
ایستادن مارکو روبیو بر فراز صخرههای آکروپولیس و نقب زدن به ۴۸۰ سال پیش از میلاد برای توجیه استیصال امروز کاخ سفید در خاورمیانه، بیش از آنکه نمایش هژمونی باشد، تصویر کاریکاتوری از سیاستمداری است که کفگیر دیپلماسیاش به تهِ دیگ خورده و ناچار به نبش قبر ناشیانه تاریخ روی آورده است. برای دولتی با عمق تاریخی کمتر از ۲۵۰ سال که شناسنامهاش با نسلکشی پیوسته بومیان قاره آمریکا و خاکستر کردن تمدنهای کهن بینالنهرین در همین قرن بیستویکم رقم خورده، دستیازیدن به حوادث ۲۵ قرن پیش برای تخریب چهره ایران، یک انتحار بیپروای رسانهای است.
اما از آنجا که نادانی نسبت به گذشته همیشه به مضحکه در زمان حال ختم میشود، بد نیست چند فکت دقیق، کلاسیک و مستند از همان متونی که در محافل دانشگاهی غرب تدریس میشود، پیش چشم این دولتمرد آمریکایی بگذاریم تا تفاوت «دفاع مشروع» و «وحشیگری امپریالیستی» آشکار شود:
۱. معمای سال ۴۹۸ پیش از میلاد: چرا هرودوت را از وسط میخوانید؟
آقای روبیو از آتش گرفتن معابد آتن در ۴۸۰ ق.م سخن میگوید، اما تعمداً یا از سر کمسوادی مشاورانش، ۱۸ سال پیش از آن را فاکتور میگیرد!
در سال ۴۹۸ پیش از میلاد (در جریان شورش ایونی)، این نیروهای آتن و ارتریا بودند که به خاک امپراتوری هخامنشی تاختند، شهر «سارد» (پایتخت ساتراپی لیدیه) را ناجوانمردانه غارت کردند و «معبد کوببه»، یکی از مقدسترین زیارتگاههای بومی لیدیاییها را به آتش کشیدند.
هرودوت—همان مورخ شهیر یونانی که غربیها پدر تاریخش مینامند در کتاب پنجم، بند ۱۰۲ صراحتاً ثبت کرده است که سوزاندن معبد کوببه بهانهای شد تا آتنیها شعله کینهای را برافروزند که بازتاب آن در لشکرکشی تنبیهی و تلافیجویانه خشایارشا دیده شد. حقوق بینالملل باستان و اصل «مقابلهبهمثل» دقیقاً همان چیزی بود که در سال ۴۸۰ ق.م رخ داد: پاسخی متقارن به تروریسم شهری و تخریب اماکن مقدس توسط آتنیها در خاک آسیا. چرا روبیو آغازگر این آتشافروزی را لاپوشانی میکند؟
۲. سند آتن و تندیسهای هارمودیوس و آریستوگیتون؛ فاتحی که غارت نکرد، عفو کرد!
فکت نابتری که روبیو قطعاً از آن بیخبر است، سرنوشت تندیسهای برنزی «هارمودیوس و آریستوگیتون» (معروف به تیرانکشها) است که نمادهای مقدس دموکراسی آتن بودند. خشایارشا در فتح آتن، این تندیسها را ذوب نکرد، نشکست و بیحرمتی ننمود. بلکه آنها را با احترام به شوش منتقل و در خزانه شاهی حفاظت کرد. تندیسهایی که بعدها حتی به روایت تاریخنگارانی چون آریان، در پی احترامی عمیق به هنر و میراث یونان دستنخورده باقی ماندند.
در همان زمان، طبق کتیبههای کشفشده در تختجمشید (الواح استحکامات و خزانهداری پرسپولیس)، صنعتگران و معماران یونانی مقیم در قلمرو هخامنشی با دریافت حقوق مساوی، جیره معین و بیمههای اجتماعی ثبتشده فعالیت میکردند؛ در حالی که دموکراسی آتن، نیمی از جمعیت خود را بردگانی میدانست که حتی حق حیاتِ انسانی نداشتند!
۳. الگوی کوروش در برابر الگوی اسکندر و بوش!
اگر سخن از احترام به نیایشگاههاست، تاریخ قاضی بیرحمی است:
رفتار ایرانیان: کوروش بزرگ در بابل (استوانه کوروش، خطوط ۲۲ تا ۳۴) معابد اسیران بابلی، یهودیان، ایلامیها و دیگر اقوام را بازسازی کرد، خدایانشان را به جایگاه اصلی بازگرداند و هزینه بازسازی معبد اورشلیم را از خزانه شاهی پرداخت کرد. حتی داریوش بزرگ در مصر، در کتیبههای معبد هیبیس (Hibis) به عنوان حامی معابد آمون ستایش شده است.
رفتار اسلاف روبیو و الگوی غربی: اسکندر مقدونی—قهرمان تخیلی غرب—در سال ۳۳۰ ق.م پرسپولیس، شاهکار هنر معماری شرق را در پی یک بدمستی هیستریک خاکستر کرد و الواح اوستا را سوزاند. همان الگویی که بعدها نوادگان استعماریشان در آتش زدن کتابخانههای مایاها، غارت موزههای بغداد در ۲۰۰۳ و سکوت در برابر محو تمدن غزه تکرار کردند.
۴. دکترین تاریخی ایران: «جغرافیای تابآوری، نه تهاجم»
آقای روبیو باید بداند که فلات ایران در طول هفت هزار سال حیات مدنی خود، هرگز نیازی به کشورگشایی برای اثبات هویت نداشته است. استراتژی ژئوپلیتیک ایران از هخامنشیان و ساسانیان تا به امروز، همواره متکی بر «دفاع پیشدستانه و مشروع از کیان سرزمینی» بوده است. ایران هیچگاه آغازگر جنگهای جهانسوز نبوده؛ اما تاریخ گواهی میدهد که هر امپراتوری متجاوزی از لژیونهای کراسوس در حران گرفته تا ارتشهای تا بن دندان مسلح تحت حمایت غرب در قرن بیستم، در برخورد با صخره تابآوری ایرانیان، ستون فقراتش خرد شده است.
صلحطلبی ایرانیان برآمده از ضعف نیست؛ برآمده از تمدنی است که ۲۵۰۰ سال پیش نخستین منشور حقوق بشر را بدون بمب و موشک نگاشت، در حالی که اسلاف نظری نومحافظهکاران آمریکایی، انسانها را در کولوسئومها پیش پای درندگان میانداختند تا اشراف سرگرم شوند.
آقای وزیر امور خارجه! استفاده ابزاری از خشت و گِلهای تاریخ برای لاپوشانی شکستهای پیدرپی دولت آمریکا در تحمیل ارادهاش بر تهران، تاکتیکی نخنماست. شما بر آکروپولیس ایستادید تا ایران را محکوم کنید، اما ناخواسته به جهان یادآوری کردید که وقتی شما هنوز در نقشه جغرافیا وجود نداشتید، ایران دولتی جهانشمول بر پایه قانون و مهار توحش برپا کرده بود.
به جای داستانسرایی درباره خشایارشا، یک بار کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت یا کتب هرودوت را ورق بزنید؛ شاید دریابید ملتی که طوفانهای هزارهها را از سر گذرانده، با باد هوا و رجزخوانیهای یک سیاستمدار سردرگم در آتن، خم به ابرو نخواهد آورد.
محمود احمدی
صاحب امتیاز و مدیرمسئول
بصیرآنلاین
رسانه تحلیل، توسعه و شفافیت