شنبه 8 شهريور 1404 - Saturday, August 30, 2025
ذخایر خون مازندران در وضعیت قرمز/ آقای استاندار و دکتر باقرزاده، چه می‌کنند؟مافیای وام بانکی؛ زخمی عمیق بر پیکر اعتماد عمومی/ وام فروشی؛ تجارت کثیف پولتیراندازی در نیویورکوزیر امور خارجه وارد جده شدمردم، خدمتگزاران کشور و رئیس‌جمهور را حمایت کنندقهرمانی تیم کشتی فرنگی جواناندیپلماسی در تنگنای قدرت‌های جهانیآمریکا زمانی که مایل باشد از منافقین به عنوان یک ابزار استفاده میکندبرگزاری مذاکرات آتش‌بس غزه در اماراترضا سوخته سرایی درگذشتشیوه‌های نوین مدیریت منبع آبی چگونه است؟ماه ربیع‌الاول؛ پل میان ماتم و جشن در آداب و رسوم ایرانیصفحه نخست روزنامه‌های امروزالزامات استراتژیک ایران و ضرورت اجرایی شدن کریدور ارسمسکن استیجاری کی به کمک زوج‌های جوان می آید؟سپاهان - پرسپولیس؛ ال کلاسیکوی ایرانیآسمان یمن: گورستان جنگنده‌های تل‌آویوغیبت مدیرکل و فرصت سوزی تاریخی در قلب مازندران/ آقای استاندار؛ تا کی باید شاهد فرصت‌سوزی باشیم؟سلامت مردم قربانی حمایت سیاسی: دکتر باقرزاده پاسخگو باشد!موافقت رهبر انقلاب با سرمایه‌گذاری صندوق توسعه ملی در نیروگاه‌های خورشیدی
تاریخ :1404/06/06 3:37 PM
ذخایر خون مازندران در وضعیت قرمز/ آقای استاندار و دکتر باقرزاده، چه می‌کنند؟
در شرایطی که ذخایر خونی استان به وضعیت قرمز رسیده، استاندار مازندران به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی استان موظف است که فوراً وارد عمل شود. آقای استاندار، چه کسی پاسخگوی خون‌هایی است که ممکن است در رگ بیماران مازندران جاری نشود؟...
در شرایطی که ذخایر خونی استان به وضعیت قرمز رسیده، استاندار مازندران به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی استان موظف است که فوراً وارد عمل شود. 

زنگ خطر در رگ‌های مازندران
شنیده‌ها نشان می‌دهد که وضعیت ذخایر خونی این استان در شرایط بحرانی قرار دارد. گفته می‌شود ذخایر خونی استان به کمتر از دو روز رسیده و در مرکز استان، شهر ساری، این میزان حتی به یک روز کاهش یافته است. چنین وضعیتی اگر صحت داشته باشد، به معنای ورود مازندران به وضعیت قرمز سلامت است؛ وضعیتی که کوچک‌ترین تعلل در آن می‌تواند به بهای جان بیماران نیازمند خون و فرآورده‌های خونی تمام شود.

خون، نه یک کالای لوکس که بتوان آن را از بازار تهیه کرد، بلکه مایه حیات است. هر لحظه کمبود آن می‌تواند مرگ را برای کودکان تالاسمی، بیماران دیالیزی، مادران باردار و مصدومان تصادفی به ارمغان بیاورد. در چنین شرایطی، وظیفه‌ی هر مدیر، هر استاندار و هر نماینده مجلس، ایجاب می‌کند که فوراً وارد عمل شوند. اما آیا چنین شده است؟

کارنامه‌ی پر از سؤال مدیرکل انتقال خون مازندران
مدیرکل فعلی انتقال خون مازندران، در سال‌های اخیر بارها در معرض نقد رسانه‌ها، کارشناسان و حتی پرسنل داخلی قرار گرفته است. فهرست انتقادات بلندبالاست و بسیاری از آنها بر پایه مستندات یا شنیده‌های موثق بیان شده‌اند:

