چهارشنبه 6 اسفند 1404 - Wednesday, February 25, 2026
تاریخ :1404/12/06 10:57 AM
نامه نانوشته مردم مازندران به رئیس‌جمهور
سفر رئیس‌جمهور به استانی که سال‌ها بار ملی را به دوش کشیده، بی‌آنکه در تصمیم ملی دیده شود...
سفر رئیس‌جمهور به استانی که سال‌ها بار ملی را به دوش کشیده، بی‌آنکه در تصمیم ملی دیده شود.

سفر رئیس‌جمهور به مازندران، در تقویم دولت یک برنامه عادی است؛ اما در حافظه این استان، هر سفر یک آزمون تکراری است: آیا مازندران فقط مقصد سفر است یا موضوع تصمیم؟ این یادداشت، نه گزارش استقبال است و نه فهرست پروژه‌ها. روایتی است صریح، منتقدانه و مطالبه‌گر از استانی که سال‌ها میزبان منافع ملی بوده، اما در نظام تصمیم‌سازی، سهمی متناسب با این میزبانی نداشته است.

مازندران را همه می‌شناسند؛ استان سبز، مقصد سفر، تصویر کارت‌پستالی ایران.

اما آنچه کمتر دیده می‌شود، هزینه‌های پنهانِ این تصویر زیباست؛ هزینه‌هایی که نه در عکس‌ها جا می‌گیرند و نه در گزارش‌های رسمی. مازندران، در روزهای تعطیل، شلوغ‌ترین استان کشور است. در این روزها، جاده‌ها دیگر راه نیستند؛ صف‌ هستند. شهرها دیگر شهر نیستند؛ ایستگاه موقت هستند. و روستاها، فقط برای چند روز «قابل زیستن» می‌شوند.

اما وقتی تعطیلات تمام می‌شود، وقتی پلاک‌ها برمی‌گردند و دوربین‌ها خاموش می‌شوند، مازندران می‌ماند و واقعیتی که کمتر کسی درباره آن می‌نویسد: استانی که مصرف ملی را تحمل می‌کند، اما با مدیریت محلی رها شده است. 

مازندران؛ استان شلوغ، با حکمرانی خلوت

مسئله مازندران، کمبود ظرفیت نیست. این استان، از نظر طبیعی، انسانی و جغرافیایی، یکی از غنی‌ترین استان‌های کشور است. مسئله، خلأ حکمرانی متناسب با این ظرفیت است.

مازندران هم‌زمان:

•    قطب کشاورزی است.
•    مقصد اول گردشگری داخلی است.
•    سپر زیست‌محیطی شمال کشور است.
•    و گره‌گاه تردد ملی.

اما در نظام تصمیم‌گیری کشور، اغلب به کدام یک از این نقش‌ها به‌صورت واقعی توجه شده است؟ پاسخ صریح است: تقریباً به هیچ‌کدام، به‌صورت جامع و پایدار.

نامه نانوشته؛ صدایی که فریاد نمی‌زند، اما هشدار می‌دهد

آقای رئیس‌جمهور؛

این متن، نه نامه رسمی است و نه بیانیه سیاسی. این، صدای جمعی مردمی است که سال‌ها یاد گرفته‌اند اعتراض نکنند، بلکه تطبیق پیدا کنند.

مازندران، استان فریاد نیست؛ استان صبر است. اما صبر، وقتی به سیاست عمومی تبدیل نشود، به فرسودگی می‌رسد.

ما از شما وعده‌های بزرگ نمی‌خواهیم. ما حتی از مصوبات پرشمار هم عبور کرده‌ایم. خواست ما، ساده و در عین حال بنیادین است: مازندران باید از حاشیه تصمیم‌گیری ملی خارج شود.

مسئله مازندران، پروژه نیست؛ ساختار است

اگر این سفر هم به فهرستی از پروژه‌ها ختم شود، اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. پل، جاده، سالن و بیمارستان، لازم‌اند؛ اما کافی نیستند.
مسئله مازندران، انباشت پروژه‌های نیمه‌تمام نیست؛ مسئله، انباشت هزینه‌هایی است که هیچ‌وقت محاسبه نشده‌اند.

