده‌ایم، آقای روبیو. حتی آن روز که تو رفتی و فقط ستون‌های آکروپولیس ماند.


نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.