1. اخراج نیروهای خدماتی و نگهبانی در اسفندماه ۱۴۰۳: آن‌هم درست در حالی که نامه‌های رسمی سازمان انتقال خون کشور (از جمله نامه معاون اجتماعی، آقای میرزایی) تأکید بر تأمین نیروی انسانی به هر طریق ممکن داشته‌اند. چگونه می‌توان نیروی انسانی را حذف کرد در حالی که ذخایر خونی در اکثر ایام سال پایین‌تر از میانگین کشوری است؟

2. عدم پرداخت به‌موقع کارانه و هدیه روز انتقال خون به پرسنل: وجوه مربوطه بیش از ۲۰ روز در حساب اداره کل بلوکه شد و پرسنل در شرایط تورمی کشور، چشم انتظار حقوق‌شان ماندند. آیا این بی‌توجهی به معیشت کسانی که در خط مقدم سلامت جان مردم ایستاده‌اند، بی‌احترامی آشکار به سرمایه انسانی نیست؟

3. واردات خون از استان‌های معین (تهران و گلستان): شنیده‌ها حکایت دارد که در ده روز اخیر حدود هزار واحد خون از استان‌های معین وارد مازندران شده است. این اقدام، اگرچه شاید برای پر کردن خلأ ضروری بوده، اما پرسش جدی ایجاد می‌کند: چرا باید استانی مانند مازندران با این جمعیت و ظرفیت، نیازمند واردات مکرر خون باشد؟ آیا این نشانه‌ی ضعف مدیریتی نیست؟

4. تعطیلی شیفت عصر پایگاه آمل: در حالی که معاون اجتماعی سازمان انتقال خون در نامه‌ای رسمی بر لزوم فعال بودن همه پایگاه‌ها حتی در ایام تعطیل تأکید کرده، تعطیلی شیفت عصر آمل چه معنایی دارد؟ آیا شیفت عصر این پایگاه تعطیل شده است؟ آیا جان مردم آمل کمتر از شهرهای دیگر ارزش دارد؟

5. شایعه‌ی ثبت آمار غیرواقعی: برخی شنیده‌ها می‌گویند آمار مربوط به شیفت صبح به نام شیفت عصر ثبت می‌شود تا وانمود شود پایگاه فعال است. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد، این نه تنها یک تخلف اداری، که خیانت به اعتماد عمومی است.

اینها فقط بخش‌هایی از پرسش‌های بی‌پاسخ در کارنامه مدیریتی هستند. اما مسئله اینجاست که چرا با وجود چنین ابهامات و بحران‌هایی، تغییر مدیریتی صورت نمی‌گیرد؟

استاندار مازندران؛ مسئول اصلی در سطح استان
در شرایطی که ذخایر خونی استان به وضعیت قرمز رسیده، استاندار مازندران به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی استان موظف است که فوراً وارد عمل شود. طبق قانون، تأمین سلامت عمومی و مدیریت بحران‌های حیاتی در حوزه استان، از مسئولیت‌های مستقیم استاندار است.

آقای استاندار!
آیا از گزارش‌های نگران‌کننده در مورد ذخایر خون مطلع هستید؟ اگر مطلعید، چرا اقدامی عاجل انجام نداده‌اید؟ اگر مطلع نیستید، چه توضیحی برای این غفلت دارید؟
چگونه ممکن است بحرانی چنین حیاتی در استان جریان داشته باشد و شما در جایگاه نماینده عالی دولت سکوت کنید؟

مردم مازندران از شما انتظار دارند که بی‌درنگ نسبت به برکناری مدیرکلی که عملکردش زیر سؤال است و انتقادات جدی بر او وارد است، اقدام کنید. تعلل بیشتر، بازی با جان بیماران خواهد بود.

نقش نماینده مردم بابلسر و فریدونکنار؛ حمایت سیاسی در برابر جان مردم؟
اما ماجرای مهم‌تر و البته تلخ‌تر، نقش دکتر باقرزاده نماینده مردم بابلسر و فریدونکنار در مجلس شورای اسلامی است. شنیده‌های موثق حکایت از آن دارد که ایشان تنها حامی مدیرکل فعلی انتقال خون مازندران است و با فشارهای سیاسی مانع تغییر مدیریت می‌شود.