هزینه‌هایی مثل:

•    فشار دائمی بر منابع آب و خاک
•    تخریب تدریجی جنگل‌ها و سواحل
•    افزایش بی‌ضابطه قیمت زمین و مسکن
•    کاهش صرفه اقتصادی کشاورزی برای بومی‌ها
•    و مهاجرت خاموش جوانان تحصیل‌کرده

این‌ها هزینه‌هایی هستند که در بودجه‌های سالانه دیده نمی‌شوند، اما آینده استان را می‌بلعند.

مازندران؛ میزبان ملی بدون حق میزبانی

در ادبیات توسعه، میزبانی یک «خدمت» است، نه یک وظیفه بی‌پاداش. استانی که بار ملی را تحمل می‌کند، باید از سازوکار جبرانی ملی برخوردار باشد. اما در مازندران، میزبانی به یک عادت تبدیل شده است؛ عادتی که هزینه دارد، اما حق تولید نمی‌کند.

گردشگری، نمونه روشن این تناقض است:

•    میلیون‌ها نفر وارد استان می‌شوند.
•    زیرساخت‌ها فرسوده می‌شوند.
•    محیط‌زیست آسیب می‌بیند.

اما سهم استان از منافع این چرخه، شفاف، پایدار و قابل دفاع نیست.

محیط‌زیست؛ قربانی تصمیم‌های کوتاه‌مدت

همه از محیط‌زیست مازندران حرف می‌زنند؛ اما کمتر کسی حاضر است برایش تصمیم سخت بگیرد. جنگل، دریا، رودخانه و شالیزار، «سرمایه ملی» هستند، اما مدیریت آن‌ها، اغلب محلی، پراکنده و بدون اختیار کافی است.

نتیجه روشن است:
تخریب آرام، مداوم و قانونی.

مازندران نیازمند پایلوت حکمرانی محیط‌زیست است؛ نه بخشنامه‌های مقطعی و هشدارهای مناسبتی.

سه مطالبه شفاف؛ معیار قضاوت این سفر

این یادداشت، فهرست آرزوها نیست. سه مطالبه مشخص دارد؛ نه بیشتر، نه کمتر:

1. سازوکار جبران فشار گردشگری
با ردیف بودجه مشخص، نظام هزینه‌کرد شفاف و سهم واقعی استان از منافع ملی گردشگری.

2. اختیار واقعی استان در مدیریت زمین و منابع
بدون این اختیار، هیچ طرحی پایدار نخواهد بود.

3. نهاد تصمیم‌سازی فرادولتی برای مازندران
ساختاری که فراتر از تغییر دولت‌ها، آینده استان را ببیند.

مازندران، مسئله امروز نیست؛ مسئله فرداست

نادیده‌گرفتن مازندران، فقط ظلم به یک استان نیست؛ هزینه‌ای است که کل کشور در آینده خواهد پرداخت. بحران محیط‌زیست شمال، بحران امنیت غذایی، بحران مهاجرت و بحران نابرابری منطقه‌ای، همه از همین نقطه شروع می‌شوند:

نادیده‌گرفتن استانی که بیش از سهمش مصرف شده است.

سخن آخر؛ هشدار محترمانه، اما جدی

آقای رئیس‌جمهور؛

این سفر، می‌تواند مثل سفرهای قبل تمام شود؛ یا می‌تواند نقطه‌ای باشد برای تغییر نگاه.

مازندران، سهم‌خواه نیست، مطالبه‌گر است. و مطالبه‌گری، اگر پاسخ نگیرد، دیر یا زود شکل دیگری به خود می‌گیرد.

این یادداشت، هشدار است؛ نه از سر تقابل، بلکه از سر مسئولیت. مازندران را نه فقط ببینید؛ بلکه بشنوید و برایش تصمیم بگیرید.

محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول

نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.