چند پرسش بنیادین در اینجا مطرح است:
1. چرا یک نماینده مجلس، آن هم عضو کمیسیون بهداشت و درمان و عضو فراکسیون خون، باید به جای مطالبه‌گری برای ارتقای وضعیت خون استان، در نقش حامی یک مدیر ناکارآمد ظاهر شود؟
2. آیا حمایت سیاسی، جایگزین وظیفه نظارتی ایشان شده است؟ طبق اصل ۸۴ قانون اساسی، نماینده مجلس در برابر همه ملت مسئول است. اگر بحران خون در مازندران منجر به مرگ بیماران شود، آیا آقای باقرزاده پاسخگو خواهند بود؟

3. به عنوان یک پزشک، سوگند بقراطی ایشان چه می‌شود؟ مگر نه این است که نخستین وظیفه‌ی پزشک «حفظ جان بیماران» است؟ چگونه می‌توان سکوت کرد وقتی جان مردم استان با کاهش ذخایر خون تهدید می‌شود؟

4. بحث تعارض منافع: شنیده‌ها می‌گویند مدیرکل انتقال خون مازندران در ستاد انتخاباتی ایشان فعال بوده است. اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد، آیا حمایت فعلی نتیجه‌ی یک رابطه سیاسی و انتخاباتی است یا دلسوزی برای سلامت مردم؟

این پرسش‌ها جدی و صریح هستند و انتظار می‌رود آقای باقرزاده به طور شفاف به مردم پاسخ دهند.

بحران سلامت؛ از زاویه قانون و اخلاق
در شرایطی که ذخایر خون در استان به کمتر از دو روز کاهش یافته، سکوت و انفعال مسئولان نه تنها یک قصور اداری، بلکه تخلف در انجام وظایف قانونی است.
طبق اصل ۲۹ قانون اساسی، تأمین سلامت از حقوق اساسی شهروندان است.
طبق اصل ۸۹، نمایندگان باید بر عملکرد دولت و مدیران نظارت کنند و در صورت لزوم، خواستار تغییر باشند.
بر اساس قانون مطبوعات، رسانه‌ها حق دارند مسائل حیاتی سلامت عمومی را مطرح و مطالبه‌گری کنند.

از منظر اخلاقی نیز، هیچ حمایتی – چه سیاسی، چه جناحی – نباید بر جان و سلامت مردم غلبه کند. نماینده‌ای که حمایت سیاسی را بر وظیفه نظارتی ترجیح دهد، در برابر خدا، مردم و تاریخ مسئول است.

روایت انسانی؛ وقتی خون نباشد…
فرض کنید مادری در ساری برای زایمان نیاز به خون دارد و ذخایر خون کافی نیست. یا کودکی تالاسمی در بابل منتظر تزریق خون است و ذخیره‌ها به پایان رسیده. در این لحظه‌ها، حمایت سیاسی از یک مدیر ناکارآمد چه معنایی دارد؟ آیا می‌توان جان بیماران را فدای بازی‌های قدرت کرد؟

مطالبه‌ی شفافیت و تغییر فوری
اکنون که برخی گزارش‌های محرمانه، شنیده‌های موثق همه حکایت از بحران خون در مازندران دارند، دیگر جایی برای سکوت و انفعال باقی نمانده است.
از استاندار مازندران می‌خواهیم که فوراً به موضوع ورود کند و با تغییر مدیریت، گام نخست را برای بازگشت اعتماد عمومی بردارد.
از دکتر باقرزاده انتظار داریم که به صراحت موضع خود را در برابر مردم اعلام کند: آیا حامی سلامت عمومی هستند یا حامی یک مدیر خاص؟
از مدیرکل انتقال خون مازندران مطالبه می‌کنیم که به جای سکوت، به صورت شفاف در برابر افکار عمومی توضیح دهند چرا استان به چنین وضعیتی رسیده است.

در نهایت، این پرسش بی‌پاسخ باقی می‌ماند:
چه کسی پاسخگوی خون‌هایی است که ممکن است در رگ بیماران مازندران جاری نشود؟

 محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول رسانه

نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2025 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.